به گزارش میمتالز، همه معادن به یک اندازه از کمبود مواد منفجره آسیب نمیبینند و بزرگترین مصرفکنندگان نیز الزاما وابستهترین نیستند. دادههای مرکز آمار ایران نشان میدهد سهم مواد منفجره در برخی فعالیتهای معدنی به ۷۲ درصد از ارزش اقلام مصرفی میرسد، همچنین معادن سنگ آهن نزدیک به نیمی از کل مواد منفجره مصرفی کشور را به خود اختصاص میدهند. این تفاوت، پرسش مهمی را پیش روی زنجیره صنایع معدنی قرار میدهد: اختلال در تامین مواد ناریه، بیش از همه کدام حلقه تولید را تهدید میکند؟

در همین راستا، سیدمحمد اتابک، وزیر صمت، با اشاره به کمبود مواد منفجره و لزوم تسریع دسترسی بنگاهها به آن، گفت: ۲۵ درصد از مواد ناریهای که بخش خصوصی وارد کرده، هنوز ترخیص نشده است. وی با بیان اینکه پتروشیمیهای داخل نمیتوانند نیاز ما را به زودی رفع کنند، افزود: باید از طریق واردات، نیاز معادن به ناریه را مرتفع کنیم.
وی همچنین گفت: در حال حاضر نیاز معادن کوچک را با مجوز جابهجایی مواد ناریه از معادن بزرگ حل کردهایم. کمبود مواد ناریه این روزها به پاشنه آشیل معادن تبدیل شده است. موضوعی که استخراج معادن را تحتتاثیر قرار داده و ادامه آن میتواند تامین مواد اولیه زنجیره صنایع معدنی را تحتتاثیر قرار دهد.
در نگاه نخست، مواد ناریه شاید تنها یکی از اقلام مصرفی در معادن بهنظر برسد. اما در عمل این مواد نقطه آغاز چرخه استخراج در بخش معدن محسوب میشوند. در اغلب معادن روباز و بخشی از معادن زیرزمینی، عملیات استخراج با آتشباری آغاز میشود. عملیاتی که طی آن توده سنگ با استفاده از مواد منفجره خردشده و امکان بارگیری، حمل و فرآوری ماده معدنی را فراهم میکند. از این رو، برخلاف بسیاری از مواد مصرفی که جایگزینی یا تاخیر در تامین آنها تنها بخشی از فرآیند تولید را تحتتاثیر قرار میدهد، اختلال در تامین مواد ناریه میتواند کل زنجیره استخراج را با تاخیر مواجه کند.
در ایران نیز بخش قابلتوجهی از تولید مواد معدنی، از سنگ آهن و مس گرفته تا طلا، آهک و دولومیت، به عملیات آتشباری وابسته است. در چنین شرایطی، هرگونه اختلال در دسترسی به مواد منفجره، چاشنی و سایر تجهیزات مرتبط، تنها به تعویق یک مرحله از عملیات معدن منجر نمیشود، بلکه میتواند برنامه استخراج، ظرفیت تولید و در نهایت عرضه مواد اولیه به صنایع پاییندستی را تحتتاثیر قرار دهد.
اگرچه کمبود مواد ناریه طی سالهای اخیر بیشتر از زاویه مشکلات تامین و اختلال در عملیات معادن مورد توجه قرار گرفته است، اما دادههای مرکز آمار ایران ابعاد دیگری از این موضوع را آشکار میکند. بررسی نتایج «آمارگیری از معادن در حال بهرهبرداری کشور» در سال۱۴۰۳ نشان میدهد سهم مواد منفجره از ارزش مواد، ابزار و وسایل کار کمدوام مصرف شده در برخی فعالیتهای معدنی به مراتب بالاتر از سایر بخشهاست. این شاخص، میزان مصرف فیزیکی مواد منفجره را نشان نمیدهد؛ اما تصویری از میزان وابستگی هر فعالیت معدنی به این نهاده راهبردی ارائه میکند.
اهمیت این یافته زمانی بیشتر نمایان میشود که محصولات این معادن در زنجیره تولید کشور بررسی شود. نیکل، آنتیموان و تیتانیوم خوارک صنایع آلیاژی و برخی صنایع با فناوری بالا را تامین میکنند. دولومیت در تولید فولاد، شیشه، سرامیک و صنایع نسوز نقش دارد. نمک و آهک نیز از مواد اولیه اصلی صنایع شیمیایی، فولاد، سیمان، تصفیه آب و بسیاری از فرآیندهای صنعتی هستند. از این منظر هرگونه اختلال در استخراج این مواد معدنی آثار خود را فراتر از بخش معدن، در صنایع پاییندستی و هزینه تولید نمایان کند.
بنابراین، بررسی دادههای مرکز آمار، میزان آسیبپذیری زنجیره تولید کشور در برابر اختلال در تامین مواد ناریه را نشان میدهد. هرچه سهم مواد منفجره در ساختار هزینههای مصرفی یک فعالیت معدنی بیشتر باشد، ریسک کاهش تولید آن در زمان بروز محدودیتهای تامین نیز افزایش مییابد، این موضوع درنهایت میتواند بر تولید صنعتی، سرمایهگذاری و رقابت پذیری اقتصاد اثرگذار باشد.
اختلال در تامین مواد ناریه، تنها به کاهش سرعت استخراج در معادن محدود نمیشود، بلکه آثار آن به تدریج در زنجیره ارزش صنایع و تولیدی نمایان میشود. هرماده معدنی، حلقهای از زنجیره تامین صنایع پاییندست را تشکیل میدهد و کاهش تولید آن میتواند از طریق افزایش هزینه مواد اولیه، کاهش عرضه و ایجاد وقفه در تولید، بر عملکرد صنایع وابسته اثر بگذارد. بررسی دادههای مرکز آمار ایران نشان میدهد معادنی که بیشترین وابستگی را به مواد ناریه دارند، تامین کننده مواد اولیه صنایع راهبردی کشور هستند.
در میان فعالیتهای معدنی، معادن نیکل، آنتیموان و تیتانیوم با اختصاص ۷۲ درصد از ارزش مواد، ابزار و وسایل کار کمدوام مصرفشده به مواد منفجره، بیشترین وابستگی را به تامین پایدار مواد ناریه دارند. این سه ماده معدنی در تولید فولادهای آلیاژی، تجهیزات نفت و گاز، خودروسازی، تجهیزات پزشکی، صنایع هوافضا، صنایع الکترونیک و برخی فناوریهای نوین کاربرد دارند. از این رو، کاهش تولید آنها میتواند هزینه تامین مواد اولیه صنایع پیشرفته را افزایش داده، وابستگی به واردات را تشدید و رقابت پذیری تولیدکنندگان داخلی را تضعیف کند.
دولومیت با سهم ۴۷ درصدی، دومین گروه معدنی وابسته به مواد ناریه است. این ماده معدنی در تولید فولاد، سیمان، شیشه، سرامیک، مواد نسوز و منیزیم نقش کلیدی دارد. کاهش استخراج دولومیت، هزینه تولید این صنایع را افزایش داده و در نهایت میتواند به رشد بهای تمامشده مصالح ساختمانی، محصولات فولادی و اجرای پروژههای عمرانی منجر شود.
نمک تنها یک کالای مصرفی نیست، بلکه ماده اولیه بسیاری از صنایع شیمیایی به شمار میرود. تولید کلر، سود سوزآور، PVC، شویندهها، صنایع دارویی، تصفیه آب و بخشی از صنایع غذایی به عرضه پایدار نمک وابسته است. از این رو، کاهش تولید نمک میتواند هزینه تامین مواد اولیه صنایع شیمیایی را افزایش داده و آثار آن به تدریج در قیمت محصولات صنعتی و مصرفی نمایان شود.
آهک یکی از مواد اولیه اصلی در صنایع فولاد، سیمان، مس، تصفیه آب، کاغذ و برخی صنایع شیمیایی است. کاهش تولید این ماده معدنی، علاوه بر افزایش هزینه تولید فولاد و سیمان، میتواند قیمت تمامشده پروژههای عمرانی و زیرساختی را نیز تحت تاثیر قرار دهد. از آنجا که این صنایع سهم قابلتوجهی در اشتغال، سرمایهگذاری و توسعه اقتصادی دارند، اختلال در زنجیره تامین آهک میتواند آثار گستردهای بر اقتصاد داشته باشد.
اگرچه طلا نسبت به سایر مواد معدنی نقش محدودتری در تامین مواد اولیه صنایع پایه دارد، اما از منظر ارزش افزوده، صادرات و سرمایهگذاری اهمیت بالایی دارد. کاهش تولید طلا میتواند عرضه مواد اولیه صنعت طلا و جواهر را محدود کند، هزینه تولید این صنعت را افزایش دهد و بخشی از ظرفیت صادراتی و درآمدهای معدنی کشور را تحت تاثیر قرار دهد. همچنین در برخی کاربردهای تخصصی مانند تجهیزات الکترونیک و پزشکی، کاهش عرضه طلا میتواند هزینه تامین مواد اولیه را افزایش دهد.
بررسی دادههای مرکز آمار ایران نشان میدهد اگرچه حدود ۴۷ درصد از کل هزینه مواد منفجره مصرفشده در معادن کشور به استخراج کانههای آهن اختصاص دارد، اما مواد منفجره تنها حدود ۱۰ درصد از ارزش مواد، ابزار و وسایل کار کمدوام مصرفشده در این بخش را تشکیل میدهد. این دو شاخص در نگاه نخست ممکن است متناقض به نظر برسند، اما در واقع دو جنبه متفاوت از ساختار تولید معادن سنگ آهن را نشان میدهند.
سهم ۴۷ درصدی از کل هزینه مواد منفجره بیانگر آن است که معادن سنگ آهن، به دلیل مقیاس بزرگ فعالیت و حجم بالای استخراج، بزرگترین مصرفکننده مواد ناریه در کشور هستند. استخراج سالانه دهها میلیون تن سنگ آهن، مستلزم اجرای مستمر عملیات آتشباری در معادن بزرگ است و همین موضوع باعث شده است بخش قابلتوجهی از تقاضای مواد منفجره کشور به این معادن اختصاص یابد. در مقابل، سهم ۱۰ درصدی مواد منفجره از هزینه اقلام مصرفی معادن سنگ آهن نشان میدهد که ساختار هزینه این معادن متنوعتر از بسیاری از فعالیتهای معدنی دیگر است. هزینههای ماشینآلات سنگین، سوخت، قطعات یدکی، تعمیر و نگهداری، حملونقل و سایر نهادههای عملیاتی، سهم قابلتوجهی از هزینههای جاری این معادن را به خود اختصاص میدهد؛ در نتیجه، اگرچه مصرف مطلق مواد منفجره در معادن سنگ آهن بسیار بالاست، اما وزن آن در ترکیب هزینههای مصرفی کمتر از معادنی مانند نیکل، آنتیموان و تیتانیوم است.
با این حال، این موضوع به معنای مصونیت معادن سنگ آهن در برابر کمبود مواد ناریه نیست. از آنجا که این معادن تامینکننده اصلی خوراک زنجیره فولاد کشور هستند، هرگونه اختلال در تامین مواد منفجره میتواند حجم استخراج را کاهش داده و به سرعت بر تولید کنسانتره، گندله، آهن اسفنجی و فولاد اثر بگذارد. بنابراین، حتی اگر سهم مواد منفجره در ساختار هزینه معادن سنگ آهن پایینتر باشد، بهدلیل مقیاس تولید و جایگاه راهبردی این معادن در اقتصاد، پیامدهای اختلال در تامین این نهاده میتواند به کل زنجیره فولاد و صنایع وابسته سرایت کند.
در مجموع، وجه مشترک این مواد معدنی آن است که همگی در ابتدای زنجیره تولید صنایع مختلف قرار دارند. از این رو، هرگونه اختلال در استخراج آنها، تنها به کاهش تولید در بخش معدن محدود نمیشود، بلکه میتواند با افزایش هزینه مواد اولیه، کاهش ظرفیت تولید صنایع پاییندستی و افت رقابتپذیری، آثار خود را در بخشهای مختلف اقتصاد نمایان کند.
منبع: دنیای اقتصاد