به گزارش میمتالز، در این رویکرد، اقتصاد چرخشی به معنای جایگزینی کامل معدنکاری با بازیافت نیست؛ بلکه تلاش میکند با اتصال استخراج، تولید، مصرف و بازیابی، عمر مواد را افزایش دهد و فلزات موجود در محصولات پایانعمر و پسماندهای صنعتی را دوباره به چرخه تولید بازگرداند. تجربه شرکت سوئدی Boliden نمونهای از همین رویکرد یکپارچه است؛ مدلی که بازیافت در آن فعالیتی جدا از زنجیره معدن و متالورژی نیست.
شرکت سوئدی Boliden یکی از نمونههای قابل توجه در پیوند میان معدنکاری و اقتصاد چرخشی است. این شرکت تنها به استخراج فلزات از معادن متکی نیست و فعالیتهای خود را در زنجیرهای شامل اکتشاف، معدن، فرآوری، ذوب، پالایش و بازیافت توسعه داده است. به گزارش وبسایت رسمی Boliden، این شرکت در کنار تولید فلزات از مواد معدنی، مواد ثانویه و پسماندهای صنعتی را نیز به چرخه تولید بازمیگرداند. تفاوت مهم این مدل با بسیاری از برنامههای مستقل بازیافت در آن است که بازیافت از زنجیره اصلی تولید فلز جدا نیست و مواد معدنی و ثانویه در یک شبکه صنعتی به هم متصل میشوند.
یکی از مهمترین نمونههای این مدل در مجتمع ذوب Rönnskär سوئد دیده میشود. این مجموعه از دهه ۱۹۶۰ در زمینه فرآوری مواد ثانویه فعالیت دارد و اکنون ظرفیت سالانه بازیافت ۱۲۰ هزار تن مواد الکترونیکی را در اختیار دارد. بردهای مدار چاپی و دیگر قطعات الکترونیکی پس از آمادهسازی و خردایش وارد فرآیند ذوب میشوند؛ در این مرحله، فلزات پایه و گرانبها از مواد ورودی بازیابی میشوند. به نقل از وبسایت رسمی Boliden، مس، طلا و نقره از جمله فلزات قابل بازیابی در این فرآیند هستند.
مدل Rönnskär به پسماندهای الکترونیکی محدود نمیشود. در این مجتمع، غبار حاصل از فرآیندهای فولادسازی نیز به عنوان خوراک ثانویه وارد زنجیره تولید روی میشود. بر اساس اطلاعات رسمی این شرکت، Rönnskär سالانه حدود ۳۵ هزار تن کلینکر روی تولید میکند. سهم غبار فولادسازی در تولید کلینکر به ترکیب مواد ورودی بستگی دارد؛ با این حال، استفاده از این غبار به عنوان خوراک ثانویه، نمونهای از بازگرداندن یک محصول جانبی صنعتی به زنجیره تولید فلز است. کلینکر روی در این زنجیره، محصولی واسطهای است که برای استحصال روی خالص به واحدهای دیگر Boliden ارسال میشود.
این رویکرد در دیگر واحدهای Boliden نیز ادامه پیدا کرده است. طبق دادههای منتشرشده از سوی Boliden، حدود ۲۰ درصد از تولید روی کارخانه Odda از منابع ثانویه تأمین میشود. این نمونه نشان میدهد که مواد ثانویه در مدل Boliden تنها یک جریان جانبی نیستند، بلکه میتوانند بخشی از خوراک تولید فلز را تأمین کنند.
در Harjavalta فنلاند نیز نزدیک به ۱۰ هزار تن مواد ثانویه الکترونیکی در سال وارد فرآیند تولید مس میشود تا فلزات ارزشمند موجود در این مواد بازیابی شوند. در کنار این فعالیت، همکاری میان واحدهای Harjavalta و Kokkola از دهه ۱۹۶۰ ادامه دارد. استفاده از ظرفیتهای متفاوت این واحدها، امکان بازیابی فلزاتی مانند مس، نیکل، کبالت و نقره را فراهم میکند. چنین ساختاری به شرکت اجازه میدهد مواد اولیه معدنی و ثانویه را در یک شبکه صنعتی به کار گیرد و از زیرساختهای موجود برای افزایش بهرهوری مواد استفاده کند.
Boliden همچنین در حال توسعه مسیرهای جدید برای استفاده از موادی است که پیشتر عمدتا به عنوان پسماند شناخته میشدند. به گزارش این شرکت، توسعه مواد جایگزین سیمان بر پایه سرباره حاصل از تولید مس و سنگ باطله معدن، یکی از مسیرهای مورد بررسی برای ایجاد کاربردهای جدید برای محصولات جانبی فرآیندهای معدنی و متالورژیکی است. در همین راستا، همکاری Boliden با شرکت Skanska بر توسعه و آزمایش مواد جایگزین سیمان در کاربردهای ساختمانی متمرکز شده است.
بنابراین، اقتصاد چرخشی در این مدل تنها به بازیابی فلزات از پسماند محدود نمیشود و استفاده مجدد از مواد معدنی و محصولات جانبی فرآیند را نیز دنبال میکند.
ذخایر فلزی تنها در زیر زمین قرار ندارند. بخشی از این ذخایر در پسماندهای الکترونیکی، غبارهای صنعتی، سربارهها و دیگر جریانهای ثانویه مواد وجود دارد. شرکتهای معدنی آینده، در کنار توسعه اکتشاف و استخراج، باید بتوانند به این منابع ثانویه نیز دسترسی پیدا کنند و زیرساختهای لازم برای بازگرداندن فلزات به چرخه تولید را توسعه دهند.
تجربه Boliden نشان میدهد که در اقتصاد چرخشی، معدنکار آینده ممکن است همزمان استخراجکننده فلز از ذخایر زیرزمینی و بازیابیکننده فلز از ذخایر شهری و صنعتی باشد.