به گزارش میمتالز، گزارش S&P Global در ابتدای ۲۰۲۶ هشدار میدهد، تقاضای جهانی مس تا سال ۲۰۴۰ ممکن است به بیش از ۴۲ میلیون تن برسد؛ رقمی که حدود ۵۰ درصد بالاتر از سطح فعلی مصرف جهانی است. این رشد عمدتاً تحت تأثیر توسعه شبکه برق، خودروهای برقی، انرژیهای تجدیدپذیر، دیتاسنترهای هوش مصنوعی و زیرساختهای دیجیتال شکل گرفته است. با این حال، عرضه هنوز نتوانسته خود را با سرعت رشد تقاضا هماهنگ کند. بخش بزرگی از پروژههای فعلی صرفاً در بخش توسعه معادن فعال هستند و طی سالهای اخیر، ذخایر بزرگ و باکیفیت جدید، بهندرت وارد مدار توسعه شدهاند. به همین دلیل، بسیاری از مؤسسات بینالمللی از احتمال شکلگیری کسری مزمن در بازار جهانی مس طی دهه آینده سخن میگویند.
بازار لندن در ابتدای ۲۰۲۶ برای نخستینبار شاهد عبور قیمت مس از مرز ۱۴ هزار دلار در هر تن بود؛ اتفاقی که در چرخههای قبلی معمولاً آغازگر موجی از سرمایهگذاریهای عظیم معدنی محسوب میشد. این وضعیت در شرایطی رخ میدهد که قیمت مس وارد محدودهای بیسابقه شده، اما این بار واکنش شرکتها متفاوت بوده است.
تحلیل رویترز نشان میدهد بسیاری از مدیران معدنی هنوز از تکرار تجربه ابرچرخه چین در دهه گذشته هراس دارند؛ دورهای که سرمایهگذاریهای سنگین، پس از افت قیمتها، به بحران بدهی، کاهش سودآوری و نابودی ارزش سهام شرکتها منجر شد. به همین دلیل، حتی در فضای رکوردشکنی قیمتها نیز اولویت اصلی بسیاری از غولهای معدنی، حفظ انضباط مالی، کاهش بدهی و بازگشت نقدی به سهامداران باقی مانده است.
در کنار کمبود سرمایهگذاری، صنعت معدن اکنون با افت کیفیت ذخایر جهانی نیز روبهرو است. گزارشهای مؤسسات مالی بینالمللی، از جمله UBS، نشان میدهد کاهش عیار ذخایر، پیچیدهتر شدن استخراج و افزایش اختلالات عملیاتی، رشد تولید جهانی مس را محدود کرده است. نمونه شاخص این وضعیت، معدن عظیم Grasberg در اندونزی است. پس از حادثه سال ۲۰۲۵، شرکت Freeport از زمانبر بودن بازگشت کامل این معدن به ظرفیت پایدار خبر داده و اعلام کرده که روند احیای تولید با کندی پیش میرود. این موضوع بار دیگر آسیبپذیری عرضه جهانی فلزات در برابر اختلالات عملیاتی را نمایان کرده است.
از سوی دیگر، توسعه معادن جدید نیز با موانع فزایندهای مواجه است. طولانی شدن فرآیند صدور مجوز، افزایش هزینه سرمایه، فشارهای زیستمحیطی، کمبود زیرساخت فرآوری و همچنین ریسکهای ژئوپلیتیکی، اجرای پروژههای معدنی را دشوارتر از گذشته کرده است. بسیاری از ذخایر جدید نیز در کشورهایی قرار دارند که با بیثباتی سیاسی، تنشهای امنیتی یا ریسک ملیسازی مواجه هستند. در چنین شرایطی، چین همچنان مسیر متفاوتی را دنبال میکند؛ شرکتهای چینی طی سالهای اخیر حضور خود را در پروژههای معدنی آفریقا، آمریکای لاتین و آسیای مرکزی گسترش دادهاند و سرمایهگذاری در حوزه مس، لیتیوم، نیکل و عناصر نادر خاکی را ادامه میدهند. در مقابل، بسیاری از شرکتهای غربی تمرکز بر داراییهای کمریسکتر را ترجیح دادهاند و قصد واگذاری بخشی از سبد داراییهای غیرکلیدی خود را دارند.
اکنون بخش مهمی از تحلیلگران بازار معتقدند جهان در آستانه ورود به یک ابرچرخه ساختاری جدید در بازار فلزات قرار گرفته است؛ ابرچرخهای که بر پایه همزمانی چند روند بزرگ، شامل گذار انرژی، توسعه هوش مصنوعی، گسترش زیرساخت برق، رقابت ژئوپلیتیکی و محدودیت عرضه معدنی شکل گرفته است.
برآیند این تحولات نشان میدهد صنعت معدن جهان با سه واقعیت همزمان، یعنی رشد بلندمدت تقاضا برای فلزات حیاتی، ناتوانی عرضه در افزایش سریع ظرفیت تولید و احتیاط فزاینده شرکتهای معدنی در اجرای پروژههای بزرگ، روبهرو شده است. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که بازار جهانی در سالهای آینده با کمبود ساختاری مس، نوسانات شدید قیمت فلزات، تشدید رقابت ژئوپلیتیکی بر سر منابع معدنی و افزایش اهمیت بازیافت و فناوریهای فرآوری مواجه خواهد شد؛ روندی که میتواند بار دیگر معدن را به یکی از استراتژیکترین صنایع اقتصاد جهانی تبدیل کند.