به گزارش میمتالز، در شرایطی که بازار جهانی انرژی با ریسکهای فزایندهای مانند تنشهای ژئوپلیتیکی، اختلال زنجیره تأمین، نوسان قیمت و محدودیتهای تجاری روبهروست، ساختار سبد انرژی کشورها به یکی از مهمترین شاخصهای سنجش تابآوری اقتصادی تبدیل شده است. تصویری که پیشرو داریم، با تمرکز بر ترکیب منابع انرژی در اقتصادهای بزرگ، یک پیام روشن دارد؛ چین به دلیل اتکای بالاتر به زغال سنگ و سهم پایینتر نفت و گاز، نسبت به اروپا و آمریکا در برابر شوکهای نفتی آسیبپذیری کمتری دارد.

بر اساس دادههای منتشرشده در Energy Institute Statistical Review of World Energy، نفت و گاز حدود ۷۲ درصد از سبد انرژی آمریکا و حدود ۶۴ درصد از سبد انرژی اروپا را تشکیل میدهند؛ این در حالی است که ۵۳ درصد از انرژی چین از زغال سنگ تأمین میشود و مجموع سهم نفت و گاز در سبد انرژی چین حدود ۲۷ درصد است؛ این تفاوت ساختاری، از منظر امنیت انرژی به معنای آن است که بخشی از تقاضای انرژی چین بهویژه در تولید برق و صنعت کمتر به بازار جهانی نفت و گاز گره خورده و بیشتر بر منبعی متکی است که هم زیرساخت آن توسعه یافته و هم بخش مهمی از آن در داخل قابل تأمین است.
از زاویه اقتصادی، هرچه سهم نفت و گاز در سبد انرژی بالاتر باشد، انتقال شوک قیمت به تورم و هزینه تولید سریعتر رخ میدهد. در آمریکا و اروپا، نفت و گاز نهتنها در حملونقل و گرمایش، بلکه در صنایع بزرگ و زنجیرههای تولیدی نیز نقش تعیینکننده دارند؛ بنابراین جهش قیمت یا اختلال در تجارت انرژی میتواند به افزایش هزینههای لجستیک، تولید و نهایتاً کاهش رشد اقتصادی منجر شود؛ در مقابل، اتکای چین به زغال سنگ بهویژه در تولید برق به این کشور اجازه میدهد در کوتاهمدت بخشی از فشارهای بیرونی را با ظرفیتهای داخلی و سیاستهای تنظیمگری مهار کند.
با این حال، این برگ برنده بدون هزینه نیست، همین واقعیت باعث شده پکن همزمان دو مسیر را پیش ببرد؛ از یک سو زغال سنگ را به عنوان ستون امنیت انرژی حفظ کند و از سوی دیگر با سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، بهینهسازی مصرف، برقرسانی به حملونقل و توسعه شبکه بهتدریج وابستگی خود را به سوختهای آلاینده کاهش دهد، گزارشهای IEA (آژانس بینالمللی انرژی) نیز نشان میدهد چین در سالهای اخیر به یکی از پیشرانهای اصلی رشد ظرفیت خورشیدی و بادی جهان اقدامی که هم اقتصادی است و هم ژئوپلیتیک تبدیل شده است.
در رقابت قدرتهای بزرگ، امنیت انرژی فقط به حجم واردات یا تولید وابسته نیست؛ بلکه به ترکیب سبد انرژی و میزان کنترلپذیری آن بستگی دارد؛ چین با سهم بالای زغال سنگ، در شوکهای نفتی انعطافپذیری بیشتری دارد؛ هرچند در بلندمدت ناگزیر است برای حفظ رشد اقتصادی، کیفیت محیطزیست و کاهش ریسکهای آینده، سرعت گذار انرژی را افزایش دهد.