به گزارش میمتالز، در نگاه نخست، حادثه مرگبار معدن «لیوشنیو» در استان شانشی که به کشته شدن دستکم ۸۲ نفر انجامید، عامل اصلی جهش قیمتها به نظر میرسد. اما بررسی دقیقتر نشان میدهد این حادثه صرفاً نقش جرقهای را ایفا کرده که انبار باروت بازار را منفجر کرده است. پیش از وقوع این حادثه نیز بازار زغال سنگ ککشوی چین با کاهش ذخایر، افت واردات و محدودیت منابع جایگزین مواجه بود و همین عوامل موجب شده بود توازن عرضه و تقاضا در وضعیت شکنندهای قرار گیرد.
استان شانشی به عنوان مهمترین قطب تولید زغال سنگ چین، سهم قابلتوجهی در تأمین خوراک صنعت فولاد این کشور دارد. پس از وقوع حادثه، مقامات محلی کارزار گستردهای برای بازبینی استانداردهای ایمنی آغاز کردند. اقدامی که به توقف فعالیت برخی معادن و تشدید محدودیتهای تولید منجر شد. تجربه بازارهای کالایی نشان میدهد در چنین شرایطی، اثر روانی اقدامات نظارتی معمولاً فراتر از حجم واقعی کاهش تولید است، زیرا بسیاری از شرکتها برای جلوگیری از برخوردهای قانونی، به صورت داوطلبانه بخشی از فعالیتهای خود را متوقف میکنند.
واکنش بازار نیز سریع و معنادار بود. قرارداد آتی زغال سنگ ککشوی در بورس دالیان با رشد ۷.۱۶ درصدی به ۱۳۷۷ یوان در هر تن رسید که بالاترین سطح از اکتبر ۲۰۲۴ محسوب میشود. همزمان قیمت کک نیز نزدیک به ۵ درصد افزایش یافت. این رشد همزمان در بازار زغال سنگ و کک نشان میدهد فعالان بازار نسبت به تداوم محدودیتهای عرضه نگرانی جدی دارند و افزایش قیمت صرفاً ناشی از فعالیتهای سفتهبازانه نیست.
یکی از مهمترین دلایل شدت واکنش بازار، کاهش محسوس سطح ذخایر زغال سنگ در واحدهای ککسازی چین است. برآوردها نشان میدهد موجودی انبار بسیاری از کارخانهها پیش از حادثه تنها برای ۱۷ تا ۱۸ روز فعالیت کافی بوده است؛ سطحی که پایینتر از محدوده ایمن عملیاتی ارزیابی میشود. در چنین شرایطی هر گونه اختلال در تولید میتواند به سرعت به نگرانی درباره تأمین خوراک صنایع فولادی تبدیل شود.
عامل مهم دیگر، افت قابل توجه واردات زغال سنگ ککشوی است. آمارها نشان میدهد واردات این محصول در سهماهه نخست سال ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۴۶ درصد کاهش یافته است. این موضوع باعث شده بازار چین در مقایسه با سالهای گذشته انعطافپذیری کمتری برای جبران کسری عرضه داخلی داشته باشد. در واقع یکی از مهمترین سوپاپهای اطمینان بازار در شرایط بحران، تضعیف شده است.
همزمان، کاهش صادرات زغال سنگ از مغولستان نیز فشار مضاعفی بر بازار وارد کرده است. مغولستان به دلیل نزدیکی جغرافیایی یکی از مهمترین تأمینکنندگان زغال سنگ مورد نیاز فولادسازان شمال چین به شمار میرود. کاهش عرضه از این کشور موجب شده گزینههای جایگزین برای مصرفکنندگان چینی محدودتر شود و حساسیت بازار نسبت به هر گونه اختلال داخلی افزایش یابد.
بررسی سوابق تاریخی نیز نشان میدهد بازار زغال سنگ چین سابقه واکنشهای طولانیمدت به محدودیتهای عرضه را دارد. در بحران سال ۲۰۲۱، مجموعهای از محدودیتهای زیستمحیطی، بازرسیهای ایمنی و تنشهای تجاری باعث شد قیمتها برای ماهها در سطوح بالا باقی بمانند. از این رو بسیاری از تحلیلگران معتقدند بحران کنونی نیز ممکن است فراتر از یک شوک کوتاهمدت باشد و آثار آن در ماههای آینده ادامه پیدا کند.
با این حال، چشمانداز بازار همچنان با عدم قطعیت همراه است. از یک سو، نیاز فولادسازان به بازسازی ذخایر، پایین بودن موجودی انبارها و روند زمانبر بازرسیهای ایمنی از ادامه حمایت قیمتی حکایت دارد. از سوی دیگر، احتمال بازگشت سریعتر معادن به مدار تولید، افزایش واردات در واکنش به رشد قیمتها و نشانههای ضعف در بازار سنگ آهن میتواند بخشی از فشار صعودی را تعدیل کند.
در سطح جهانی نیز این تحولات میتواند پیامدهای قابل توجهی داشته باشد. صادرکنندگانی مانند استرالیا، آمریکا و کانادا از افزایش تقاضای چین منتفع خواهند شد، در حالی که فولادسازان چینی با افزایش هزینههای تولید روبهرو میشوند. از آنجا که زغال سنگ ککشوی بین ۱۵ تا ۲۰ درصد هزینه مواد اولیه تولید فولاد در کورههای بلند را تشکیل میدهد، تداوم رشد قیمتها میتواند حاشیه سود تولیدکنندگان فولاد را تحت فشار قرار دهد.
در مجموع، جهش اخیر قیمت زغال سنگ ککشوی بیش از آن که نتیجه یک حادثه معدنی باشد، بازتاب آسیبپذیری ساختاری بازار در برابر شوکهای عرضه است. کاهش ذخایر، افت واردات، محدودیت عرضه از مغولستان و تشدید نظارتهای ایمنی در چین مجموعه عواملی هستند که بازار را در موقعیتی حساس قرار دادهاند. از این رو روند آتی قیمتها تا حد زیادی به سرعت بازگشت تولید در استان شانشی، وضعیت واردات و رفتار فولادسازان در مدیریت ذخایر وابسته خواهد بود؛ عواملی که میتوانند مسیر بازار زغال سنگ و به تبع آن صنعت فولاد جهانی را در ماههای آینده تعیین کنند.
اما در این بین عدم توجه به توسعه حوزه زغال سنگ در ایران باعث شده تا فرصت موجود در بازار جهانی از دست برود. در پی افزایش قیمت نفت و اختلال در تنگه هرمز بار دیگر اقبال به زغال سنگ روی آورده است. اما عدم توسعه در این حوزه باعث شده امروز ایران فرصت صادراتی را از دست بدهد چراکه این حوزه نیازمند سرمایهگذاری بسیاری است.