به گزارش میمتالز، بحران انرژی و جهش هزینههای نهادههای تولید، پدیدهای منحصر به اقتصاد ایران نیست. تبعات جنگ اوکراین، اختلال در زنجیرههای تامین جهانی و تغییرات ژئوپلیتیک، غولهای فولادسازی جهان را نیز با جهشهای بیسابقه قیمت گاز طبیعی، زغال سنگ و برق مواجه کرد. با این حال، تفاوت معنادار در الگوهای تنظیمگری و مکانیسمهای بازار، بقای اکوسیستم آنها را تضمین کرده است. تحلیل رفتار دو بازیگر اصلی بازار جهانی فولاد - آرسلورمیتال در اروپا و پوسکو در آسیا - نقشه راه روشنی را برای خروج از این بحران ترسیم میکند.
شرکت آرسلورمیتال، به عنوان بزرگترین تولیدکننده فولاد در قاره اروپا، در مواجهه با بحران کمبود انرژی و جهش سرسامآور قیمت گاز و برق، از ابزاری ساختاریافته و شفاف به نام سربار انرژی استفاده کرد. در این مدل پیشرفته تجاری، قیمت پایه محصولات فولادی از نوسانات پیشبینیناپذیر هزینههای انرژی کاملاً تفکیک میشود. آرسلورمیتال با معرفی یک فرمول ریاضی شفاف که مستقیماً به شاخص قیمت گاز در هاب هلند (TTF Rotterdam) و شاخصهای روزانه بهای برق متصل بود، هرگونه افزایش ناگهانی در هزینههای انرژی را به صورت یک آیتم مجزا و متغیر (به عنوان مثال، رقمی معادل ۵۰ یورو به ازای هر تن برای محصولات طویل) بر روی فاکتور نهایی خریداران اعمال کرد.
علاوه بر این، در مسیر گذار به تولید بدون کربن، این شرکت هزینههای جانبی تولید را نیز تحت عنوان سربار فولاد سبز که ارقامی بین ۵۵ تا ۱۰۰ یورو در هر تن را شامل میشد، به مصرفکنندگان نهایی منتقل نمود. درس استراتژیک این مدل برای رگولاتور ایرانی این است که در اقتصادهای پیشرفته، دولتها و نهادهای تنظیمگر، با وجود آگاهی از اثرات تورمی، مانع از انتقال منطقی هزینههای انرژی به مصرفکنندگان نهایی (نظیر کارخانجات خودروسازی و تولیدکنندگان کالاهای بادوام) نمیشوند. این رویکرد خردمندانه تضمین میکند که تولیدکننده پایه فولاد، در نقش سپر بلای سیاستهای کلان نایستاده و حاشیه سود عملیاتی آن برای تداوم سرمایهگذاری، تحقیق و توسعه و حفظ اشتغال در لایههای مختلف صنعت، دستنخورده و محفوظ باقی بماند.
مجتمع فولاد پوسکو در کره جنوبی، به عنوان یکی از کارآمدترین فولادسازان جهان، در پی نوسانات شدید ارزی و جهش هزینههای انرژی و لجستیک که ریشه در تنشهای ژئوپلیتیک خاورمیانه داشت، استراتژی تطبیق جامع و متقارن قیمتها را با قدرت در پیش گرفت. در سهماهه دوم سال، پوسکو بهای تمام محصولات استراتژیک خود، اعم از ورقهای گرم، ورقهای سرد، محصولات پوششدار و ورقهای ضخیم دریایی را به میزان ۵۰ هزار وون در هر تن افزایش داد.

نکته حائز اهمیت در استراتژی پوسکو این است که این شرکت، برخلاف مقاومتهای سنتی بازار، این افزایش قیمت را به صورت همزمان بر شبکههای توزیع و همچنین بر مشتریان استراتژیک و بزرگ نظیر غولهای کشتیسازی و شرکت هیوندای اعمال کرد. درس استراتژیک این رفتار صنعتی آن است که پوسکو و ساختار تنظیمگری کره جنوبی به خوبی درک کردهاند که سرکوب قیمت برای تولیدکنندگان پاییندستی صرفاً یک مزیت مصنوعی و شکننده ایجاد میکند. به جای حبس هزینههای تورمی در ترازنامه فولادساز و به خطر انداختن پایداری کل اکوسیستم، این هزینهها به شکلی ارگانیک در طول زنجیره تا محصول نهایی سرشکن شد. این انتقال هزینه باعث شد تا کل اکوسیستم صنعتی به سرعت با واقعیتهای جدید اقتصاد کلان کالیبره شود.