به گزارش میمتالز، بر اساس گزارش بازخورد تعالی سال ۱۴۰۴، فولاد مبارکه با عملکرد درخشان در حوزههایی نظیر رهبری آیندهنگر، نگرش سیستمی، مشتریمداری، مدیریت دانش، نوآوری، توسعه قابلیتهای سازمانی، مسوولیتپذیری اجتماعی، شبکه شراکتها و تابآوری، در زمره سازمانهای پیشرو کشور قرار گرفته است. با این حال، عیار واقعی این نقاط قوت زمانی محک میخورد که سازمان در مواجهه با بحرانهای واقعی قرار گیرد.
حوادث و تهدیدهای ناشی از جنگ تحمیلی اخیر علیه زیرساختهای کشور، آزمونی دشوار برای بسیاری از سازمانها بود. فولاد مبارکه نیز از این قاعده مستثنی نبود. بخشی از زیرساختهای حیاتی و تجهیزات کلیدی شرکت آسیب دیدند. در چنین شرایطی، آنچه سازمان را به حرکت درآورد صرفاً تجهیزات، سرمایه یا فناوری نبود؛ بلکه سرمایهای ارزشمندتر به نام «تعالی سازمانی» بود.
در این مقطع، آنچه در گزارش تعالی به عنوان نقاط قوت فولاد مبارکه معرفی شده بود، در میدان عمل خود را نشان داد. رهبری آیندهنگر، با تصمیمگیری سریع و ایجاد وحدت فرماندهی، مسیر بازسازی را مشخص کرد.
نگرش سیستمی، موجب شد همه بخشهای سازمان از تولید و تعمیرات تا مهندسی، خرید، لجستیک، فناوری اطلاعات، HSE و مدیریت دانش در یک جبهه مشترک قرار گیرند.
شبکه گسترده شرکای کسبوکار، پیمانکاران، سازندگان داخلی و شرکتهای گروه، به سرعت بسیج شدند و در کنار کارکنان فولاد مبارکه قرار گرفتند.
مدیریت دانش و تجربههای انباشتهشده سالهای گذشته، امکان تصمیمگیری سریعتر، انتقال تجربه و حل مسئله را فراهم ساخت.
فرهنگ مشارکت، تعهد و همدلی کارکنان نیز انرژی مضاعفی برای عبور از بحران ایجاد کرد.
نتیجه این همافزایی، خلق یکی از ماندگارترین تجربههای سازمانی فولاد مبارکه بود؛ تجربهای که نشان داد یک سازمان متعالی چگونه میتواند در شرایطی که بسیاری بازگشت به وضعیت عادی را ماهها دور از دسترس میدانستند، با اتکا به دانش، اراده، برنامهریزی و مشارکت جمعی، یکی از کورههای اصلی فولادسازی را در کمتر از ۴۵ روز به مدار تولید بازگرداند.
این دستاورد تنها یک موفقیت فنی یا عملیاتی نبود؛ بلکه نمادی از بلوغ سازمانی فولاد مبارکه بود.
اگر امروز فولاد مبارکه در ارزیابیهای تعالی سازمانی به عنوان یک سازمان پیشرو شناخته میشود، دلیل آن صرفاً کسب تندیسها و امتیازهای برتر نیست. دلیل اصلی آن است که مفاهیمی مانند رهبری، یادگیری، نوآوری، تابآوری، مسوولیتپذیری و کار تیمی در این سازمان به فرهنگ تبدیل شدهاند.
تعالی زمانی ارزشمند است که از صفحات گزارشها خارج شود و در میدان عمل خود را نشان دهد؛ در روزهایی که سازمان با بحران روبهروست، در لحظاتی که تصمیمهای بزرگ باید گرفته شوند و در زمانهایی که آینده یک کسبوکار به توانایی همدلی و همکاری انسانها وابسته است.
تجربه اخیر فولاد مبارکه بار دیگر نشان داد که تعالی یک مقصد نیست؛ یک مسیر است. مسیری که از یادگیری آغاز میشود، با مشارکت و نوآوری ادامه مییابد و در نهایت به خلق نتایجی منجر میشود که شاید در نگاه نخست غیرممکن به نظر برسند؛ و شاید مهمترین درس این تجربه آن باشد که سازمانهای متعالی، پیش از آنکه در روزهای آرام شناخته شوند، در روزهای سخت ساخته میشوند.