به گزارش میمتالز، گزارش اخیر بانک جهانی در قالب «چشمانداز بازارهای کالایی» (Commodity Markets Outlook) که روند ۴۶ کالای مهم جهانی را رصد میکند، تصویری دوگانه از بازار مواد اولیه در سال ۲۰۲۶ ارائه میدهد: از یک سو، شوکهای ژئوپلیتیکی و محدودیت عرضه، پتانسیل رشد قیمت در زغال سنگ حرارتی و به ویژه مس را تقویت کرده است؛ از سوی دیگر، سنگ آهن تحت فشار تقاضای ضعیف بهخصوص از سمت چین در مسیر کاهش قیمت قرار دارد.
بانک جهانی در بخش زغال سنگ به افزایش قیمت زغال سنگ حرارتی استرالیا در مارس ۲۰۲۶ اشاره میکند؛ رشدی حدود ۲۰ درصد نسبت به فوریه که در آوریل نیز در سطوح بالا تداوم یافته است. طبق این گزارش، محرک اصلی جهش قیمتی، اختلال در صادرات گاز طبیعی خاورمیانه بوده که باعث شد نیروگاهها در شرق آسیا و اروپا برای تأمین برق، وابستگی بیشتری به زغال سنگ پیدا کنند.
مصرف جهانی زغال سنگ در سال ۲۰۲۵ حدود یک درصد افزایش یافته است. رشد مصرف عمدتاً از ناحیه اوراسیا و آمریکا گزارش شده، در حالی که در چین و هند دو مصرفکننده بزرگ جهان به دلیل افزایش تولید برق از منابع خورشیدی، بادی و برقآبی، رشد تقاضا محدود شده است. در اتحادیه اروپا نیز مصرف زغال سنگ در سال ۲۰۲۵ تقریباً بدون تغییر مانده است.
نکته برجسته گزارش بانک جهانی، بازگشت رشد مصرف زغال سنگ در آمریکا است؛ جایی که پس از ۱۵ سال روند نزولی و افت ۶۰ درصدی، مصرف زغال سنگ در سال گذشته حدود ۱۰ درصد افزایش یافت. علت این تغییر مسیر، ترکیبی از رشد مصرف برق (تا حدی در نتیجه توسعه دیتاسنترها) و افزایش قیمت گاز طبیعی عنوان شده که بخشی از تقاضا را دوباره به سمت زغال سنگ هدایت کرده است.
بانک جهانی پیشبینی میکند قیمت زغال سنگ استرالیا در سال ۲۰۲۶ به طور متوسط ۲۰ درصد افزایش یابد و به حدود ۱۳۰ دلار در هر تن برسد؛ اما در سال ۲۰۲۷ حدود ۱۲ درصد کاهش پیدا کند. این سناریو مبتنی بر فرض تداوم اختلالات عرضه انرژی در خاورمیانه و جایگزینی زغال سنگ به جای گاز طبیعی در نیروگاهها، به ویژه در منطقه آسیا-اقیانوسیه و اروپا است.
از سمت عرضه، بانک جهانی کاهش اندک تولید جهانی زغال سنگ در سال ۲۰۲۶ را محتمل میداند، با این حال تأکید دارد که عرضه همچنان پاسخگوی تقاضا خواهد بود؛ نکتهای که میتواند شدت جهشهای قیمتی را محدود کند، مگر آنکه شوکهای ژئوپلیتیکی یا جهش مصرف برق فراتر از سناریوی پایه رخ دهد.
در بخش ریسکها، بانک جهانی به اثر بالقوه رشد سریعتر از انتظار هوش مصنوعی اشاره میکند. شتابگیری توسعه AI میتواند مصرف برق را بالاتر ببرد و در نتیجه استفاده از نیروگاههای زغال سنگ برای برق پایه افزایش یابد؛ بهخصوص در چین و آمریکا که ظرفیت نیروگاههای زغال سنگ بلااستفاده دارند و امکان بازگشت سریع به مدار تولید برق را خواهند داشت.
طبق گزارش بانک جهانی، قیمت مس در ژانویه ۲۰۲۶ به بالاترین سطح تاریخی رسید و در فصل نخست سال با رشد ۱۵ درصدی مواجه شد. روند افزایشی در آوریل نیز ادامه یافته است؛ موضوعی که نشان میدهد بازار مس وارد فاز حساس کمبود عرضه و نگرانیهای سیاستی شده است.
بانک جهانی سه عامل اصلی؛ محدودیتهای عرضه، اختلال در تأمین اسید سولفوریک از خاورمیانه (یکی از نهادههای کلیدی در فرآوری) و نگرانی از اعمال تعرفههای جدید آمریکا بر واردات مسبرای رشد اخیر قیمت مس ذکر میکند
جمعبندی بانک جهانی برای بازار مس روشن است: در سال ۲۰۲۶ به دلیل تقاضای قوی و عرضه محدود، قیمت مس حدود ۲۱ درصد افزایش مییابد و پس از آن در سال ۲۰۲۷ حدود ۸ درصد کاهش خواهد داشت.
در سمت عرضه، راهاندازی مجدد معدن گراسبرگ به عنوان نکته مثبت مطرح شده، هرچند خود گزارش اشاره میکند با توجه به اخبار جدید، راهاندازی کامل در سال جاری میلادی بعید است. در مقابل، کاهش عیار سنگ معدن در معادن قدیمی و تداوم اختلال در تأمین اسید سولفوریک، ریسک محدودیت عرضه را بالا نگه میدارد.
بانک جهانی رشد تقاضای مس را ناشی از چند پیشران ساختاری؛ توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و شبکههای انتقال برق، رشد خودروهای برقی، توسعه مراکز داده و هوش مصنوعی و تقاضای صنعتی و ساختمانی میداند.
بانک جهانی در گزارش خود تأکید میکند که بازار مس در سال ۲۰۲۶ با مجموعهای از ریسکهای صعودی و نزولی مواجه است. در سمت ریسکهای صعودی، عواملی مانند طولانی شدن جنگ در خاورمیانه و تشدید اختلال در تأمین اسید سولفوریک، اعمال تعرفههای جدید آمریکا بر واردات مس تصفیهشده، رشد سریعتر از انتظار سرمایهگذاری در حوزه هوش مصنوعی و انرژیهای سبز، و همچنین بروز اختلالات معدنی یا اعتصابات در کشورهای تولیدکننده، میتوانند زمینه افزایش بیشتر قیمتها را فراهم کنند.
در مقابل، در سمت ریسکهای نزولی، رکود شدید اقتصاد چین به عنوان بزرگترین مصرفکننده مس جهان، تضعیف رشد اقتصاد جهانی و نیز کاهش سرمایهگذاری در بخش فناوری و انرژیهای تجدیدپذیر، مهمترین عواملی هستند که میتوانند روند افزایشی این فلز را محدود کنند.
با این حال، جمعبندی بانک جهانی آن است که در صورت تحقق سناریوی پایه، مس در سال جاری میلادی از بازده قیمتی مناسبی برخوردار خواهد بود و عملکرد آن بهمراتب قویتر از سنگ آهن ارزیابی میشود.
برخلاف بسیاری از فلزات پایه که در سناریوی بانک جهانی با افزایش قیمت در سال ۲۰۲۶ همراه هستند، سنگ آهن روند کاهشی دارد. قیمت سنگ آهن در فصل نخست ۲۰۲۶ حدود یک درصد کاهش یافته و در آوریل عمدتاً باثبات بوده است. دلایل اصلی این وضعیت عبارتاند از:رکود طولانیمدت بخش مسکن چین، ضعف فعالیت ساختوساز در اقتصادهای پیشرفته و افزایش موجودی بنادر چین.
بانک جهانی معتقد است عدم تعادل بازار سنگ آهن که در سالهای اخیر شکل گرفته، ادامه خواهد یافت. در سمت عرضه، تولیدکنندگان بزرگ از جمله استرالیا و برزیل تولید خود را افزایش میدهند و همچنین ظرفیت جدید و کمهزینه از غرب آفریقا وارد بازار میشود.
در سمت تقاضا، چشمانداز رشد تولید فولاد محدود ارزیابی شده و از آنجا که چین حدود نیمی از سنگ آهن جهان را مصرف میکند، رکود بخش مسکن این کشور عامل کلیدی فشار بر تقاضا محسوب میشود.
برآورد بانک جهانی نشان میدهد قیمت سنگ آهن در سال ۲۰۲۶ حدود ۳ درصد کاهش مییابد و در سال ۲۰۲۷ نیز حدود ۲ درصد دیگر افت خواهد کرد.
در جمعبندی این بخش، بانک جهانی تأکید میکند که جهت کلی ریسک در بازار سنگ آهن، برخلاف بسیاری از فلزات پایه، بیشتر متمایل به کاهش است؛ چرا که تقاضای جهانی فولاد رشد محدودی دارد و موجودیهای چین و عرضه فزاینده تولیدکنندگان بزرگ، مانع رشد قیمت میشود.
برآیند گزارش بانک جهانی نشان میدهد بازار جهانی کالاها در سال ۲۰۲۶ با سه روایت متفاوت روبهرو است: زغال سنگ زیر سایه نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی و اختلالات بازار انرژی، چشمانداز افزایشی پیدا کرده؛ مس به پشتوانه تقاضای ساختاری از سوی انرژیهای تجدیدپذیر، خودروهای برقی، شبکه برق و هوش مصنوعی، در موقعیت صعودی قدرتمندتری قرار گرفته؛ و در مقابل، سنگ آهن به دلیل ضعف تقاضا، به ویژه از سمت چین، و تداوم رشد عرضه جهانی، همچنان تحت فشار نزولی باقی مانده است.
در واقع، اگر زغال سنگ از «شوک انرژی» و مس از «گذار فناوری و محدودیت عرضه» نیرو میگیرد، سنگ آهن بیش از هر چیز از رکود ساختوساز و مازاد عرضه آسیب میبیند. به همین دلیل، چشمانداز ۲۰۲۶ را میتوان سال برتری مس، نوسانپذیری زغال سنگ و ضعف نسبی سنگ آهن توصیف کرد؛ تصویری که برای فعالان زنجیره معدن و فولاد، بیش از هر زمان دیگری اهمیت رصد همزمان متغیرهای ژئوپلیتیکی، انرژی و تقاضای صنعتی را برجسته میکند.