تاریخ: ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ ، ساعت ۱۹:۴۴
بازدید: ۵۹
کد خبر: ۳۹۶۱۸۲
سرویس خبر : آهن و فولاد
وقتی ریسک جنگ خاورمیانه به چین رسید؛

هم‌آیندی بحران‌ها در بازار جهانی فلزات

هم‌آیندی بحران‌ها در بازار جهانی فلزات
‌می‌متالز - بررسی داده‌های هفته گذشته بازار جهانی فلزات نشان از ظهور ریسک‌های جدیدی می‌دهد که این بار به صورت خطی و به سبک تحلیل‌های سنتی نمی‌توان آنها را مورد بررسی قرار داد. افزایش ریسک‌های تجاری در خاورمیانه و طولانی شدن نبرد ایران با آمریکا و اسراییل باعث شده تا بازار فلزات اساسی نیز همچون بازار انرژی، دچار تلاطم شود و این امر نشانگر آن است که بر خلاف انتظارات قبلی، تجاوزگری آمریکا در خلیج فارس دامن‌گیر اقتصاد جهانی شده و تبعات بعدی آن نیز در پیش است.

به گزارش می‌متالز، هفته‌ای که گذشت، برای بازار جهانی فولاد، نه صرفاً یک نوسان عادی در چرخه تجارت، که نمایشی از پیچیدگی‌های ژئوپلتیک بود. اگر تا پیش از این، تحلیل‌گران به سادگی می‌توانستند متغیر‌های عرضه و تقاضا را در معادلات خود لحاظ کنند، اکنون با پدیده‌ای روبه‌رو هستند که می‌توان آن را «هم‌آیندی بحران‌ها» نامید. تحولات هفتگی اخیر، تصویری از بازاری را ترسیم می‌کند که در آن ریسک‌های ژئوپلیتیک (با محوریت خاورمیانه) و ریسک‌های ساختاری اقتصاد کلان (با محوریت چین) در هم تنیده شده و هرگونه پیش‌بینی قطعی را ناممکن ساخته‌اند.

خاورمیانه و معمای جدید هزینه

در نگاه اول، افزایش ۵ تا ۱۲ دلاری قیمت بیلت صادراتی چین در این هفته، پدیده‌ای عادی در واکنش به تنش‌های منطقه‌ای به نظر می‌رسید. اما تحلیل عمیق‌تر نشان می‌دهد که این افزایش، نه بازتاب دهنده هزینه‌های حمل واقعی که تجلی یک مفهوم جدید به نام «حق بیمه تداوم تجارت» است. فعالان بازار دریافته‌اند که مسئله صرفاً افزایش قیمت نفت یا کرایه کشتی نیست، بلکه خطر اختلال در زنجیره تأمین بیمه و اعتبارات اسنادی (LC) است. بانک‌های اروپایی و آسیایی در هفته گذشته در گشایش اعتبار برای محموله‌های عبوری از تنگه هزمر تردید بیشتری به خرج داده‌اند. این بدان معناست که حتی اگر محموله‌ای به سلامت به مقصد برسد، هزینه تأمین مالی آن به دلیل افزایش ریسک، رشد کرده است.

از سوی دیگر، کاهش نسبی صادرات ایران به دلیل تمرکز بر مصرف داخلی یا محدودیت‌های لجستیکی ناشی از تحریم‌های تشدید شده، احتلالی ایجاد کرده که صادرکنندگان چینی و CIS (کشور‌های آسیای مرکزی) در تلاش برای پر کردن آن هستند. اما این جایگزینی، به دلیل فواصل طولانی‌تر و هزینه‌های بالاتر، به خودی خود تورم‌زاست. آنچه این هفته رخ داد، شکل‌گیری یک بازار دو قطبی بود: از یک سو معاملات نقدی با قیمت‌های لحظه‌ای بالا برای محموله‌های فوری و بدون ریسک مسیر، و از سوی دیگر توقف تقریبا کامل معاملات آتی.

چین و تناقض آماری: سقوط صادرات، اما نه به هر قیمتی

کاهش ۸.۱ درصدی صادرات فولاد چین در دو ماهه نخست سال، در نگاه اول هشداری برای مازاد عرضه داخلی به نظر می‌رسید. اما بررسی داده‌ها نشان می‌دهد که این کاهش، بیش از آنکه نشانه ضعف رقابتی چین باشد، نشانه مدیریت هوشمندانه صادرات در پکن است. سیستم جدید مجوز‌های صادراتی، عملاً به دولت چین این امکان را می‌دهد که صادرات را به عنوان یک شیر تنظیم‌کننده به کار گیرد. در شرایطی که قیمت‌های داخلی به دلیل رکود ساخت‌و‌ساز تحت فشار است، دولت اجازه نمی‌دهد صادرات ارزان‌قیمت، تنش‌های تجاری با غرب را به سطح بحرانی برساند. به عبارت دیگر، پکن پذیرفته است که برای حفظ آرامش در روابط تجاری با اروپا و آمریکا، بخشی از بازار صادراتی را فدا کند.

اما نکته ظریف‌تر، حفظ شکاف قیمتی با رقباست. قیمت ۴۷۲ دلاری ورق گرم چین در برابر ۵۶۶ دلاری ترکیه، یک «حائل امن» ۹۴ دلاری ایجاد کرده است. این بدان معناست که اگر تعرفه‌های جدید آمریکا یا اروپا اعمال شوند، چین فضای کافی برای کاهش قیمت و حفظ بازار خود را دارد. چین در حال بازی کردن در لیگ پایین‌تر قیمت نیست، بلکه در حال حفظ یک موقعیت راهبردی برای جنگ تجاری احتمالی آینده است.

شبح احیای فصلی در برابر واقعیت حباب‌زدایی

رشد ۳ درصدی عرضه و افزایش ۵۵ درصدی مصرف میلگرد در چین، امیدواری‌هایی را ایجاد کرده است. اما تحلیل دقیق‌تر نشان می‌دهد که این ارقام بیش از آنکه نشانه یک احیای پایدار باشند، حاصل تکمیل پروژه‌های نیمه‌کاره هستند. نرخ پایین راه‌اندازی پروژه‌های جدید ساختمانی (۴۲.۵ درصد) نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران خصوصی هنوز به آینده بازار املاک اعتماد نکرده‌اند. محرک اصلی تقاضا در حال حاضر، پروژه‌های زیرساختی دولتی است که عمدتاً فولاد‌های ساختمانی ساده (میلگرد) مصرف می‌کنند، نه فولاد‌های کیفی مورد نیاز صنعت پیشرفته. بنابراین، آنچه در بازار داخلی چین می‌گذرد، نه یک خیزش، بلکه یک تثبیت موقت است. موجودی انبار‌ها همچنان بالاست و هر گونه افزایش قیمت، بلافاصله با موج جدیدی از عرضه انبار‌ها مواجه می‌شود. در این شرایط، کارخانه‌های چینی بین دو راهی گیر کرده‌اند: یا باید تولید را کاهش دهند تا از انباشت بیشتر جلوگیری کنند، یا باید صادرات را حتی با حاشیه سود کمتر ادامه دهند.

طلای سیاه در برابر طلای سرخ

بازار سنگ‌ آهن در این هفته، صحنه نبرد جالبی بود. از یک سو، چشم‌انداز افزایش تولید در چین (پس از پایان محدودیت‌های زیست‌محیطی) قیمت‌ها را در دالیان و سنگاپور به ۱۰۴ دلار رساند. از سوی دیگر، تنش در خاورمیانه و افزایش قیمت نفت، به طور خودکار هزینه تولید کنسانتره سنگ‌ آهن در برزیل و استرالیا (که مصرف‌کننده گازوئیل و نفت کوره هستند) را افزایش داد. اما تحلیل عمیق‌تر نشان می‌دهد که بازار سنگ‌ آهن بیش از آنکه تحت تأثیر هزینه‌ها باشد، تحت تأثیر انتظارات است. معامله‌گران بر این باورند که دولت چین برای جبران کسری صادرات و حفظ رشد اقتصادی ۵ درصدی، مجبور به تزریق محرک جدید به بخش زیرساخت خواهد بود. این انتظارات، یک حباب انتظاری در بازار مواد اولیه ایجاد کرده است که اگر محرک مورد نظر به موقع و به اندازه کافی قوی نباشد، ممکن است به سرعت تخلیه شود.

بازار فولاد جهان در آستانه بهار ۲۰۲۶، دیگر بازاری برای سرمایه‌گذاران تازه‌کار یا شرکت‌هایی با استراتژی‌های خطی نیست. این بازاری است که در آن سه ضلع مثلث «ژئوپلیتیک، اقتصاد کلان چین، و ساختار هزینه‌ها» هر یک به تنهایی می‌توانند تعادل را بر هم بزنند. آنچه در هفته گذشته رخ داد، نشان داد که دیگر نمی‌توان افزایش قیمت نفت را ساده‌لوحانه به افزایش قیمت فولاد تعبیر کرد، یا کاهش صادرات چین را مترادف با رونق تولید در سایر نقاط جهان» دانست. چالش جدید، مدیریت همزمان این سه ضلع است. برنده واقعی در ماه‌های آینده، شرکتی خواهد بود که بتواند زنجیره تأمین خود را از مسیر‌های پرریسک منحرف کند، در عین حال از نوسانات بازار چین برای خرید هوشمندانه مواد اولیه استفاده نماید، و مهم‌تر از همه، قرارداد‌های فروش خود را به گونه‌ای تنظیم کند که شوک‌های ژئوپلیتیک را به سرعت در قیمت‌ها منعکس سازد. هفته گذشته، تنها پیش‌نمایشی از آن چیزی بود که در راه است.

منبع: ایراسین

مطالب مرتبط
عناوین برگزیده