به گزارش میمتالز، وقتی قلب تپنده بخش بالادستی یک غول صنعتی در اثر یک شوک ژئوپلیتیک و نظامی خارجی از کار میافتد، منطق سنتی مدیریت بحران انتظار فروپاشی کامل عملیات و سقوط آزاد درآمدهای بنگاه را دارد. با این حال، بررسی عملکرد سه ماهه نخست سال مالی ۱۴۰۵ شرکت فولاد مبارکه، روایتی جذاب از انعطافپذیری استراتژیک، بازآرایی فوری و جلوگیری از فروپاشی زنجیره تأمین و بازگشت سریع به چرخه تولید است. فولاد مبارکه در فصل بهار علاوه بر تامین نیاز داخل و شکست حباب موقت قیمت ورق، بازسازی سریع زنجیره تولید و برقراری مجدد حیات در مجتمع توانست ۱۲ همت سود خلاص برای سهامداران خود که اغلب دارندگان سهام عدالت و مستمری بگیران صندوقهای بازنشستگی هستند خلق کند.
حملات مستقیم هوایی به زیرساختهای حیاتی فولاد مبارکه، ارزش دفتری داراییهای آسیبدیده را به ۸۶٬۲۹۰ میلیارد ریال رساند که به شناسایی ۱۱٬۸۷۲ میلیارد ریال کاهش ارزش در دفاتر منجر شد. این حمله تجاوز کارانه، ظرفیت تولید واحدهای بالادستی را در سه ماهه اول دچار اختلال کرد؛ اما بازیابی سریع فرایند تولید و احیای سریع برخی از بخشهای آسیب دیده نظیر کوره شماره ۸ در خردادماه منجر به تحقق عددهای ذیل شد:
در مواجهه با این اختلال ساختاری، استراتژی شرکت از تولیدکننده یکپارچه با بهای تمامشده پایین به استفاده از ظرفیتهای بازرگانی تغییر فاز داد. مدیریت برای جلوگیری از توقف خطوط سودآور پاییندستی (نورد گرم و سرد) و حفظ حیات صنایع پایین دستی، دست به یک مانور تهاجمی در خرید مواد اولیه و واسطهای زد:
شرکت اقدام به خرید ۲۹۰٬۶۹۱ تن تختال از بورس کالا (عمدتاً از شرکت فرعی فولاد هرمزگان) به ارزش ۱۹۷٬۲۸۶ میلیارد ریال کرد، در حالی که در مدت مشابه سال قبل، تختال مصرفی کاملاً از محل تولید داخلی تأمین شده بود.
برای جذب حداکثری هزینههای ثابت خطوط متوقف و مدیریت نقدینگی، بخش مازاد مواد اولیه بالادستی که امکان فرآوری آنها در کورههای آسیبدیده وجود نداشت (۵۹۸ هزار تن گندله و ۱۰۶ هزار تن آهن اسفنجی)، به ارزش ۸۷٬۰۴۱ میلیارد ریال در بازار به فروش رسید.
نقش بسیار مهمی که فولاد مبارکه در بهار ۱۴۰۵، فارغ از تسریع در بازسازی، حفظ ثروت سهامداران، تقویت روحیه کارکنان و سایر وظایف خود ایفا کرد، تأمین نیاز صنایع پاییندستی و کاهش التهاب شدید بازار غیررسمی بود؛ نقشی که با موفقیت کامل به انجام رسید. آمار معاملات و عرضههای ماههای اخیر نشان میدهد که ۷۷۱ هزار و ۸۶۰ تن انواع محصولات فولادی توسط شرکت فولاد مبارکه در بورس کالا عرضه شده است که از این میزان تنها ۵۵۷ هزار تن تقاضا برای محصولات این شرکت بر روی تابلوی بورس کالا برای خرید این محصولات قرار داده شد و شرکت در عرضههای آخر خود قیمت پایه را برای کنترل بیشتر التهاب به صورت داوطلبانه به ۸۵۰۰۰ تومان کاهش داد.

اگرچه عملکرد مثبت شرکت در فروش، درآمد بهار را نجات داد، اما ساختار بهای تمامشده بیرحمانه تحت فشار قرار گرفت. با وجود کاهش حجم تولیدات، بهای تمامشده درآمدهای عملیاتی نه تنها کاهش نیافت، بلکه با ۳ درصد افزایش به ۶۰۱٬۵۰۸ میلیارد ریال رسید. کالبدشکافی این افزایش، دو محرک اصلی را نشان میدهد:
جهش سهمی مواد مستقیم (بهای جایگزینی اسلب): هزینه مواد مستقیم با ۴۸ درصد افزایش به ۳۳۲٬۷۶۷ میلیارد ریال رسید. علت اصلی این امر، استراتژی خرید تختال از بیرون بود؛ به نحوی که تختال خریداریشده به دلیل هزینههای حمل و انرژی به تنهایی ۵۹ درصد از کل بهای مواد مستقیم را بلعید. شرکت برای بقای جریان نورد، مجبور به پرداخت حاشیه سود به تأمینکنندگان خارجی و زیرمجموعهها شد.
شوکهای تعرفهای حاملهای انرژی و خدمات زیربنایی: صنعت فولاد ایران به سرعت در حال از دست دادن مزیت نسبی انرژی ارزان است؛ روندی که آمارها و ارقام زیر به وضوح آن را تأیید میکنند:
این فشارهای دوگانه (خرید اسلب گران و تورم انرژی)، حاشیه سود خالص شرکت را از ۲۷ درصد در سه ماهه اول سال گذشته به ۱۴ درصد در دوره جاری کاهش داد و سود خالص با افت ۲۶ درصدی به ۱۲۰٬۳۵۶ میلیارد ریال رسید. همچنین هزینههای مالی با ۸ درصد رشد به ۵۳٬۸۵۸ میلیارد ریال رسید که ناشی از افزایش اخذ تسهیلات برای جبران سرمایه در گردش است.
در تحلیل ساختار رقابتی صنعت فولاد ایران، شکاف عملکرد میان فولاد مبارکه و سایر بازیگران همچنان خیرهکننده است. برای دفاع از این حریم رقابتی و جلوگیری از فرسایش حاشیه سود توسط تولیدکنندگان محصولات عمومی، استراتژی شرکت به طور جدی به سمت «تمایز محصول و توسعه گریدهای با ارزش افزوده بالا» معطوف شده است. طراحی و تولید محصولاتی همچون گریدهای دریایی (EH-M)، ورقهای مخازن تحت فشار (P ۲۹۰ GH)، و ورقهای پیشرفته خودرویی (DC ۴۴۰-۰۱ و HE ۴۹۰) در سال ۱۴۰۵، دقیقاً ایجاد دیوار حائل فنی در برابر رقبایی است که توانایی دستیابی به این فناوریهای پیچیده را ندارند.
الگوهای رفتاری رهبران تراز اول صنعت فولاد جهان (مانند POSCO در کره جنوبی یا ArcelorMittal و Tata Steel) نشان میدهد که در دوران گذار انرژی و بیثباتیهای محیطی، بقای بلندمدت مستلزم سرمایهگذاری سنگین در پایداری اکوسیستم و استقلال زیرساختی است. در گزارش تفسیری مدیریت فولاد مبارکه، این جهتگیریها به وضوح در دو بعد مشخص است:
معیارپذیری محیطزیستی: شرکت عملکرد پایداری خود را مستقیماً با غولهایی همچون پوسکو و تاتا استیل مقایسه کرده است. در حوزه انتشار غبار و اکسیدهای گوگرد (SOx)، شدت انتشار فولاد مبارکه بالاتر از مقادیر بهینهکاویشده جهانی است؛ موضوعی که گزارش به طور شفاف دلیل آن را کیفیت پایینتر و ناخالصی بالاتر سنگ آهن و کنسانتره تأمینشده از معادن داخلی میداند. در مقابل، رساندن شاخص مصرف ویژه آب به ۲/۵۱ متر مکعب به ازای هر تن فولاد خام، یک دستاورد کاملاً منطبق با استانداردهای جهانی در یک منطقه خشک است.
تارگتگذاری استقلال انرژی: برای رهایی از تله قطع برق و گاز و تورم تعرفهها، شرکت به سوی سرمایهگذاری زیرساختی حرکت کرده است. پیشرفت ۹۱ درصدی نیروگاه سیکل ترکیبی و احداث نیروگاه خورشیدی ۶۰۰ مگاواتی «آفتاب شرق» و نیروگاه بادی ۲۰۰ مگاواتی، رویکردی است که وابستگی به شبکه ناتراز دولت را کاهش داده و تابآوری ساختاری بنگاه را افزایش میدهد.
عملکرد سه ماهه اول ۱۴۰۵ فولاد مبارکه، نماد مدیریت در شرایط «تنش حاد» است. شرکت توانست با استفاده از قدرت نقدینگی، خرید از بورس کالا و فدا کردن موقتی صادرات، شوک ناشی از حملات به خطوط تولید را مهار کرده و از فروپاشی درآمدی جلوگیری کند.
پیشبینی مدیریت مبنی بر بازگشت حدود ۵۰ درصد از ظرفیت بخشهای آسیبدیده به مدار تولید تا پایان شش ماهه اول ۱۴۰۵، نشاندهنده سرعت بالای اجرای پروژههای بازسازی است. با این حال، چالش اصلی شرکت در فصول باقیمانده سال، نه فقط ترمیم کالبدی کورهها، بلکه مدیریت «تورم تصاعدی بهای تمامشده» (بهویژه در بخش انرژی و مواد اولیه) در شرایطی است که حاشیه سود خالص به مرز ۱۴ درصد فشرده شده است. حفظ سودآوری پیشبینیشده برای پایان سال ۱۴۰۵، نیازمند بازگشت سریع توازن به زنجیره داخلی و کاهش اتکا به اسلب گرانقیمت خریداریشده از خارج از کارخانه خواهد بود.