تاریخ: ۰۱ تير ۱۴۰۵ ، ساعت ۱۳:۱۵
بازدید: ۹۹
کد خبر: ۳۹۸۵۳۶
سرویس خبر : آهن و فولاد
در میزگرد «تجدیدپذیر‌ها و تاب‌آوری صنعت در عصر ناترازی انرژی» بررسی شد؛

فولاد مبارکه و آزمون بزرگ خودتأمینی انرژی

فولاد مبارکه و آزمون بزرگ خودتأمینی انرژی
‌می‌متالز - در شرایطی که ناترازی انرژی به یکی از جدی‌ترین چالش‌های تولید در کشور تبدیل شده و تأمین پایدار برق بیش از گذشته در کانون توجه صنایع بزرگ قرار گرفته است، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر به‌ ویژه نیروگاه‌های خورشیدی به یکی از محور‌های مهم راهبرد صنعتی تبدیل شده است. در این میان، ورود فولاد مبارکه به پروژه‌های بزرگ خورشیدی تنها تلاشی برای جبران کمبود برق نیست، بلکه رویکردی چندوجهی برای تقویت امنیت انرژی، کاهش آلایندگی، افزایش تاب‌آوری زیرساختی و حرکت به سمت داخلی‌سازی فناوری به شمار می‌رود.

به گزارش می‌متالز، با توجه به تشدید ناترازی انرژی در کشور و اهمیت روزافزون توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر برای تأمین پایدار برق صنایع، حرکت بنگاه‌های بزرگ صنعتی به سمت سرمایه‌گذاری در این حوزه به یکی از محور‌های مهم سیاست‌گذاری و توسعه صنعتی تبدیل شده است. در این میان، ورود مجموعه‌هایی مانند فولاد مبارکه به پروژه‌های بزرگ انرژی خورشیدی، علاوه بر کمک به تقویت امنیت انرژی، می‌تواند الگویی برای سایر صنایع کشور در مسیر توسعه پایدار و کاهش آلایندگی‌ها باشد؛ در همین راستا، میزگردی با محوریت نقش صنایع در توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر برگزار شد که مهمانان آن نادر ثناگو مطلق، رئیس هیات‌ مدیره شرکت صناپ، و عبدالرسول احمدی‌بنی، مدیرعامل و نایب‌رئیس هیات‌ مدیره این شرکت بودند. در این نشست، ابعاد مختلف توسعه نیروگاه‌های خورشیدی، چالش‌های تأمین تجهیزات، داخلی‌سازی فناوری و نقش این پروژه‌ها در تقویت امنیت انرژی کشور مورد بررسی قرار گرفت که در ادامه می‌خوانید:

با توجه به جایگاه فولاد مبارکه به‌ عنوان یکی از بزرگ‌ترین صنایع فولادی کشور و منطقه، اقدامات این مجموعه می‌تواند فراتر از یک برنامه داخلی، به یک الگو در سطح ملی تبدیل شود. به نظر شما حرکت صنایع بزرگی مانند فولاد مبارکه به سمت انرژی‌های پاک چه پیام و الگویی برای سایر صنایع کشور دارد؟

احمدی: تقریباً از چهار سال پیش قانون‌گذار قانونی را با عنوان «قانون مانع‌زدایی از توسعه صنعت برق» تصویب کرد؛ طبق این قانون، صنایع مکلف شدند بخشی از مصرف برق خود را از طریق احداث نیروگاه تأمین کنند و حتی ظرفیت‌هایی نیز برای آن مشخص شد که بخشی از آن باید از محل انرژی‌های تجدیدپذیر باشد. در این میان فولاد مبارکه اولین شرکتی بود که در کشور احداث نیروگاه تجدیدپذیر را ذیل این قانون آغاز و به بهره‌برداری رساند؛ از همان ابتدا نیز مشوق‌هایی در این قانون برای چنین اقداماتی در نظر گرفته شده بود که فولاد مبارکه از آنها برخوردار شد. همین موضوع باعث شد سایر صنایع نیز روند حرکت فولاد مبارکه را مشاهده کنند و به این سمت حرکت کنند، زمانیکه صنایع دیدند که فولاد مبارکه در حوزه کاهش آلودگی، کاهش آلایندگی و به‌ویژه امنیت انرژی به موفقیت‌هایی دست یافته است، انگیزه بیشتری برای ورود به این حوزه پیدا کردند. امروز امنیت انرژی به یک مزیت رقابتی تبدیل شده است و فولاد مبارکه توانسته از این مزیت استفاده کند؛ امیدواریم با تکمیل ظرفیت‌هایی که اکنون در دست اقدام است، این امنیت بیشتر شود. در واقع فولاد مبارکه الگویی ارائه داده که نشان می‌دهد رشد و توسعه تولید می‌تواند هم‌زمان با حفظ محیط زیست محقق شود.

فولاد مبارکه و آزمون بزرگ خودتأمینی انرژی

شما به موضوع امنیت انرژی اشاره کردید که در شرایط فعلی بسیار مهم شده است. انرژی‌های تجدیدپذیر تا چه حد می‌توانند به امنیت انرژی صنایع کشور کمک کنند؟

احمدی: منابع انرژی تجدیدپذیر همان‌طور که از نامشان پیداست، منابعی هستند که عملاً پایان‌ناپذیرند؛ در مقابل، انرژی‌های فسیلی منابع محدودی هستند که در نهایت به پایان می‌رسند، ضمن اینکه آلایندگی‌ها و آثار مخرب زیست‌محیطی نیز دارند، بنابراین نخستین مساله این است که شما به چه منبعی متصل می‌شوید؛ که پایان ندارد، از این نظر تجدیدپذیر‌ها گزینه بسیار مناسبی هستند. مساله دوم بحث هزینه است؛ یکی از چالش‌های مهم توسعه صنعت، تأمین انرژی است؛ آن هم با چه هزینه‌ای. امروز انرژی‌های تجدیدپذیر نسبت به نیروگاه‌های حرارتی از نظر اقتصادی نیز توجیه‌پذیر شده‌اند و با رشد فناوری این هزینه‌ها باز هم کاهش خواهد یافت؛ برای مثال زمانی احداث نیروگاه خورشیدی هزینه‌ای حدود ده برابر یا حتی بیشتر از امروز داشت، اما اکنون این هزینه‌ها به کمتر از ده درصد آن زمان رسیده است، همین کاهش هزینه‌ها نیز خود نوعی امنیت در تأمین انرژی ایجاد می‌کند؛ بنابراین انرژی‌های تجدیدپذیر نمونه بسیار خوبی برای ایجاد امنیت انرژی هم در فولاد مبارکه و هم در کل کشور هستند.

موضوعی که مطرح می‌شود این است که برق تولیدی از طریق پنل‌های خورشیدی وارد شبکه سراسری برق می‌شود و سپس به مصرف‌کننده اختصاص می‌یابد؛ آیا برنامه‌ای وجود دارد که برق تولیدی کاملاً در اختیار خود صنایع قرار بگیرد؟

ثناگو مطلق: برقی که تولید می‌شود در واقع بخشی از تعهد صنایع برای تأمین مصرف خودشان است؛ یعنی صنعتی که برق مورد نیازش را تامین می‌کند، در نهایت خودش از آن استفاده خواهد کرد. البته ممکن است محل تولید برق دقیقاً همان جایی نباشد که مصرف انجام می‌شود و این یکی از مزیت‌های شبکه یکپارچه برق است که امکان انتقال انرژی را فراهم می‌کند. معمولاً در مطالعات احداث نیروگاه، بررسی می‌شود که آیا شبکه انتقال ظرفیت انتقال برق از محل تولید به محل مصرف را دارد یا خیر؛ وقتی این مطالعات انجام می‌شود و پروژه به مرحله اجرا می‌رسد، در قرارداد‌ها نیز پیش‌بینی شده که برقی که تولید می‌شود پاسخگوی نیاز همان صنعت باشد یا بخشی از نیاز آن را تأمین کند، بنابراین در شرایط عادی نگرانی خاصی از این بابت وجود ندارد.

احمدی: نمونه آن را در فولاد مبارکه داریم. محل کارخانه فولاد مبارکه با نیروگاه خورشیدی فاصله قابل توجهی دارد و بیش از صد کیلومتر از آن دور است، برق تولیدی نیروگاه خورشیدی وارد شبکه می‌شود و طبق همان قانون مانع‌زدایی از توسعه صنعت برق، شبکه موظف است برق را به مصرف‌کننده تحویل دهد و این اتفاق هم در حال انجام است؛ در ابتدای بهره‌برداری (۱۴۰۳ الی ۱۴۰۴) شاید یکی دو روزی تأخیر در تحویل برق رخ داد، اما پس از پیگیری و بر اساس همان قانون، برق تحویل داده شد و تا امروز هم این روند ادامه داشته است.

فولاد مبارکه و آزمون بزرگ خودتأمینی انرژی

در خصوص سرمایه‌گذاری فولاد مبارکه در پروژه ۶۰۰ مگاواتی نیروگاه خورشیدی، برآورد هزینه و زمان بهره‌برداری کامل از این پروژه به چه صورت است؟

ثناگو مطلق: برآورد کل پروژه حدود ۳۰۵ میلیون یورو بوده و میزان سرمایه‌گذاری نیز تقریباً در همین حدود است، در شرایط ایده‌آل پیش‌بینی شده بود که پروژه در یک بازه سه‌ساله به مرحله مطلوب برسد، اما شرایط خاص کشور جدای از تحریم‌ها و جنگ تحمیلی، مشکلات تأمین برخی تجهیزات وارداتی باعث ایجاد چالش‌هایی شده است، در پروژه‌های بزرگ معمولاً درصدی از چالش و حاشیه وجود دارد و این موضوع طبیعی است، اکنون نیز مساله اصلی مربوط به روش‌های تأمین و نقل و انتقال تجهیزات است؛ امیدواریم بتوانیم باتوجه به شرلایط پیش آمده یک برنامه بازبینی انجام شود و در حداقل زمان ممکن پروژه به بهره‌برداری کامل برسد. برنامه پروژه به این صورت بوده که مودول‌ها وارد مدار شوند؛ همان ۱۲۰ مگاواتی که اکنون بهره‌برداری شده بخشی از همین ۶۰۰ مگاوات است. پیش‌بینی ما این است که تا پایان سال حدود ۲۰۰ مگاوات دیگر نیز وارد مدار شود که می‌تواند بخش قابل توجهی از نیاز مجموعه فولاد مبارکه را تأمین کند؛ زمان دقیق تکمیل پروژه به شرایط تأمین تجهیزات و وضعیت موجود بستگی دارد و نیازمند بازبینی برنامه‌هاست.

با توجه به شرایطی که کشور تجربه کرده است، آیا می‌توان از نیروگاه‌های خورشیدی به عنوان نوعی پدافند غیرعامل برای تأمین برق صنایع استفاده کرد؟

احمدی: یکی از ویژگی‌های انرژی‌های تجدیدپذیر این است که از نظر امنیتی نسبت به نیروگاه‌های حرارتی مزیت‌هایی دارند؛ برای مثال در یک نیروگاه حرارتی اگر چند نقطه کلیدی آسیب ببیند، ممکن است بخش عمده تولید متوقف شود و بازگرداندن آن به مدار زمان‌بر و پرهزینه باشد، اما در نیروگاه‌های تجدیدپذیر، به دلیل گستردگی و پراکندگی تجهیزات، آسیب‌پذیری کمتر است. تجهیزات تولید برق در نیروگاه‌های خورشیدی یا بادی در سطح گسترده‌ای توزیع شده‌اند و حتی اگر بخشی از آنها آسیب ببیند، کل سیستم از کار نمی‌افتد و بازیابی آن نیز سریع‌تر است؛ در مقابل، نیروگاه‌های حرارتی ممکن است با آسیب به چند نقطه کلیدی تقریباً به‌طور کامل از مدار خارج شوند؛ بنابراین از منظر پدافند غیرعامل، انرژی‌های تجدیدپذیر به دلیل توزیع گسترده و انعطاف‌پذیری بالاتر، امنیت بیشتری دارند.

با توجه به گسترش انرژی‌های تجدیدپذیر در سطح جهان و ایران، شرکت‌هایی مانند صناپ چه نقشی در تقویت امنیت انرژی می‌توانند داشته باشند؟

ثناگو مطلق: اگر انرژی خورشیدی را صنعت در نظر بگیریم، این صنعت هم زنجیره تأمین دارد و هم زنجیره تولید و توزیع دارد؛ در بخش تولید و توزیع، چون مصرف‌کننده مشخص است و برق تولیدی به شبکه تحویل داده می‌شود، نگرانی زیادی وجود ندارد و در کوتاه مدت در حال حاضر نیاز به بررسی زنجیره تولید و توزیع وجود ندارد، اما چالش اصلی در زنجیره تأمین است؛ یعنی تجهیزاتی که باید تهیه و نصب شوند و یکی از موضوعات مهم در این حوزه دانش فنی است. فولاد مبارکه در این زمینه جسارت به خرج داد و در شرایطی که اطلاعات زیادی در کشور وجود نداشت، اجرای بزرگ‌ترین نیروگاه خورشیدی کشور را آغاز کرد و در این پروژه تلاش شد بخشی از دانش فنی منتقل و بخشی داخلی‌سازی شود، برای مثال در سیستم کنترل مرکزی نیروگاه، به جای استفاده از شرکت‌های خارجی، این سیستم با همکاری شرکت ایریسا داخلی‌سازی شد، این اقدام از نظر امنیتی، تأمین تجهیزات و توسعه فناوری در کشور اهمیت زیادی دارد. از نظر تجهیزات نیز سه بخش اصلی وجود دارد: سازه‌هایی که پنل‌ها روی آن نصب می‌شوند، سیستم شبکه و اتصالات انتقال برق و خود پنل‌های خورشیدی است. در حوزه سازه تلاش‌های جدی برای داخلی‌سازی انجام شده و حتی در بخش سازه‌های ردیاب نیز اقداماتی در حال انجام است. در مورد پنل‌ها نیز با وجود اینکه چین در مقیاس بسیار بزرگی تولید می‌کند و تولید آن در بسیاری از کشور‌ها توجیه اقتصادی ندارد، ما همچنان نیم‌نگاهی به داخلی‌سازی داریم تا بتوانیم در این حوزه نیز به خودکفایی نسبی برسیم.

آیا در حوزه توسعه زیرساخت‌هایی مانند پست‌های برق و شبکه انتقال نیز طرح‌های توسعه‌ای در دست اجرا وجود دارد؟

احمدی: شبکه بالادست که مالک آن دولت و حاکمیت است، قطعاً نیاز به توسعه دارد، اگر زیرساخت‌ها آماده نشوند، امکان گسترش نیروگاه‌های تجدیدپذیر در مقیاس بزرگ وجود نخواهد داشت؛ در حال حاضر حدود ۸۲ یا ۸۳ درصد ظرفیت نصب‌شده کشور حرارتی و حدود ۱۷ درصد تجدیدپذیر است، اگر بخواهیم سهم تجدیدپذیر‌ها را به میزان قابل توجهی افزایش دهیم، توسعه شبکه انتقال و پست‌های برق کاملاً ضروری است. طبق قانون، احداث زیر ساخت شبکه بالادستبر عهده مالک شبکه یعنی وزارت نیرو و دولت است. در عین حال نیروگاه‌های که توسط صنایع احداث می‌شوند نیز برای اتصال به شبکه، پست‌ها و خطوط انتقال اختصاصی خود را احداث می‌کنند.

منبع: پایگاه خبری - تحلیلی ایراسین

مطالب مرتبط
عناوین برگزیده