به گزارش میمتالز، در شرایطی که ناترازی انرژی به یکی از چالشهای جدی صنعت تبدیل شده، نمیتوان زغال سنگ را صرفاً از منظر آلایندگی قضاوت کرد. واقعیت این است که با وجود نقش این سوخت در انتشار کربن، بسیاری از کشورها هنوز نتوانستهاند آن را از سبد انرژی خود حذف کنند. امنیت انرژی، هزینه تولید و حفظ رقابتپذیری صنعتی عواملی هستند که باعث شده زغال سنگ همچنان در اقتصاد جهانی جایگاه داشته باشد.
اما نکاتی که میتوان در باره این سوخت فسیلی اشاره کرد این است که تمام سوختهای فسیلی در گرمایش زمین نقش دارند. نمیتوان زغال سنگ را تنها عامل آلودگی دانست و در مقابل، گاز، مازوت یا گازوئیل را سوختهایی بیمساله تلقی کرد. اگر هدف جهان، عبور از گرمایش زمین و کاهش انتشار کربن باشد، مسیر اصلی باید فاصله گرفتن از همه سوختهای فسیلی باشد؛ اما چنین گذاری هنوز در بسیاری از کشورها و صنایع بهطور کامل امکانپذیر نشده است.
زغال سنگ همچنان یکی از ارزانترین منابع انرژی در جهان است و همین مزیت اقتصادی، جایگاه آن را در سبد انرژی بسیاری از کشورها حفظ کرده است. با افزایش توسعهیافتگی و رشد سطح رفاه، مصرف انرژی نیز افزایش مییابد. آمارها نشان میدهد مصرف انرژی جهان از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۵ حدود ۶۰ درصد رشد داشته است؛ این رشد قابل توجه تقاضا سبب شده حتی کشورهایی که سیاستهای سختگیرانهتری در حوزه محیطزیست دارند، همچنان ناچار باشند بخشی از نیاز انرژی خود را از منابع فسیلی تأمین کنند.
مقایسه ایران با کشورهای منطقه نیز نشان میدهد مصرف زغال سنگ در کشور بسیار پایین است. در حالی که ترکیه سالانه حدود ۱۱۰ میلیون تن زغال سنگ مصرف میکند و پاکستان حدود ۴۰ میلیون تن، مصرف زغال سنگ ایران حدود ۴ میلیون تن در سال است. این فاصله نشان میدهد ایران در مقایسه با بسیاری از کشورها، سهم بسیار ناچیزی از زغال سنگ در سبد انرژی خود دارد. بنابراین، طرح بحث زغال سنگ در ایران به معنای حرکت گسترده و بیمحابا به سمت مصرف آن نیست، بلکه بیشتر تلاشی برای پاسخ به بخشی از ناترازی انرژی در شرایط محدودیت منابع دیگر است.
حتی در اروپا نیز با وجود اعمال مالیات کربن، مصرف زغال سنگ همچنان قابل توجه است. این واقعیت نشان میدهد که الزامات امنیت انرژی، رقابتپذیری صنعتی و هزینه تولید، در بسیاری از کشورها همچنان بر تصمیمگیریهای انرژی اثرگذار است. در واقع، کشورها میان کاهش آلایندگی و حفظ توان رقابتی صنعت خود در حال موازنهاند و زغال سنگ هنوز بهطور کامل از این معادله حذف نشده است.
البته این به معنای نادیده گرفتن ملاحظات محیطزیستی نیست. اگر قرار باشد مصرف زغال سنگ در کشور توسعه یابد، باید همزمان موضوع فناوریهای کاهش آلایندگی، جذب و بازیافت کربن نیز جدی گرفته شود. در حال حاضر، ایران در زمینه فناوری بازیافت کربن یا ارتقای کیفیت زغال سنگ اقدام جدی و قابل توجهی انجام نداده است. حتی در سطح جهانی نیز فناوری جذب یا بازیافت کربن هنوز در ابتدای راه قرار دارد و نمیتوان آن را راهکاری فراگیر، قطعی و کاملاً عملیاتی دانست.
از سوی دیگر، باید به این واقعیت فنی توجه داشت که با فرآوری نمیتوان ماهیت کربنی زغال سنگ را حذف کرد. اساس تولید انرژی حرارتی از زغال سنگ بر ترکیب کربن با اکسیژن استوار است و نتیجه این واکنش، تولید انرژی و انتشار دیاکسیدکربن است. بنابراین، اگر کربن زغال سنگ کاهش یابد، بخشی از انرژی قابل استحصال آن نیز کاهش پیدا میکند. به همین دلیل، تعبیر «زغال سنگ کمکربن» در معنای رایج آن، چندان دقیق نیست.
از نظر ارزش حرارتی نیز زغال سنگ فاصله زیادی با گاز ندارد. هرچند کیفیت انواع زغال سنگ و گاز متفاوت است، اما بهطور متوسط هر کیلوگرم زغال سنگ حدود ۶۵۰۰ تا ۷۰۰۰ کالری انرژی دارد و هر مترمکعب گاز حدود ۸۰۰۰ کالری انرژی تولید میکند. اختلاف ارزش حرارتی آنها حدود ۱۵ درصد است، اما تفاوت قیمت و دسترسی به این دو منبع انرژی، مساله را برای صنایع متفاوت میکند.
زغال سنگ در ایران نیز صرفاً به بحث نیروگاه یا صنایع بزرگ محدود نیست و هماکنون در برخی صنایع غذایی، آلیاژی و ریختهگریهای سنتی مورد استفاده قرار میگیرد. بنابراین، این ماده انرژیزا از پیش در بخشی از ساختار صنعتی کشور حضور داشته، اما توسعه نقش آن نیازمند سیاستگذاری دقیق، ملاحظات محیطزیستی و سرمایهگذاری فناورانه است.
در نهایت، زغال سنگ را نه میتوان بیهزینه و بیمساله دانست و نه میتوان در شرایط ناترازی شدید انرژی، آن را بهطور کامل نادیده گرفت. مساله اصلی، انتخاب میان «سوخت پاک» و «سوخت آلاینده» نیست؛ بلکه مدیریت واقعبینانه سبد انرژی کشور است. اگر ایران بخواهد در مسیر استفاده بیشتر از زغال سنگ حرکت کند، باید همزمان اصلاح سیاستهای قیمتی، توسعه فناوریهای کاهش آلایندگی و حفظ ملاحظات محیطزیستی را در دستور کار قرار دهد.