
به گزارش میمتالز، بر اساس آمار، فولاد گیلان در عرضه ۳۰ فروردین ۱۴۰۵ با حجم عرضه حدود ۶،۹۹۳ تن و تقاضای ۱۰،۲۶۹ تن و نسبت ۱۰۰ درصدی حجم معامله به عرضه، معاملهای در محدوده ۹۶۶ هزار ریال ثبت کرد. در مقابل، فولاد مبارکه با وجود عرضه سنگین ۲۰۰ هزار تنی و تقاضای بیش از ۲۱۳ هزار تن و نسبت ۹۹.۵ درصدی حجم معامله به عرضه، محصول خود را در نرخ حدود ۸۵۰ هزار ریال فروخت.
این نخستینبار است که نرخ معامله ورق گرم فولاد گیلان از فولاد مبارکه پیشی میگیرد؛ موضوعی که از منظر ساختار بازار فولاد، پیامهای مهمی برای سیاستگذاران و فعالان صنعت دارد.
واقعیت این است که برتری قیمتی فولاد گیلان الزاماً به معنای برتری کیفی این شرکت نیست. فولاد مبارکه همچنان از نظر کیفیت سطح ورق، تنوع گرید، ثبات تولید، استانداردهای صنعتی و اعتبار برند، جایگاه برتر بازار را در اختیار دارد و بخش عمده صنایع پاییندستی کشور وابسته به محصولات این شرکت هستند.
اما فولاد مبارکه معمولا نقش تنظیمکننده بازار را ایفا کرده و برای جلوگیری از جهش قیمتها، قیمت پایه خود را پایینتر از واقعیت بازار تعیین کرده است. این سیاست حمایتی باعث شده محصولی با کیفیت بالاتر، در نهایت با قیمتی پایینتر از رقیب معامله شود.
مساله اصلی از جایی آغاز میشود که سیاست حمایت از بازار، به سرکوب قیمت واقعی محصول تبدیل میشود. زمانی که ورق فولاد مبارکه، به عنوان باکیفیتترین ورق گرم داخلی، پایینتر از ارزش واقعی خود قیمتگذاری شود، عملاً سیگنال اشتباهی به بازار مخابره خواهد شد.
این روند چند پیامد جدی از جمله، تضعیف مکانیزم واقعی کشف قیمت در بورس کالا، کاهش انگیزه سرمایهگذاری در ارتقای کیفیت، ایجاد رانت برای واسطهها و خریداران سهمیهای، برهم خوردن توازن رقابتی بین تولیدکنندگان و فشار بر سودآوری بزرگترین تولیدکننده ورق کشور را به همراه دارد.
در واقع بازار باید تفاوت میان «حمایت منطقی» و «قیمتگذاری تحریفی» را درک کند. حمایت از صنایع پاییندستی ضروری است، اما این حمایت نباید به بهای نادیده گرفتن ارزش واقعی محصولات باکیفیت تمام شود.
یکی از مهمترین نکات در تحلیل این معاملات، اختلاف چشمگیر حجم عرضه دو شرکت است. فولاد مبارکه با عرضه ۲۰۰ هزار تن، بار اصلی تامین نیاز بازار را بر دوش دارد؛ در حالی که فولاد گیلان کمتر از ۷ هزار تن عرضه کرده است.
محدود بودن عرضه فولاد گیلان بهصورت طبیعی رقابت قیمتی را افزایش داده و باعث رشد نرخ معامله شده است؛ بنابراین رشد قیمت فولاد گیلان را نباید صرفاً به عنوان برتری بازار یا کیفیت تفسیر کرد؛ بلکه این رشد تا حد زیادی ناشی از محدودیت عرضه و رقابت شدید بر سر حجم پایین کالا بوده است.
اتفاق اخیر را باید یک هشدار جدی برای سیاستگذاری بازار فولاد دانست. اگر قرار باشد فولاد مبارکه همزمان نقش تولیدکننده، تامینکننده اصلی بازار و ابزار کنترل قیمت را ایفا کند، در نهایت ساختار رقابتی بازار دچار اختلال خواهد شد.
اصلاح فرمول قیمتگذاری پایه، کاهش مداخلات دستوری و حرکت به سمت کشف قیمت واقعی در بورس کالا، ضرورتی است که بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. بازار زمانی به تعادل پایدار میرسد که کیفیت، میزان عرضه، هزینه تولید و رقابت واقعی، همگی در فرآیند قیمتگذاری لحاظ شوند.
عبور قیمت ورق فولاد گیلان از فولاد مبارکه، بیش از آنکه نشانه تغییر جایگاه کیفی تولیدکنندگان باشد، نتیجه سیاستهای حمایتی و قیمتگذاری غیرمتعادل در بازار است. فولاد مبارکه به عنوان بازیگر اصلی صنعت ورق کشور، امروز هزینه تنظیم بازار را از محل کاهش قیمت محصولات خود پرداخت میکند؛ روندی که در صورت تداوم، میتواند هم به سودآوری صنعت آسیب بزند و هم مکانیزم شفاف کشف قیمت در بورس کالا را تضعیف کند.
بازار فولاد برای حفظ تعادل و رقابت سالم، نیازمند سیاستهایی است که بر پایه واقعیتهای اقتصادی و کیفیت واقعی محصولات طراحی شده باشند، نه قیمتگذاری دستوری و سرکوب نرخها.
منبع: چیلان