به گزارش میمتالز به نقل از ایراسین و پایگاه اطلاعرسانی وزارت نیرو (پاون)، «فرهاد شهرکی» نایب رئیس کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی، در پی تهدیدهای اخیر آمریکا برای حمله به زیرساختهای انرژی در ایران، در یادداشتی راهبردهای بازدارندگی انرژی ایران در برابر این تهدیدات را برشمرد و تاکید کرد: ایران با تکیه برموقعیت ژئوپلیتیک، ظرفیتهای عملیاتی و دکترین بازدارندگی شبکهای، توانسته است توازن تهدید را به گونهای بازتعریف کند که هر گونه اقدام خصمانه علیه زیرساختهای داخلی، به بحرانی فراگیر در کل منطقه و حتی بازار جهانی تبدیل شود.
متن کامل این یادداشت به شرح زیر است:
«در سپهر پرآشوب ژئوپلیتیک انرژی، تحولات اخیر پیرامون تهدیدات ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران، نشاندهنده تغییر فاز معنادار از «رقابت قدرت» به «تقابل زیرساختی» است؛ مرحلهای که در آن، انرژی نه تنها ابزار توسعه، بلکه به مؤلفهای تعیینکننده در معماری بازدارندگی تبدیل میشود. سه گزاره کلیدی، تغییر لحن تهدیدات آمریکا از کنترل تنگه هرمز به هدفگیری نیروگاهها، هشدار صریح مقامات عالیرتبه ایران درباره پاسخ غیرقابل بازگشت و ارزیابی نهادهای فکری غربی از توان تخریبی ایران، درکنارهم، چارچوبی جدید از «بازدارندگی چندلایه انرژیمحور» را ترسیم میکنند.
اظهارات اخیر «دونالد ترامپ» مبنی بر تشکیل ائتلاف بینالمللی برای کنترل تنگه هرمز، اعزام ناوهای سنگین و نیروهای ویژه، در چارچوب دکترین سنتی «تسلط بر گلوگاههای ژئواستراتژیک» قابل تحلیل است. با این حال، ناکامی عملی این سناریوها و عدم تحقق اهداف اعلامی در حمله به ایران در حین مذاکرات - در پرتو پیچیدگیهای میدانی، هزینههای فزاینده و مخاطرات درگیری مستقیم - واشنگتن را به سمت گزینهای دیگر، اما پرریسکتر سوق داده است: تهدید زیرساختهای حیاتی غیرنظامی، به ویژه نیروگاههای برق، با هدف تأثیرگذاری بر محاسبات راهبردی ایران در مدیریت هوشمند تنگه هرمز.
این تغییر رویکرد، بیانگر انتقال از «کنترل فیزیکی جریان انرژی» به «اختلال در زنجیره تولید و توزیع انرژی» است؛ رویکردی که اگرچه از نظر تاکتیکی سادهتر به نظر میرسد، اما از منظر حقوق بینالملل و قواعد مخاصمات مسلحانه، با چالشهای جدی مشروعیت و پیامدهای غیرقابل پیشبینی مواجه است.
موضعگیری صریح دکتر «محمدباقر قالیباف» رئیس مجلس شورای اسلامی، مبنی بر «انهدام بازگشتناپذیر زیرساختهای انرژی در سراسر منطقه» در صورت هدف قرار گرفتن زیرساختهای ایران، بیانگر عبور از الگوی کلاسیک بازدارندگی موضعی به «بازدارندگی شبکهای و فراسرزمینی» است.
در این چارچوب، هر گونه حمله به نیروگاههای ایران، به طور خودکار به زنجیرهای از واکنشهای گسترده در کل اکوسیستم انرژی منطقه تبدیل میشود؛ به گونهای که زیرساختهای انرژی کشورهایی که بستر یا حمایت عملیاتی برای اقدامات خصمانه فراهم آوردهاند، در معرض آسیبهای گسترده و بازگشتناپذیر قرار خواهند گرفت. این دکترین بر سه پایه استوار است:
تحلیل منتشرشده در نشریه آتلانتیک مبنی بر اینکه ایران «سلاحی قدرتمندتر از مدیریت هوشمند تنگه هرمز» در اختیار دارد — یعنی توان تخریب زیرساختهای انرژی منطقه — در واقع تأییدی غیرمستقیم بر کارآمدی راهبرد بازدارندگی ایران است.
این ارزیابی نشان میدهد که در محاسبات راهبردی غرب، تهدید ایران دیگر محدود به یک گلوگاه دریایی نیست، بلکه کل شبکه انرژی کشورهایی که در حمله به ابران مورد استفاده آمریکا قرار گرفته را در بر میگیرد.
در صورت تحقق سناریوی تقابل زیرساختی، بازار جهانی انرژی با سه پیامد همزمان مواجه خواهد شد:
لذا تحولات اخیر نشان میدهد که معادله قدرت در حوزه انرژی، از «کنترل نقاط گلوگاهی» به «توانایی اخلال در شبکههای حیاتی» تغییر یافته است. در این چارچوب، ایران با تکیه برموقعیت ژئوپلیتیک، ظرفیتهای عملیاتی و دکترین بازدارندگی شبکهای، توانسته است توازن تهدید را به گونهای بازتعریف کند که هر گونه اقدام خصمانه علیه زیرساختهای داخلی، به بحرانی فراگیر در کل منطقه و حتی بازار جهانی تبدیل شود.
در نتیجه، آنچه امروز به عنوان تهدید علیه نیروگاههای ایران مطرح میشود، نه نشانه برتری راهبردی طرف مقابل، بلکه بیانگر محدود شدن گزینههای آن در برابر یک نظام بازدارندگی پیچیده و چندلایه است؛ نظمی که در آن، امنیت انرژی به مثابه «خط قرمز مشترک منطقهای» عمل کرده و هر گونه عبور از آن، هزینههایی به مراتب فراتر از محاسبات اولیه تحمیل خواهد کرد.
منبع: ایراسین