به گزارش میمتالز به نقل از ایراسین، «عباس بهرامی» از آن دست انسانهایی بود که زندگی را در عمل معنا میکرد. هر روز، با امید ساختن، قدم به محیط کار میگذاشت؛ جایی که برای او فقط یک شغل نبود، بلکه بخشی از تعهدش به آینده و به مردمش بود. دستانش، روایتگر سالها تلاش بود و نگاهش، پر از مسوولیتی که بیهیاهو بر دوش میکشید.
اما سرنوشت، برای او پایانی متفاوت نوشت. در جریان حمله به مجموعه شرکت فولاد مبارکه اصفهان، او در همان جایی که میساخت و میکوشید، به شهادت رسید؛ گویی که زندگیاش از ابتدا با «ساختن» آغاز شد و با «ماندگار شدن» به پایان رسید.
شهادت او، تنها یک فقدان نیست؛ روایتی است از انسانی که نشان داد قهرمان بودن، همیشه به دیده شدن نیست. گاهی قهرمانها در سکوت زندگی میکنند، در میان مردم، در لباس کار … و درست همانجا، در لحظهای که هیچکس انتظارش را ندارد، به بلندترین نقطه انسانیت میرسند.
امروز، «عباس بهرامی» دیگر فقط یک نام نیست؛ نمادی است از غیرت، تعهد و مردانگی. یاد او، یادآور این حقیقت است که پشت هر چرخِ در حال گردش، انسانی ایستاده که ممکن است روزی، جانش را هم در همین مسیر تقدیم کند.
یادش گرامی، راهش ماندگار