به گزارش میمتالز به نقل از ایراسین؛ در نخستین ساعات پس از حمله به زیرساختهای انرژی یک مجتمع بزرگ صنعتی در مرکز ایران، آنچه بیش از هر چیز توجه کارشناسان حوزه انرژی و صنعت را جلب کرد، نه صرفاً محل وقوع حادثه، بلکه ماهیت هدف بود: نیروگاهها. در این حمله دو نیروگاه با ظرفیتهای حدود ۹۱۴ مگاوات و ۲۵۰ مگاوات آسیب دیدند؛ ظرفیتی که در مجموع معادل برق مورد نیاز یک شهر بزرگ صنعتی است. در کشوری که سالهاست توازن شکنندهای میان تولید و مصرف برق برقرار است، خروج چنین ظرفیتی از مدار صرفاً یک خسارت صنعتی محسوب نمیشود؛ بلکه به معنای وارد شدن فشار تازهای بر کل زنجیره تولید است.
در ادبیات امنیت انرژی، نیروگاهها همواره جزو حساسترین زیرساختهای هر کشور به شمار میروند. بسیاری از اقتصادهای صنعتی جهان تجربه کردهاند که اختلال در تولید برق، حتی برای مدت کوتاه، میتواند اثرات زنجیرهای گستردهای ایجاد کند؛ از توقف خطوط تولید تا اختلال در حملونقل، خدمات شهری و حتی بازارهای مالی. به همین دلیل در بسیاری از اسناد بینالمللی، زیرساختهای انرژی بهعنوان شریانهای حیاتی اقتصاد ملی شناخته میشوند؛ زیرساختهایی که هدف قرار دادن آنها میتواند پیامدهایی فراتر از یک خسارت موضعی داشته باشد.
اهمیت این مساله در ساختار صنعتی ایران حتی بیشتر است. بخش قابل توجهی از صنایع بزرگ کشور، به ویژه صنایع انرژیبر مانند فولاد، سیمان، آلومینیوم و پتروشیمی، برای تداوم تولید به تأمین پایدار برق وابستهاند. بسیاری از این مجموعهها در سالهای اخیر برای کاهش فشار بر شبکه سراسری، به سمت ایجاد نیروگاههای اختصاصی حرکت کردهاند؛ نیروگاههایی که علاوه بر تأمین برق واحدهای مادر، در بسیاری از مواقع بخشی از برق شبکه کشور را نیز پشتیبانی میکنند. از همین منظر، آسیب دیدن نیروگاههای صنعتی تنها یک مشکل درونسازمانی نیست؛ بلکه میتواند توازن عرضه برق در مناطق صنعتی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
در شرایطی که اقتصاد ایران با چالشهای فصلی در تأمین انرژی مواجه است، حذف ناگهانی بیش از هزار مگاوات ظرفیت تولید برق از مدار، میتواند پیامدهای قابل توجهی برای صنایع پاییندستی به همراه داشته باشد. صنایع فولادی و معدنی در ایران در قلب شبکهای گسترده از فعالیتهای اقتصادی قرار دارند؛ از معادن و حملونقل گرفته تا کارخانههای نورد، لولهسازی، خودروسازی و صدها واحد تولیدی کوچکتر که مواد اولیه خود را از این زنجیره دریافت میکنند. اختلال در یک حلقه از این زنجیره، به سرعت میتواند به سایر حلقهها منتقل شود.
در کنار پیامدهای اقتصادی، این مساله ابعاد اجتماعی قابل توجهی نیز دارد. صنایع بزرگ ایران به طور مستقیم و غیرمستقیم اشتغال صدها هزار نفر را تأمین میکنند. هر گونه اختلال در تولید، علاوه بر کاهش عرضه در بازار، میتواند امنیت شغلی کارگران و فعالان زنجیرههای وابسته را نیز تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل در بسیاری از کشورها، حفاظت از زیرساختهای انرژی نه تنها یک مساله صنعتی، بلکه بخشی از سیاستهای امنیت ملی محسوب میشود.
در سالهای اخیر نیز جهان بارها شاهد بوده است که زیرساختهای انرژی به اهدافی در منازعات ژئوپلیتیکی تبدیل شدهاند. از حملات سایبری به شبکههای برق گرفته تا هدف قرار دادن تأسیسات انرژی در مناطق صنعتی، همه نشان میدهد که در جنگهای مدرن، شریانهای اقتصادی کشورها به اندازه مراکز نظامی اهمیت یافتهاند. منطق چنین اقداماتی روشن است: آسیب به انرژی، به معنای آسیب به تولید، بازار و در نهایت تابآوری اقتصادی یک کشور است.
با این حال تجربه بسیاری از اقتصادها نشان میدهد که پاسخ مؤثر به چنین تهدیدهایی تنها در بازسازی سریع خسارتها خلاصه نمیشود. افزایش تابآوری شبکه انرژی، ایجاد ظرفیتهای پشتیبان، پراکندگی زیرساختهای حیاتی، توسعه نیروگاههای جدید و تقویت سامانههای پدافند غیرعامل، از جمله اقداماتی است که میتواند آسیبپذیری صنایع را کاهش دهد. در بسیاری از کشورها، پس از رخدادهای مشابه، سرمایهگذاری در امنیت زیرساختهای انرژی به یکی از اولویتهای سیاست صنعتی تبدیل شده است.
واقعیت آن است که نیروگاهها صرفاً تأسیسات تولید برق نیستند؛ آنها قلب تپنده زنجیره تولید و بخش مهمی از ثبات اقتصادی هر کشور به شمار میروند. هنگامی که چنین زیرساختهایی هدف قرار میگیرند، پیامدهای آن از محدوده یک کارخانه یا یک مجتمع صنعتی فراتر میرود و میتواند دامنهای ملی پیدا کند.
از همین رو بسیاری از تحلیلگران حوزه انرژی بر یک نکته تأکید دارند: در اقتصاد صنعتی امروز، حمله به زیرساختهای تولید برق عملاً عبور از خط قرمزی است که مستقیماً معیشت مردم، اشتغال کارگران و پایداری زنجیره تولید را نشانه میگیرد؛ خط قرمزی که محافظت از آن، بخشی جداییناپذیر از امنیت اقتصادی کشورها به شمار میرود.
منبع: ایراسین