به گزارش میمتالز، بازیافت در ادبیات سنتی اقتصاد ایران، اغلب به عنوان فعالیتی جانبی یا خدماتی تلقی شده است؛ فعالیتی که بیشتر با جمعآوری ضایعات و تفکیک مواد مستعمل شناخته میشود تا یک صنعت راهبردی. این نگاه باعث شده بازیافت فلزات، بر خلاف نقش کلیدی آن در بسیاری از کشورهای صنعتی، جایگاه شایستهای در برنامههای توسعه صنعتی کشور نداشته باشد. در حالی که تجربه جهانی نشان میدهد در اقتصادهای پیشرفته، بخش قابل توجهی از مواد اولیه صنایع فلزی از طریق چرخه بازیافت تأمین میشود و این بخش به عنوان یکی از ارکان اقتصاد چرخشی تعریف شده است.
در شرایطی که توسعه معادن جدید مستلزم سرمایهگذاریهای سنگین، فناوری پیشرفته، زمان طولانی اکتشاف تا بهرهبرداری و همچنین مواجهه با ملاحظات زیستمحیطی و اجتماعی است، بازیافت میتواند مسیر کوتاهتر، کمهزینهتر و پایدارتر برای تأمین مواد اولیه باشد. افزایش هزینههای انرژی، محدودیتهای ارزی، تحریمهای بینالمللی و دشواری تأمین تجهیزات، همگی ضرورت بازنگری در الگوی تأمین مواد اولیه صنایع فلزی را دوچندان کردهاند. در چنین فضایی، هر کیلوگرم فلزی که از دل ضایعات و قراضه به چرخه تولید بازمیگردد، در واقع معادل کاهش فشار بر منابع طبیعی و کاهش نیاز به واردات است.
از سوی دیگر، مساله ناترازی انرژی در سالهای اخیر به یکی از چالشهای جدی صنایع کشور تبدیل شده است. تولید فلزات اولیه از سنگ معدن، به ویژه در حوزههایی مانند آلومینیوم و فولاد، به شدت انرژیبر است. این در حالی است که تولید همان فلزات از طریق بازیافت، به مراتب انرژی کمتری مصرف میکند و میزان انتشار آلایندههای زیستمحیطی نیز کاهش مییابد. در جهانی که حرکت به سمت کاهش انتشار کربن و رعایت استانداردهای زیستمحیطی به یک الزام رقابتی بدل شده، بیتوجهی به صنعت بازیافت میتواند به معنای عقبماندن از روندهای جهانی باشد.
با وجود این ظرفیتها، صنعت بازیافت فلزات در ایران همچنان با چالشهای متعددی روبهروست. بخش عمدهای از فعالیتهای مرتبط با جمعآوری و تفکیک ضایعات در قالب شبکههای غیررسمی و پراکنده انجام میشود. نبود سامانههای شفاف اطلاعاتی، نوسانات شدید قیمتی، اختلاف میان نرخهای داخلی و جهانی، و چندگانگی در مقررات و مجوزها، فضای فعالیت این صنعت را با عدم قطعیت همراه کرده است. در نتیجه، بسیاری از فعالان این حوزه امکان برنامهریزی بلندمدت و سرمایهگذاری در فناوریهای نوین را ندارند.
مساله دیگر، کمبود سرمایهگذاری در بخشهای پیشرفتهتر بازیافت است. در حالی که در بسیاری از کشورها بازیافت فلزات گرانبها از پسماندهای الکترونیکی به یک صنعت دانشبنیان با ارزش افزوده بالا تبدیل شده، در ایران این حوزه هنوز در مراحل ابتدایی قرار دارد. رشد مصرف تجهیزات الکترونیکی و افزایش حجم پسماندهای مربوطه، فرصتی کمنظیر برای توسعه این بخش فراهم کرده است، اما نبود زیرساخت تخصصی و چارچوب قانونی شفاف، مانع بهرهبرداری کامل از این ظرفیت شده است.
همچنین باید به بُعد اجتماعی صنعت بازیافت نیز توجه کرد. این صنعت میتواند زنجیرهای گسترده از اشتغال مستقیم و غیرمستقیم ایجاد کند؛ از جمعآوری و تفکیک گرفته تا حملونقل، فرآوری و تولید مجدد. در صورت ساماندهی رسمی و ایجاد چارچوبهای حمایتی، بازیافت فلزات میتواند به یکی از ابزارهای توسعه منطقهای، به ویژه در شهرهای صنعتی و مناطق کمبرخوردار، تبدیل شود.
در سطح کلان، بازیافت فلزات میتواند بخشی از راهبرد کلان کشور برای حرکت به سمت اقتصاد چرخشی و کاهش وابستگی به استخراج بیرویه منابع طبیعی باشد. گذار از مدل خطی «استخراج–تولید–مصرف–دورریز» به مدلی که در آن مواد بارها و بارها در چرخه تولید باقی میمانند، نیازمند تغییر نگرش در سیاستگذاری صنعتی است. این تغییر نگرش باید در قالب تدوین نقشه راه ملی، ایجاد مشوقهای سرمایهگذاری، تسهیل دسترسی به تسهیلات مالی و هماهنگی میان نهادهای متولی شکل گیرد.
امروز پرسش اصلی این است که آیا صنعت بازیافت فلزات در ایران همچنان در حاشیه باقی خواهد ماند یا به عنوان یک رکن راهبردی در زنجیره تأمین صنایع فلزی شناخته خواهد شد؟ پاسخ به این پرسش، تنها به توان فعالان این حوزه وابسته نیست، بلکه به نوع نگاه سیاستگذاران به مفهوم توسعه صنعتی بازمیگردد. توسعهای که اگر بخواهد پایدار، رقابتپذیر و همسو با تحولات جهانی باشد، ناگزیر است بازیافت را نه به عنوان یک فعالیت جانبی، بلکه به عنوان بخشی جداییناپذیر از آینده صنعت فلزات ایران به رسمیت بشناسد.
در همین چارچوب، در گفتوگو با کارشناسان و فعالان این حوزه، به بررسی ابعاد مختلف صنعت بازیافت فلزات، چالشها، ظرفیتها و مسیر پیش رو پرداخته است که در ادامه میخوانید.
در همین زمینه، دکتر مهدی رضایی، کارشناس اقتصاد معدن و مشاور صنایع بازیافتی، گفتوگویی انجام دادیم که در ادامه میخوانید.
رضایی در ابتدای گفتوگو اظهار کرد: «بازیافت فلزات در دنیا دیگر یک فعالیت صرفاً محیطزیستی نیست، بلکه بخشی از استراتژی امنیت مواد اولیه کشورها محسوب میشود. در ایران نیز با توجه به محدودیتهای ارزی و هزینه بالای توسعه معادن جدید، بازیافت میتواند نقش مکمل و حتی راهبردی ایفا کند.»
وی افزود: «در حال حاضر بخش قابل توجهی از نیاز صنایع فولاد، آلومینیوم، مس و سرب از طریق قراضه و ضایعات فلزی تأمین میشود. اما این فرآیند هنوز ساختارمند و صنعتی نشده و بیشتر به شکل سنتی و پراکنده فعالیت میکند.»
این کارشناس حوزه بازیافت با اشاره به مزیتهای اقتصادی این صنعت گفت: «تولید فلز از طریق بازیافت، به مراتب انرژی کمتری نسبت به استخراج و فرآوری ماده معدنی اولیه مصرف میکند. برای مثال، تولید آلومینیوم از قراضه میتواند تا ۹۰ درصد انرژی کمتری نسبت به تولید از بوکسیت مصرف کند. این موضوع در شرایط ناترازی انرژی کشور اهمیت دوچندان دارد.»
وی ادامه داد: «در صنعت فولاد نیز استفاده از آهن قراضه در کورههای قوس الکتریکی، هزینه سرمایهگذاری و مصرف انرژی را کاهش میدهد؛ بنابراین بازیافت نه تنها به حفظ منابع طبیعی کمک میکند، بلکه از نظر اقتصادی نیز مقرونبهصرفه است.»
رضایی یکی از مهمترین مشکلات صنعت بازیافت فلزات در ایران را نبود ساختار منسجم دانست و گفت: «بخش بزرگی از جمعآوری و تفکیک ضایعات فلزی توسط شبکههای غیررسمی انجام میشود. این مساله باعث میشود آمار دقیقی از حجم واقعی بازیافت وجود نداشته باشد و همچنین امکان نظارت کیفی و مالیاتی نیز محدود شود.»
وی افزود: «در بسیاری از کشورها، زنجیره بازیافت از مبدا تولید ضایعات تا کارخانه ذوب، کاملاً دیجیتال و رصدپذیر است. اما در ایران همچنان با حلقههای واسطه متعدد، نوسان قیمت و نبود شفافیت مواجه هستیم.»
وی در ادامه درباره تأثیر نوسانات ارزی و قیمتی گفت: «قیمت ضایعات فلزی در ایران به شدت تحت تأثیر نرخ ارز و قیمتهای جهانی است. این نوسانات باعث بیثباتی در بازار داخلی میشود و تولیدکنندگان را در تأمین مواد اولیه با مشکل مواجه میکند.»
رضایی توضیح داد: «در برخی دورهها، صادرات قراضه به دلیل تفاوت قیمت داخلی و خارجی افزایش مییابد و این موضوع صنایع داخلی را با کمبود مواجه میکند. نبود سیاست پایدار صادراتی، یکی از چالشهای مهم این صنعت است.»
این مشاور صنایع بازیافتی با اشاره به فاصله فناوری ایران با استانداردهای جهانی گفت: «در حوزههایی مانند بازیافت فلزات گرانبها از پسماندهای الکترونیکی، هنوز در ابتدای مسیر هستیم. در حالی که بازیافت طلا، نقره، پالادیوم و سایر فلزات ارزشمند از تجهیزات الکترونیکی میتواند ارزش افزوده بالایی ایجاد کند.»
وی افزود: «متأسفانه بخش عمده زبالههای الکترونیکی یا به صورت غیراصولی بازیافت میشوند یا از چرخه رسمی خارج میگردند. این در حالی است که بسیاری از کشورها، بازیافت شهری و صنعتی را به عنوان یک صنعت دانشبنیان توسعه دادهاند.»
رضایی در ادامه به بُعد محیطزیستی این صنعت اشاره کرد و گفت: «اگر بازیافت به صورت اصولی انجام شود، میتواند انتشار گازهای گلخانهای و مصرف منابع طبیعی را به طور قابل توجهی کاهش دهد. اما فعالیتهای غیرمجاز و کارگاههای فاقد استاندارد، خود میتوانند منبع آلودگی باشند.»
وی تأکید کرد: «تدوین استانداردهای فنی، ایجاد شهرکهای تخصصی بازیافت و حمایت از واحدهای صنعتی مجاز، میتواند هم به ارتقای کیفیت تولید و هم به کاهش مخاطرات زیستمحیطی کمک کند.»
این کارشناس اقتصادی درباره جایگاه بازیافت در سیاستهای کلان کشور گفت: «در شرایط تحریم و محدودیت واردات مواد اولیه، بازیافت میتواند بخشی از وابستگی کشور به واردات شمش یا کنسانتره فلزی را کاهش دهد. این موضوع با سیاستهای اقتصاد مقاومتی نیز همراستا است.» وی افزود: «توسعه صنعت بازیافت میتواند علاوه بر کاهش خروج ارز، موجب اشتغالزایی گسترده در سطوح مختلف—from جمعآوری تا فرآوری صنعتی—شود.»
رضایی در بخش پایانی این گفتوگو تصریح کرد: «برای توسعه واقعی صنعت بازیافت فلزات، نیازمند سیاستگذاری یکپارچه هستیم. این صنعت در تقاطع وزارت صمت، سازمان محیط زیست، شهرداریها و حتی وزارت اقتصاد قرار دارد. نبود هماهنگی میان این نهادها، باعث کندی پیشرفت شده است.»
وی افزود: «باید یک نقشه راه ملی برای بازیافت فلزات تدوین شود؛ نقشهای که شامل مشوقهای سرمایهگذاری، تسهیلات بانکی، معافیتهای مالیاتی و همچنین ساماندهی شبکه جمعآوری باشد.»
در ادامه با مهندس آرش کریمی، فعال صنعت بازیافت و عضو هیأت مدیره یکی از شرکتهای فرآوری قراضه فلزی، گفتوگویی انجام دادیم که در ادامه میخوانید. کریمی در ابتدای این گفتوگو اظهار کرد: «بر خلاف تصور عمومی، بازیافت فلزات یک فعالیت کماهمیت یا صرفاً خدماتی نیست، بلکه یک صنعت مادر است که مستقیماً بر زنجیره تولید فولاد، مس، آلومینیوم و سرب تأثیر میگذارد. در بسیاری از کشورها، بیش از ۳۰ تا ۵۰ درصد مواد اولیه صنایع فلزی از طریق بازیافت تأمین میشود.»
وی افزود: «در ایران نیز حجم قابل توجهی قراضه فولادی، ضایعات آلومینیوم و مس در چرخه مصرف وجود دارد، اما نبود برنامهریزی دقیق باعث شده بخشی از این منابع یا به درستی جمعآوری نشود یا از مسیرهای غیررسمی خارج شود.»
وی با اشاره به تحولات جهانی در حوزه مدیریت منابع گفت: «امروز مفهوم اقتصاد چرخشی جایگزین مدل خطی تولید شده است. در این مدل، ضایعات به عنوان منبع جدید تعریف میشوند. اگر ایران بخواهد در بازارهای جهانی فلزات رقابتپذیر بماند، ناگزیر است بازیافت را در قلب استراتژی صنعتی خود قرار دهد.» کریمی ادامه داد: «در شرایطی که توسعه معادن جدید با هزینههای بالای سرمایهگذاری و چالشهای زیستمحیطی روبهروست، استفاده حداکثری از قراضه میتواند فشار بر منابع طبیعی را کاهش دهد و حاشیه سود تولیدکنندگان را افزایش دهد.»
این فعال صنعتی یکی از مشکلات اصلی این حوزه را بیثباتی در تأمین مواد اولیه دانست و گفت: «کارخانههای ذوب برای برنامهریزی تولید نیازمند دسترسی پایدار و قابل پیشبینی به قراضه هستند. اما در حال حاضر بازار قراضه به شدت دچار نوسان است و گاهی به دلیل اختلاف قیمت داخلی و خارجی، شاهد خروج این مواد از کشور هستیم.»
وی افزود: «نبود یک سامانه جامع رصد و مدیریت عرضه و تقاضا، باعث شده قیمتها به صورت هیجانی تغییر کند. این بیثباتی هم برای واحدهای بازیافتی و هم برای مصرفکنندگان صنعتی مشکلساز است.»
کریمی با اشاره به عقبماندگی فناوری در برخی بخشها اظهار کرد: «در حوزه تفکیک و فرآوری ضایعات، هنوز در بسیاری از واحدها از روشهای سنتی استفاده میشود. در حالی که فناوریهای نوین مانند سیستمهای جداسازی اتوماتیک، سنجش ترکیب شیمیایی آنلاین و خطوط خردایش پیشرفته میتوانند بهرهوری را به طور قابل توجهی افزایش دهند.»
وی ادامه داد: «سرمایهگذاری در این حوزه نیازمند دسترسی به تسهیلات ارزانقیمت و حمایتهای دولتی است. متأسفانه بازیافت هنوز در اولویت تأمین مالی بانکها قرار ندارد و اغلب به عنوان یک فعالیت کمبازده تلقی میشود، در حالی که واقعیت خلاف این است.»
این عضو هیأت مدیره شرکت بازیافتی درباره ظرفیت بازیافت پسماندهای الکترونیکی گفت: «یکی از بخشهای مغفول، بازیافت فلزات گرانبها از تجهیزات الکترونیکی مستعمل است. در هر تُن برد الکترونیکی، مقادیر قابل توجهی طلا، نقره و فلزات کمیاب وجود دارد. اما نبود زیرساخت تخصصی باعث شده این حوزه به صورت محدود و پراکنده فعالیت کند.»
وی افزود: «اگر این بخش به صورت صنعتی توسعه یابد، میتواند ارزش افزودهای بسیار بالاتر از بازیافت سنتی قراضه آهن ایجاد کند و حتی به صادرات محصولات فرآوریشده منجر شود.»
کریمی در ادامه به مشکلات قانونی اشاره کرد و گفت: «صنعت بازیافت با مجموعهای از مقررات پراکنده مواجه است؛ از مجوزهای محیطزیستی گرفته تا ضوابط شهرداری و مقررات مالیاتی. نبود یک متولی واحد، روند سرمایهگذاری را طولانی و پرهزینه کرده است.»
وی تصریح کرد: «ضروری است یک چارچوب قانونی مشخص برای صنعت بازیافت تدوین شود تا فعالان این حوزه بدانند با چه ضوابطی روبهرو هستند و بتوانند برای توسعه فعالیت خود برنامهریزی کنند.»
این فعال صنعتی با اشاره به اثرات اجتماعی صنعت بازیافت گفت: «بازیافت فلزات ظرفیت بالایی برای ایجاد اشتغال، به ویژه در شهرهای صنعتی و مناطق حاشیهای دارد. از جمعآوری و تفکیک گرفته تا فرآوری و حملونقل، زنجیرهای از مشاغل مستقیم و غیرمستقیم ایجاد میشود.»
وی افزود: «اگر این فعالیتها به صورت رسمی و سازمانیافته ساماندهی شوند، علاوه بر افزایش بهرهوری، میتوان شرایط کاری ایمنتر و درآمد پایدارتر برای فعالان این حوزه فراهم کرد.»
کریمی در پایان این گفتوگو تأکید کرد: «توسعه صنعت بازیافت فلزات نیازمند سه اقدام اساسی است؛ نخست، ایجاد نظام شفاف اطلاعاتی برای رصد جریان ضایعات؛ دوم، ارائه مشوقهای سرمایهگذاری برای نوسازی فناوری؛ و سوم، تدوین سیاست صادراتی پایدار.»
وی افزود: «اگر این سه محور به صورت هماهنگ اجرا شود، بازیافت میتواند به یکی از پایههای تأمین مواد اولیه صنایع فلزی کشور تبدیل شود و نقش مهمی در کاهش وابستگی به استخراج جدید ایفا کند.»
به گفته این کارشناس، آینده صنعت فلزات در ایران تنها به توسعه معادن جدید وابسته نیست، بلکه به نحوه مدیریت منابع موجود نیز بستگی دارد. بازیافت، پلی میان بهرهوری اقتصادی و پایداری زیستمحیطی است؛ پلی که اگر به درستی ساخته شود، میتواند بخشی از فشارهای ارزی، انرژی و محیطزیستی کشور را کاهش دهد و صنعت فلزات را به سمت مدلی پایدارتر هدایت کند.
منبع: روزگار معدن