به گزارش میمتالز، در تاریخ توسعه صنعتی هر کشوری، لحظاتی وجود دارد که پارادایمها تغییر میکنند و سرنوشت یک اکوسیستم به صورتی کاملاً متفاوت رقم میخورد. ابرپروژهای که ابتدای هفته در اصفهان به ثمر نشست، یک پروژه عمرانی نیست؛ بلکه مانیفست جدید صنعت فولاد ایران است. این پروژه نشان داد که چگونه میتوان با ترکیب دیپلماسی عالیرتبه سیاسی و جسارت تکنوکراتیک، بر بزرگترین تهدید وجودی ایران (بحران آب) غلبه کرد. در ادبیات استراتژیک، ما با مفهوم «خلق ارزش مشترک» روبهرو هستیم؛ جایی که سود اقتصادی بنگاه با پیشرفت اجتماعی گره میخورد. فولاد مبارکه با رهبری این پروژه، دقیقاً در همین نقطه ایستاده است: تضمین بقای خود و اهدای زندگی به جامعه.

حضور رئیس جمهوری و وزیر صمت در آئین افتتاح این ابرپروژه نشاندهنده وزن استراتژیک این پروژه در امنیت ملی است. رئیسجمهور با ادبیاتی که فراتر از تشریفات معمول بود، این پروژه را نماد عبور از مسیری دشوار توصیف کرد.
«همانگونه که در جلسات تخصصی تأکید شده، حل مشکل آب در استانهای مرکزی نیازمند نگاه علمی، کارشناسی و بلندمدت است. کارهای تحقیقاتی و علمی دانشگاهیان و متخصصان در حال انجام است و ما براساس همین نتایج علمی مسیر آینده را پیش خواهیم برد. امیدواریم با تکیه بر منطق علمی و رویکرد توسعه پایدار بتوانیم مشکلات موجود را در چارچوبی آیندهنگرانه رفع کنیم.»
وزیر صنعت نیز با نگاهی تخصصی، این طرح را گامی راهبردی برای تأمین آب پایدار فلات مرکزی و تضمینی برای استمرار تولید در صنایع حیاتی کشور دانست.
سیدمحمد اتابک در نقل قولی راهبردی گفت: «امروز شاهد آغاز بهرهبرداری یکی از مهمترین پروژههای زیرساختی کشور هستیم؛ طرحی که نقشی اساسی در تأمین آب پایدار فلات مرکزی و صنایع حیاتی مستقر در این منطقه ایفا خواهد کرد. اجرای این پروژه تضمین میکند که فشار ناشی از کمبود آبهای سطحی و زیرزمینی در آینده، تأثیر منفی بر تولید کشور نگذارد. امیدواریم با توسعه چنین خطوط انتقال و اقدامات زیرساختی مشابه، شرایط کشور به سمت پایداری و ثبات بیشتر حرکت کند.»

سعید زرندی در مراسم افتتاح ابرپروژه انتقال آب دریا به اصفهان، این طرح را یک پاسخ منطقی، عالمانه و پایدار به دغدغه تاریخی آب در فلات مرکزی عنوان کرد و گفت: «امروز وقتی از آب در فلات مرکزی سخن میگوئیم، بیتردید با یک موضوع جدی مواجه هستیم که به تدبیر، نگاه عالمانه و برنامهریزی بلندمدت نیاز دارد. سالهاست به ویژه در دورههای اخیر، این منطقه با چالشهای جدی کمآبی روبهرو بوده و همین دغدغهها باعث شد فولاد مبارکه اجرای پروژه انتقال آب دریا به صنایع اصفهان را آغاز کند. ما این مسیر را با شعار از شورِ دریا تا شیرینیِ تولید تعریف کردیم و آن را مبنای حرکت خود قرار دادیم.»
زرندی بارها تأکید کرده که دیدگاه فولاد مبارکه به مسوولیت اجتماعی، دیدگاه سنتی کارهای خیریه نیست بلکه این گروه در پی خلق ارزش مشترک و توانمندسازی جامعه برای رشد است. از همین رو تاکید کرد: «در حالی که سهم فولاد مبارکه از مصرف آب زایندهرود کمتر از یکونیم درصد بود، اما از سر مسوولیتپذیری تصمیم گرفتیم اقدامی ماندگار انجام دهیم؛ هم وابستگی خود را به آب زایندهرود به حداقل برسانیم و هم صنایع دیگر را به پیمودن همین مسیر ترغیب کنیم. از همین رو، مشارکت در این پروژه ۳۵ هزار میلیارد تومانی را بر عهده گرفتیم؛ تصمیمی دشوار، اما راهبردی.»
نکتهای که زرندی بر آن تمرکز ویژه دارد، خودکفایی تکنولوژیک در اجرای این پروژه است. این پروژه یک نمایشگاه واقعی از توان داخلی است.
«این پروژه بیش از ۸۰۰ کیلومتر مسیر دارد که فولاد مبارکه در آن موفق شد ۶۱۰ هزار تن فولاد API X۶۵ را که مخصوص فشارهای بالا و گریدهای ویژه است، طراحی و تولید کند. یکی از ابتکارات مهم همکاران ما این بود که ۵۰۰ کیلومتر از این مسیر بهصورت ثقلی طراحی شد تا آب با کمترین مصرف انرژی منتقل شود؛ اقدامی که موجب حذف پنج ایستگاه پمپاژ شد. در این مسیر ۴۲ پیمانکار و بیش از سه هزار نفر فعالیت داشتند و مهمتر اینکه این حجم کار در مدت تنها دو سال انجام شد؛ مدت زمانی که در مقیاس پروژههای ملی کمنظیر است.»
مهمترین بخش سخنان زرندی، نگاه انسانی و ملی او به پروژه است.
«فولاد مبارکه ادعا نمیکند که با اجرای این طرح، مشکل زایندهرود بهطور کامل حل میشود؛ چرا که این مسئله نیازمند تصمیمات کلانتری است. اما ما با این اقدام بار صنعت استان را از دوش زایندهرود برداشتیم و صنایع دیگر را نیز ترغیب کردهایم در همین مسیر حرکت کنند. این حرکت، هم اشتغال پایدار استان را تضمین میکند و هم تابآوری منطقه را در برابر خشکسالی افزایش میدهد.»
برای درک عظمت کار، باید زبان آمار را به زبان ملموس ترجمه کنیم. اعداد موجود در این ابرپروژه، روایتی حماسی دارند:
