به گزارش میمتالز، محمدرضا بهرامن از فعالان با سابقه حوزه معدن که اکنون ریاست خانه معدن ایران را بر عهده دارد، با حضور در استودیوی ایرنا به بررسی وضعیت اقتصادی و چالشهای بخش معدن و صنایع مرتبط در ایران پرداخت و بر اهمیت رفع موانع مالی و بانکی، به ویژه حذف موانع گلوگاهی، تاکید کرد تا بتوان مسیر ورود و خروج سرمایه را هموار ساخت و سرمایهگذاریهای داخلی و خارجی را تسهیل کرد.
وی معتقد است که قیمتگذاری دستوری در بخشهای مختلف اقتصادی به تولید آسیب میزند و نیاز است برای رسیدن به اقتصاد تولیدمحور از این شرایط فاصله بگیریم و زمینه را برای حضور سرمایهگذاران بخش خصوصی فراهم کنیم.
متن کامل مصاحبه با محمدرضا بهرامن به شرح زیر است:
ما در هر زمان باید ساختار جامعه را به شکلی در بیاوریم که بتوانیم نیازهای جامعه را بر اساس آن برطرف کنیم، امروز با یک شرایط خاصی در کشور روبهرو هستیم، یکی از مسائل مهم در این شرایط مباحث اقتصادی و آثاری که اسنپبک بر ما داشته است ما این آثار را باید مورد تحلیل کامل قرار بدهیم. باید شرایط اقتصادی امروز کشور را ببینیم و با وجود همین اتفاقاتی که در کشور افتاده است، نگاه ما باید بر حفظ شرایط موجود و توسعه اقتصادی نسبت به آینده باشد؛ لذا در هر زمینهای باید یک نسخه واحد تعریف کنیم.
قاعدتاً نگاه ما این است که سفره مردم از این کمرنگتر نشود از این رو بخش تولید کشور قاعدتاً باید شرایط موجود خود را کاملا حفظ کند اگر ما نتوانیم شرایط موجود را حفظ کنیم میتواند آثار نامطلوبی را در آینده به سرمایه ملی کشور داشته باشد.
باید نگاهمان را تغییر بدهیم، نگاههای ما بایستی توسط حاکمیت لایه به لایه در بخشهای مختلف تغییر کند و از تصمیمگیری تا اجرا باید روی سیاستهای کلان باشد و لایههای پایینی خودشان را با شرایطی که امروز تعریف میکنیم، تطبیق پیدا کند.
بایستی تفکرات را تغییر داده و با مطالبهگری در جهت تحقق برنامه توسعهای کشور حرکت کنیم. در برنامه توسعه هفتم رشد هشت درصدی در اقتصاد و رشد ۱۳ درصدی در بخش معدن تعریف شده است این چارچوب را باید در برنامهها و سیاستها در نظر بگیریم. بایستی برنامههای توسعه را عملیاتی کرده و از ظرفیتها استفاده کنیم اگر غیر از این باشد سلیقهای میشود.
فراموش نکنیم ما اگر بخواهیم به برنامه توسعهای برسیم باید نقش بخش خصوصی را که تعریف شده است را اجرایی کنیم باید از تجربیات و ظرفیت بخش خصوصی در سیاستها استفاده کنیم از این رو باید دیپلماسی اقتصادی را با دیپلماسی تصمیم سازی ترکیب کنیم. ما امروز اگر بخواهیم حتی یک بنگاه ساده را حفظ بکنیم باید سیاست تطبیقی داشته باشیم.
در این زمینه اتاقهای بازرگانی باید نگرش هایشان را با سیاستها و شرایط موجود تطبق بدهند این در حالی است که ما میگذاریم دیپلماسی سیاسی کار خودش را انجام بدهد بعد مسائل اقتصادی پشت سر آن حرکت کند که این موضوع اشتباه محض است. باید شرایط امروز را به گونهای تعریف بکنیم که دیپلماسی اقتصادی ما بتواند دیپلماسی سیاسی را تحت شعاع خودش قرار بدهد.
امروز ما باید کشورهایی را در کنار خودمان به صورت دائم حفظ کنیم، نباید کشورهای همسایه را تحت هیچ شرایطی از دست بدهیم، ما باید بتوانیم تراز تجاری را با کشورهای همسایه حفظ کنیم به عنوان مثال ظرفیتهای خودمان را با ظرفیتهای کشور افغانستان تعریف کنیم هر چند نقاط اختلاف زیادی داشته باشیم بایستی روابط تجاری و سرمایهگذاری را تعریف کنیم و نیازهای طرف مقابل را در مسائل کشاورزی و معدنی شناسایی کنیم با مشارکت یکدیگر میتوانیم تفکرات جدید و مسائل را به صورت کامل ببنیم.
باید دیپلماسی اقتصادی ما بتواند تعیین کننده در دیپلماسی سیاسی بر اساس شرایط موجود باشد نیاز است که رهبری و مدیریت عملیاتی و اجرایی را فراموش نکنیم نقش اتاق بازرگانی ایران و سایر اتاقهای بخش خصوصی میتواند نقش اساسی و بازوی عملیاتی داشته باشد. اتاقهای بازرگانی در هر استانی میتواند یک منبع و یک ارتباط کامل با کشورهای همسایه ایجاد کند و کمیسیونها و تشکلهای ما میتوانند هر کدوم بازوهای تقویتی و اجرایی بخش تولید کشور باشند.
دولت در سیاستگذاری نباید دخالت مستقیم داشته باشد اگر قیمتگذاری دستوری باشد این امر به تولید آسیب میزند باید اجازه بدهیم تشکلهای مربوطه نقطه نظرهای خودشان را ارائه کنند و در عرصه جهانی بتوانند نشستهای تخصصی و همایشهایی برگزار کنند که در آن معرفی ظرفیتهای ایران را به بازارهای هدف منطقه داشته باشند.
همچنین باید سرمایهگذاریها در کشورهای همسایه را تعریف کنیم. باید در تولید داخلی کیفیت را در نظر گرفته و برای رقابت در عرصه جهانی ارتقا بدهیم.
قطعاً زمانی ما میتوانیم به صورت کامل موفقیت داشته باشیم که حکمرانی در کل جامعه در کنار بخش اقتصادی کشور قرار بگیرد و اقدام به روان سازی و تسهیلگری کند. رئیس جمهور در سفرهایی به کشورهای همسایه دارند نمایندگان بخش خصوصی را با خود میبرند باید بخش خصوصی در کنار بخش دولتی میتواندسیاستهای خود را تعریف کرده و بازارهای هدف را بشناسد.
ما میخواهیم در برنامه هفتم به رشد ۱۳ درصدی در بخش معدن برسیم برای این کار به ۵۵ میلیارد یورو سرمایهگذاری نیاز داریم و در این زمینه پیشنهادهای خود را به رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز اعلام کردیم؛ یکی از مباحثی که در این خصوص مطرح شده، عضویت در افایتیاف است؛ ما باید گلوگاهی که ورود بخش سرمایه را متوقف کرده بود، باید برداریم. وقتی مبادلات مالی مناسبی را نداشته باشیم، سرمایه و سرمایهگذار خارجی نمیتواند به راحتی وارد کشورمان شود. ورود سرمایه نیازمند این است که این عارضه را در مسیر به صورت کامل پاک کنیم.
حتی کشوری مثل افغانستان در مراودات مالی به محدودیتهایی که ایران از نظر افایتیاف دارد، استناد میکند و معتقد است که نمیتوانیم مسیر مالی را حل کنیم؛ اگر نتوانیم این مساله را حل کنیم هزینه برای بخش تولید و صادرات کشور خواهد داشت. ضمن اینکه اکنون نیز این هزینهها را پرداخت میکنیم ما باید این مسیر را تسهیل کنیم. امیدواریم این مسیر هر چه سریعتر دنبال شود تا بتوانیم با کشورهای دوست مسائل مالی را حل کرده و توسعه صادرات در بخش معدن داشته باشیم.
تحریمها میتوانند در حوزه تامین مواد اولیه، گردش مالی و حتی در بازارهای هدف اثرگذار باشند؛ امروز بایستی نگاه ما در بخش معدن نگاه متفاوتتر حتی نسبت به دو سال قبل و یک سال قبل باشد. امروز باید علاوه بر تقویت ظرفیت تولید در بخش معدن و تامین مصرف داخلی، باید بتوانیم مازاد تولید را به کشورهای دیگر صادر کنیم و حتی سرمایهگذاریهای مشترک تعریف کنیم.
برای نمونه کشورهای عضو اوراسیا یک بازار برای کشوری، چون ایران است؛ چرا ما نباید این دریچه اوراسیا را باز کنیم؟ نه تنها در بخش معدن بلکه در سایر بخشها نیاز است، به بخش معدن و مواد معدنی در همه صنایع تقاضا وجود دارد. امروز مواد اولیه در کشور ما تولید میشود از این رو نباید با اهرم به اصطلاح عوارضهای خاص در مسیر صادرات بازدارنده باشیم.
امروز بخش فولاد ما پیشران اقتصاد و تامین کننده بخش بزرگی از ارز مورد نیاز کشور است و اگر اشتباه کنیم، آن را نیز زمین گیر خواهیم کرد از این رو ما بایستی در تصمیمسازیهایمان برای حفظ شرایط موجود و نگاه به آینده برنامهریزیهای تطبیق داشته باشیم. صرفا قرار دادن عوارض خاص برای مورد خاص، اشتباه محضی است که میتواند آسیب به بازارهای آینده بزند و ما را از هدف بازار و صادرات کند. این امر میتواند بر سرمایهگذاریهایی که امروز در بخشهای بزرگ و بخش معدن انجام شده مثل فولادیها و سایر صنایع بزرگ آسیب بزند.
ایران در تولید بعضی از سنگها مقام چهارم جهان را دارد و حتی در حوزه سنگهای مرمریت و غیرگرانیتی بدون اغراق رتبه اول دنیا را به خود اختصاص داده است، اما در حوزه صادرات پایینترین سهم را دارد، زیرا نگاه ما به بازارهای صادراتی نگاه غیرحرفهای شده است. ما حدود ۱۰ سال قبل نزدیک به ۴۵۰ میلیون دلار صادرات داشتیم که این پارسال حدود ۱۸۰ بوده است که امسال حدود ۲۴۰ تا ۲۵۰ میلیون دلار بوده است، چرا عقب گرد داشتهایم این به خاطر سیاستهای اشتباه ما بوده است که به راحتی بازارهای هدف را از دست دادیم با وجود اینکه ثروت داریم.
باید برای صادرات در سنگهای معدنی و ساختمانی تعریف و راهکار داشته باشیم. چرا از ظرفیت تشکلهای تخصصی استفاده نمیکنیم؟ سیاستگذاریهای ما چرا بر پایه توسعه نیست و بر اساس عقبگرد است؟ اینها مبانی هست که در بخش معدن زیاد است.
اکنون گرایش دنیا در بخش معدن به عناصر نادر و کمیاب است؛ عربستان، شرایط خود را بر اساس انقلاب معدنی شروع کرده است، ما هم اعتقاد داریم که در قرن ۲۱ دیگر معنا ندارد که تنها در مورد انقلاب نفتی حرف بزنیم. امروز دنیا روی انقلاب معدنی و عناصر نادر و کمیاب صحبت میکند و این عناصر تعیین کننده سیاستها در تمام زمینهها حتی در مسائل اقتصادی و سیاسی خواهد شد. ما نیز باید برنامههای توسعهای را عملیاتی کنیم به عنوان مثال با کشور افغانستان با لابیگریهای سیاسی با تفکر دیپلماسی اقتصادی بخش معدن را عملیاتی کنیم.
عربستان در بخش معدن سه سال قبل تعریف کرد که میخواهد ارزش این بخش را از ۱.۳ به ۳.۲۵ تریلیون دلار برساند، سال گذشته اعلام کرد که به ۲.۲۵ تریلیون دلار رسیده است. ما نیز باید برنامهریزی داشته باشیم و مطالبهگر باشیم. برنامه را از متولی بخش معدن لحظه به لحظه بخواهیم هر چند بخش معدن اعلام میکند که عوامل بازدارنده باعث شده است که منابع انسانی را نیز از دست بدهد. باید عوامل را بررسی کنیم، ما اعتقاد داریم معدنکاران، کار سختی را دارند که باید هر روز نسبت به تکنولوژیها و آموزشهای نیروی انسانی و بحث دستمزدها باید بروز باشند. چرا عامل بازدارنده شدهایم و چرا اجازه نمیدهیم که معدنکاران در بازارهای جهانی نقشآفرینی کنند ما نیز از بحث دستاوردهای آن بهرهبرداری کنیم.

ما نباید فکر کنیم که هوش مصنوعی یک داستان است بلکه یک الزام است. اگر ما از این ظرفیت با تکنولوژیهای نو همزمان استفاده نکنیم بخشی از سرمایه ملی ما با هر قیمتی خارج میشود، لذا ما برای اینکه بتوانیم از آن به طور مطلوب استفاده کنیم باید نگرش ما در استفاده از ظرفیت داخلی کشور بالا برود. اگر ما میخواهیم بر روی عناصر نادر و کمیاب کارکنیم استفاده از این ظرفیت الزام آور است، پس ما نگاه ما در این بخش به عنوان سرمایهگذاری است؛ لذا ارتباط ما امروز با دانشگاه باید بروز باشد.
تقریباً ۹۵ تا ۹۶ درصد معادن در اختیار بخش خصوصی است و تنها بخش کوچکی در اختیار دولت است که میتواند تامین کننده ارز آوری در کشور باشد. معادن بزرگ در اختیار دولت هستند، اما استفاده از این ظرفیت به ناخودآگاه به ما اجازه میدهد که ارتباط صنعت و دانشگاه را بالا برویم، یک حرکتهای زیرساختی را در حوزه ارتباط با مراکز علمی دنیا نیز آغاز کردیم که اثرات خود را قطعا نشان خواهد داد.
ما عضو یک سازمان جهانی در بخش معدن هستیم که در جلسات فنی آن حضور داریم میتوانیم از ظرفیتهای آن استفاده کنیم ما سیاسی نیستیم و بخش خصوصی هستیم که میتوانیم در تمام زمینهها با نگاه سرمایهگذاری حضور پیدا کنیم. ما اعتقاد داریم که در چند سال آینده اگر ما از این ظرفیتها استفاده نکنیم بخشی از سرمایههای ما بخصوص در بخش فولادیها از بین خواهد رفت، ما اگر امروز در بخش فولاد نگاه ما به فولاد سبز نباشد منتظر این نباید باشیم که در پنج سال آینده بازار مطلوبی خواهیم داشت؛ لذا با نگاه سرمایهگذاری این بخش را بایستی دید، مخصوصاً دولت باید اجازه نقس کشیدن به شرکتهای بزرگ بدهد تا بتوانند سرمایهگذاریهای بزرگ را در بخش خودشان داشته باشند تا بتوانند از این فرصت استفاده کنند.
شرکتهای کوچک و متوسط به ناخودآگاه از تجربیات شرکتهای بزرگت بیشتر میتوانند بهرهمند شوند. سرمایهگذاری در بخش معدن از اول زنجیره تا انتهای زنجیره که از اکتشاف تا استخراج و فرآوری است از این رو این زنجیره در هر نقطه باید حفظ شود.
از ابتدای زنجیره تا پایان زنجیره باید خودمان را قفل کنیم تا بازارها را از دست ندهیم باید از هوش مصنوعی و تکنولوژیهای نو استفاده کنیم تا بدانیم که در زیر زمین چه ثروتی وجود دارد در غیر این صورت همان شرایط سنتی را ادامه میدهیم. ما نیازمند این هستیم که این سرمایهگذاریها به صورت مطلوب حتماً انجام شود.
ما در بخش فرآوری اجتنابناپذیر هستیم ما دائم بایستی تو این بخش خودمان را با دانش تطبیق بدهیم که بخشی از وظایف دانشگاههاست که باید انجام شود، ما ارتباطمان با دانشگاه غریبه است ما هنوز نفهمیدیم که دانشگاه چه کارهایی را میتواند در قبال مسائل و موارد کار در اختیار ما قرار بدهد و دانشگاه نمیداند ظرفیت ما چیست. تحقیقات مال بنگاه به تنهایی نیست هر بنگاهی خودش نمیتواند یک تحقیقات مرکز تحقیقات درست کند امروز جهاد دانشگاهی ما یک ثروت است ولی بایستی به صورت تخصصی باشد. ما سرمایهگذاری بزرگ را در یک ۲۵ ساله اصلاً نتوانستیم خوب انجام بدهیم شاید طی سه سال گذشته ما توانستیم یک سری تجهیزات و ماشین را برای خط اول زنجیره آورده باشیم، اما در بخش فرآوری تجهیزات مورد نیاز را نداریم.
با وجود اینکه بر اساس ماده ۱۰۹ آییننامه قانون معادن، واردات در اختیار متولی بخش معدن قرار داشت و میتوانستند تجهیزات و ماشینآلات بیاورند، اما عوامل بازدارنده از جمله مجوزها و تعهدات در مسائل ارزی به قدری در مسیر بود که خیلیها نتوانستند از این فرصت استفاده کنند.
اگر این شرایط مهیا نشود معادن آسیب میبینند ما باید در بحث اکتشاف و فرآوری نوسازی و سرمایهگذاری داشته باشیم و از ظرفیت تکنولوژیهای دنیا استفاده کنیم. پیشنهادات به صورت کامل توسط خانه معدن به متولی بخش معدن داده شده و متولی بخش هم موافق است ولی عوامل بازدارنده ما را با مشکل روبهرو کرده است.
این سرمایهگذاریها در کوتاه مدت نه ولی در بلند مدت قطعاً میتواند موثر باشد و برای معادنی که به هر دلیلی امروز خوابیده است میتواند مفید باشد. در بخش سرمایهگذاری خارجی، شفافیت خوبی ندارد ما بایستی آن نگرانیها را برداریم تا سرمایهگذاران خارجی بتوانند، ورود پیدا کنند، امروز ما نباید شاهد این باشیم که سرمایهگذاریها در کشور این قدر پایین است باید شرایطی را فراهم کنیم که سرمایهگذاری خارجی افزایش پیدا کند باید سیاستهای تشویقی را فراهم کنیم و سرمایههای موجود یا سرگردان را در داخل کشور به بخش تولید و بخش معدن اضافه کنیم.
ناترازی انرژی عارضهای است که درمانش دست تولید نیست؛ صدمهای که کمبود گاز و انرژی به بخش تولید بخصوص در بخش معدن میتواند بزند باید ریشهای حل شود؛ در بخش صنعت از جمله فولادیها بخش از انرژی خود را تامین کردند، اما در شرایط موجود حتی این انرژی هم به خودشان تعلق نمیگیرد. ما باید سیاستهای خودمان را تغییر بدهیم اگر ما تولید را متوقف کنیم منجر به بیکاری میشود باید روی این فکر کنیم که تعدیل نیروی انسانی چه آثاری میتواند بر اقتصاد بگذارد، زیرا با ناترازی انرژی بخشی از منابع انسانی را نیز از دست خواهیم داد.
سیاست دولتها باید به گونهای باشد که این مسائل را ببیند. امروز بخش تولید و معدن سوخت مورد نیاز خود را با نرخ ۸۱۰۰ تومان تامین میکنند که این رقم گاهی به ۳۱ هزار تومان هم میرسد.
بخش تولید تداوم انرژی را میخواهد تا بتواند روی آن برنامهریزی کند؛ امروز منافع ملی ما این است که بتوانیم برنامهریزی کنیم. وزیر صمت با مشکل ناترازی انرژی بخش معدن آگاه است و به عنوان متولی بخش خصوصی، مطالبهگر است. وزیر صمت در جنگ ۱۲ روزه بسته حمایتی را ارائه کردند ما نیز بایستی با حفظ شرایط موجود به سمت توسعه و تولید با حفظ اشتغال حرکت کنیم.
آموزش اول و آخر هر کار در معدن است، افرادی که در بخش معدن کار میکنند؛ بایداز ابتدای زنجیره تا پایان آن مبانی آموزش در زنجیره تولید داشته باشد. متاسفانه در بخش معادن زغالسنگ ما حادثههای ناگواری داشتیم سال گذشته حادثه تلخی در طبس داشتیم که یک بخش آن به عدم استفاده از تکنولوژیهای نو و بخشی دیگر به آموزشهای لازم باز میگردد.
کارفرمایان دارند کارهایی را انجام میدهند و باید خودشان را با سیاستهای جدید تطبیق دهند. مصوبهای برای اصلاح معادن در بخش زغال سنگ در شورای نگهبان در دست بررسی است که تشویق و تنبیههایی در آن در نظر گرفته شده است که معدن کاران باید با این قوانین جدید خود را تطبیق دهند.
بحث مسائل ایمنی و تامین تجهیزات مبانی هست که مورد توجه قرار گرفته است که در قانون معادن زیرزمینی زغال سنگ دیده شده است مشوق خوبی تعریف شده که با مشوقها میتوانیم تجهیزات نو را در بخش معدن داشته باشیم.