
به گزارش می متالز، سفالگری دوره اشکانی، ترکیبی از سفالهای گذشته و نیز سفالهایی است که در همان دوره ساخت آنها در دیگر مناطق جهان رایج بوده است. بهطور نمونه شکل ظروف سفالی قرمز نقاشی شده ساخت نینوا را در میان سفالینههای نواحی دریای اژه در یونان نیز میتوان مشاهده کرد و برخی از نمونههای بازیافته در شوش دارای انواع مشابه مصری است. بهطور کلی، شکل منظم ظروف متعلق به اوایل دوره اشکانی بهتدریج شکل سادهای به خود گرفته و این سیر نزولی از دوره سلوکیها تا اشکانیان محسوس است، زیرا اشیای مربوط به زمان سلوکیها که در بابل کشف شده زیبا هستند، در صورتی که ظروف مصری دوره اشکانی به نسبت آنچه متعلق به دوره هخامنشی است، ارزش کمتری دارد. برای نمونه حالت انحنای بیرونی خمرههای دوره هخامنشی، در این دوره به صورت مسطح درآمده و گردن کوتاه آن نیز حذف شده و به این ترتیب، شکل بیضی ساده و معمولی را به خود گرفته و لبه خشنی به دور دهانه آن اضافه شده است. در دوره ساسانی، سفالگری ایران پیشرفت زیادی نکرد و علت اصلی آن نیز شرایط و عواملی بود که کم و بیش از دوره قبل وجود داشت، زیرا همانگونه که گفته شد حدود ۱۵۰۰ سال پس از میلاد مسیح صنعتگران بیشتر متوجه تولید مصنوعات فلزی گرانبها شدند و از سفال فقط در مواردی معدود و برای تولید محصولاتی محدود استفاده کردند. با این وجود تزئیناتی که روی اشیای ظریف این دوران مشاهده میشود از نظر فنی به شکل مطلوبی انجام شده، به این شکل که طرحهای بزرگ کندهکاری شده، طرحهای پیچیده قالبگیری شده و سایر طرحها به صورت برگردان روی محصولات منتقل شده است. در نتیجه حتی هنگامی که سطح اشیاء با لعاب پوشش یافته، چنین به نظر میرسد که تزئینات دقیقتر و ظریفتر از تزئینات ظروف سفالین زمان اشکانیان است. تنوع لعاب سفالگری ساسانیان کموبیش ادامه لعابکاری اشکانی است و شهرهای بینالنهرین مرکز اصلی سفالهای لعابدار بهشمار میرفتند اما نمونههایی از تولیدات این دوره که در حفاریهای کوه خواجه (سیستان) تپهحصار (دامغان) و نیز قصر ابونصر کشف شده چنین ویژگیهایی ندارد. با آغاز دوران اسلامی هرچند تولیدات ابتدای این دوره، تقلیدی از سفالگری دورههای قبل و قبلتر است، اما در بررسی آثار باقیمانده نوعی تحول تدریجی مشاهده میشود که حکایت از مهارت یافتن صنعتگران و ابداعات جدید آنان دارد. از سفالگری اسلامی، در حفاریهای انجام شده در نیشابور نمونههای گوناگونی بهدست آمده که نمایانگر اهمیت این شهر و نیز گستردگی سفالسازی در آن است. سفالگران ایرانی، در دوره نخستین اسلام با انواع روش تزئین ظروف سفالی آشنایی داشته و ظروفی که در مناطق گوناگون ایران و دیگر کشورهای جهان پیدا شده و متعلق به این عصر است، دارای ویژگیهای خاصی از نظر تنوع طرح و رنگ بوده و بزرگترین و مهمترین موفقیت صنعتگران در زمینه کارشان است. ظروف سفالی که از دوران اسلامی در شهر ری بهدست آمده به علت شباهتی که شکل پرندگان و حیوانات روی آن به کارهای فلزی اواخر دوره ساسانی داشته، آنها را به زمان ساسانی منسوب میکنند. این نوع ظروف در نیشابور و نواحی دیگر شرق ایران نیز ساخته میشد. در این دوران انواع ظروف سفال با تزئین بریده و لعاب چندرنگ، سفال با نقاشی زیرلعاب، سفال با نقاشی جلادار یا سفالهای فلزی رنگی و سفال با نقاشی روی لعاب ساخته میشد. در اوایل قرن ۵ هجری قمری، با به قدرت رسیدن سلجوقیان فصل نوینی در زمینه هنرها و صنایع ایرانی آغاز شد و ضمن تعالی و تکامل که نصیب فلزکاری، گچبری و بالاتر از همه معماری شد، صنعت سفالگری نیز تحول و دگرگونی بسیاری یافت و شهرهایی مانند نیشابور، جرجان (گنبد قابوس) ری و کاشان مرکز عمده سفالگری شد و از سفالگران آثاری بهجا ماند که آنها را میتوان در زمره بهترین و زیباترین کارهای موجود دانست. در آن دوران انواع ظروف سفالی با لعاب فلزی رنگی تولید گستردهای داشت و رنگهای متنوع دیگری از طلایی کمرنگ تا قهوهای تیره مورداستفاده صنعتگران قرار میگرفت و ظروف مینایی که از نظر زیبایی نقش و همچنین از لحاظ مرغوبیت لعاب اهمیت زیادی داشتند، به بهترین شکل ساخته میشد. مهمترین مرکز ساخت ظروف مینایی در قرون ۳ و ۴ هجری قمری، ری بود. ظروف فلزیرنگ بیشتر در کاشان ساخته میشد و مراکز دیگر سفالگری ساوه، گرگان، شوش و... بودند. در اواخر دوره سلجوقیان، هنر سفالگری به عالیترین مراحل تکامل خود رسیده و آنچه تولید میشد، نشانههای خوبی از ذوق و پسند مردم و نیز هنر صنعتگران بود.
آثار دوران سلجوقی در ۹ گروه با این مشخصات قابلتقسیم است:
در دوره مغول یک نوع سفال دیگر یعنی کاشی معرق در ایران بهوجود آمد. در این روش قطعات کوچک به شکل و اندازههای گوناگون بریده و از آنها طرحهایی ترکیب میشد. این قطعات کوچک از روی نقشه کنار هم قرار میگرفتند و به وسیله گچ که از پشت ریخته میشد بههم میچسبیدند و این گچ مایع درزها و منافذ را طوری پرمیکرد که طرح یک پارچه جلوه میکرد. این سبک کمکم تکمیل شد و سفالگران ایران نهتنها آن را به کمال رساندند بلکه طرحها و رنگآمیزیهای جدیدی ابتکار کردند که در قرنهای بعد هم مورد استفاده قرار گرفت. از نمونههای اولیه این صنعت در دوره مغول مقبرهالجایتو در سلطانیه است.
در دوران صفویه، عدهای از سفالگران چینی برای گسترش این صنعت به ایران دعوت شده و شروع به ساخت ظروفی با عنوان بدل چینی کردند که اگرچه ظرافت و استحکام چینی اصل را نداشت، اما تا حدود زیادی شبیه ظروف چینی بود و علاوه بر این، نوعی دستساخته دیگر نیز که با نقوش درخت و گل و گیاه و گاهی نیز با نوشتههای کوفی، فارسی و عربی تزئین میشد، در ایران رواج داشت. در این دوره، کاشیسازی که در قرنهای ۳ تا ۹ هجری قمری راه تکامل را پیموده بود، اهمیت ویژهای یافت و ابنیه بسیاری به وسیله کاشی تزئین شد. پس از این دوران سفالگری و کاشیسازی در ایران نیز رو به انحطاط و اضمحلال گذاشت و به دلیل آشفتگیهای سیاسی و اقتصادی که گریبانگیر کشور بود، هنرمندان کمتر فرصت و امکان عرضه آثاری خوب و ماندگار را یافتند و این وضع تا دوره قاجاریان ادامه داشت. تا اینکه در سالهای حکومت قاجاریه دوباره گروهی جذب کار در زمینه سفالگری شدند و هرچند کوشیدند تا این هنر و صنعت رو به زوال را نجات دهند، اما کاری بیش از تقلید از بدل چینیهای صفوی و رنگآمیزی ناشیانه سفالهای دستسازشان انجام ندادند و به همین دلیل رونقی که انتظار میرفت، نصیب سفالگری ایران نشد. همچنین بهوجود آمدن کارخانههای بزرگ چینیسازی در روسیه، فرانسه، آلمان و چین که محصولاتشان را به تعداد زیاد، کیفیت خوب و نرخ ارزان به ایران میفرستادند امکان هرگونه نوآوری و ابداعی را از صنعتگران ایرانی سلب کرد. باید یادآور شد که بسیاری از کاشیها و ظروف سفالی ایران در کشورهای اروپایی مورد تجزیه قرار گرفته و ترکیبات شیمیایی و مینرالوژی آن مشخص و تعیین و در کتابها و مجلههای زیادی نیز منعکس شده و بر اساس همین پژوهشها بسیاری از سرامیکهای امروزی پایهریزی و ساخته شده است که آنها را جزو کشفیات و اختراعات خود دانسته و میدانند. به دنبال سقوط قاجاریه و قطع نسبی و تدریجی روابط تجاری و سیاسی گذشته، دوباره گروهی از دستاندرکاران صنایع دستی، بهویژه در مناطق روستایی به احیای رشتههای گوناگون صنایع دستساز و ازجمله سفالگری روی آوردند و به پشتوانه عشق و علاقهای که به کارشان داشتند و نیز با حمایت سازمان صنایع دستی ایران توانستند آب رفته را تا حدودی به جوی برگردانند و به این هنر نابود شده هویتی تازه بخشند. به طوری که هماکنون سفالگری یکی از برجستهترین و معروفترین تولیدات دستساز ایران است و علاوه بر ساخت کوزههای آبخوری، گلدانهای سفالی و انواع دیگر وسایل مصرفی که بدون ارزشهای هنری است و تهیه و تولید آنها در بیشتر مناطق روستایی و حتی بسیاری از مناطق شهری کشورمان رواج دارد، ساخت انواع محصولات مصرفی با ویژگیهای هنری نیز در بسیاری از مناطق کشور رایج است. شیوه کار سفالگران سنتی ایران و همچنین ابزار کار آنان کموبیش مشابه قرنهای گذشته بوده و کمتر تغییری در آنها ایجاد شده است. صنعتگران محلی که کار اصلی بیشترشان کشاورزی است، در اوقات فراغت خود به تولید سفال میپردازند. در فصل زمستان که وقت و فرصت بیشتری دارند، خاک و مواد اولیه مصرفی سالانه خود را از معادن نزدیک به شیوه ابتدایی یعنی همان بیل و کلنگ استخراج میکنند (باید خاطرنشان کرد که خاکهای معمولی به علت داشتن ناخالصیهای فراوان مانند شن و ماسه، کوارتز، آهک و... برای ساخت سفال مناسب نبوده و هیچگاه توصیه نمیشود) سپس خاکهای استخراج شده از معدن را در محلی در حوالی کارگاه کوزهگری انبار میکنند. کارگاههای سفالسازی بیشتر در نزدیکی معادن خاک سفالگری بهوجود میآیند زیرا علاوه بر بهصرفه بودن، حملونقل خاک از محلهای دوردست تا کارگاه سرامیکسازی احتیاج به امکانات بیشتری دارد. ترکیبات شیمیایی و مینرالوژی خاکهای رس در هر ناحیه کم و بیش با یکدیگر فرق داشته و خواص فیزیکی گوناگونی را ارائه میدهند. برای نمونه خاک لالجین همدان کمی شبیه خاک رس علیآباد تهران بوده اما با خاک شهرضا یا خاک مشهد تفاوت زیادی دارد. خاک لواسان که دارای چسبندگی زیادی است به تنهایی نمیتواند موردمصرف قرار گیرد و آن را بنابراین برای اصلاح و افزایش خواص پلاستیکی خاکهایی که چسبندگی کافی ندارند، به کار میبرند. رنگ خاک شمال به علت وجود ناخالصی مانند ترکیبات آهن، قرمز است.
بهطور کلی در ایران دو نوع خاک موردمصرف سفالگران قرار میگیرد؛ یکی خاک رس که در همدان، تهران، گیلان، مازندران، اصفهان و بهطور کلی در بیشتر مناطق ایران وجود دارد و دیگری خاک سفید که ترکیب اصلی آن مخلوطی از کوارتز و کائولن است و در بعضی مناطق ایران مانند زنور آذربایجان، مند گناباد، میبد یزد، استهبان فارس و شهرضا استفاده میشود.