به گزارش میمتالز، در رویکرد اقتصادی صنایع مادر، ناکارآمدی در خلق ارزش همواره ریشه در فقدان زیرساختهای کلان ندارد؛ بلکه غالبا، نرخ پایین بهرهبرداری از داراییهای فیزیکی به دلیل وجود گلوگاههای ساختاری در حلقههای واسط، مهمترین عامل افت تابآوری سیستم است. در مواجهه با ناترازی فصلی انرژی که به عنوان یک متغیر برونزای تحمیلی، توابع تولید بنگاهها را دستخوش تغییرات میکند؛ واکنش سنتی صنعت عموما در رویکرد انفعالی پذیرش توقف تولید خلاصه میشود.
با این حال، منطق اقتصادی مبتنی بر بهرهوری کل عوامل تولید اثبات میکند که بالاترین نرخ بازگشت سرمایه، نه در توسعه افقی، بلکه در رفع گلوگاه و جراحی دقیق زیرساختهای موجود نهفته است. مداخله استراتژیک شرکت صنایع نیرو و انرژی پاک فولاد (صناپ) در رفع محدودیت عملیاتی نیروگاه حرارتی اصفهان، بازتعریف دقیق این تغییر رویکرد است؛ مدلی که نشان میدهد چگونه اصلاح یک متغیر پشتیبان، توانسته ظرفیت عظیم و محبوس شده نیروگاهی را به شبکه بازگرداند و استمرار تولید در گروه فولاد مبارکه را در برابر شوکهای قطعی شبکه، به شکلی کاملا درونزا تضمین کند.
برای سنجش عینی مقیاس این مداخله صنعتی، باید مختصات فنی نیروگاه اصفهان را از منظر شاخص نرخ بهرهبرداری از ظرفیت تحلیل کرد. این واحد نیروگاهی با ظرفیت اسمی ۸۳۵ و توان عملیاتی ۷۵۰ مگاوات، یکی از داراییهای استراتژیک شبکه محسوب میشود. با این حال، در پیک تقاضای تابستان، یک عدم تقارن ساختاری در تامین نهادههای تولید بهطور مشخص، فقدان سیال خنککننده، خروجی این ماشین عظیم را روی مرز ۴۰۰ مگاوات قفل کرده بود.
در چرخههای ترمودینامیکی نیروگاههای حرارتی، آب صرفا یک عنصر جانبی نیست؛ بلکه یک نهاده استراتژیک و متغیر تعیینکننده در راندمان سیستمهای خنککننده به شمار میرود. توقف خروجی در سطح ۴۰۰ مگاوات، به معنای فریز شدن ۴۶ درصد از توان عملیاتی یک دارایی ثابت بود. حبس ۳۰۰ مگاوات ظرفیت کاملا آمادهبهکار در قلب این نیروگاه، نه تنها نرخ بازده داراییها را به شدت مخدوش میکرد؛ بلکه در ماههایی که پایداری شبکه به هر مگاوات اضافی وابستگی مطلق دارد؛ یک هزینه فرصت را به کل زنجیره ارزش صنعت تحمیل مینمود.
پاسخ متداول به کمبود ۳۰۰ مگاوات برق در شبکه، تدوین طرحهای توسعهای برای ساخت نیروگاههای جدید است؛ فرآیندی که از مرحله تامین مالی و فایننس ارزی تا مهندسی و راهاندازی، به سالها زمان نیاز دارد. اما رویکرد صناپ بر مفهوم تخصیص بهینه استوار بود. راهحل منطقی، رفع گلوگاه سیال خنککننده از طریق انتقال انشعاب آب دریا به این واحد نیروگاهی بود.
با این وجود، اجرای پروژههای زیرساختی از این دست، نیازمند عبور از اصطکاکهای بوروکراتیک میانبخشی است. نقطه قوت این پروژه، ایجاد یک سازوکار همافزا میان ۱۰ سازمان و دستگاه حاکمیتی و اجرایی (از جمله شرکت توانیر، شرکت مدیریت شبکه برق ایران، شرکت برق حرارتی، استانداری اصفهان، شرکت برق منطقهای، شرکت آب و فاضلاب، شرکت آب منطقهای، نیروگاه اصفهان، مجموعه تأمین آب صفه و گروه فولاد مبارکه) بود. این مدل از دیپلماسی صنعتی نشان داد که چگونه هماهنگی نهادی میتواند بر محدودیتهای فیزیکی غلبه کرده و ظرفیتهای راکد را فعال سازد.
اهمیت آزادسازی این ۳۰۰ مگاوات زمانی مشخص میشود که اثرات آن را در مقصد نهایی یعنی مجتمعهای فولاد مبارکه، فولاد سبا و فولاد سفیددشت ارزیابی کنیم. این ظرفیت اضافهشده، مستقیما وارد شریانهای تولیدی این سه قطب صنعتی میشود. در متالورژی مدرن و ساختار تولید مبتنی بر احیای مستقیم و کورههای قوس الکتریکی، تداوم جریان انرژی تنها یک متغیر پشتیبان نیست؛ بلکه متغیر اصلی تولید است. فرآیند ذوب در کورههای قوس نیازمند پایداری مطلق حرارتی و الکتریکی است. نوسان یا قطع انرژی در زمان پیک بار شبکه، فراتر از افت موقت تناژ تولید، باعث بروز شوکهای حرارتی به نسوزهای کوره، اختلال در فرآیند ریختهگری مداوم و تحمیل هزینههای سنگین راهاندازی مجدد میشود.
تزریق انحصاری این اترژی بازیابیشده به شبکه تولید گروه فولاد مبارکه، در واقع یک اهرم برای حفظ شاخص اثربخشی کلی تجهیزات است. این اقدام تضمین میکند که زیرساختهای خطوط نورد و فولادسازی، بدون وقفه و با حداکثر بهرهوری برنامهریزیشده به کار خود ادامه دهند و حاشیه سود عملیاتی شرکت در مواجهه با قطعیهای فصلی شبکه آسیب نبیند.
ابتکار صناپ در نیروگاه اصفهان، چارچوبی قابل اتکا برای سیاستگذاری صنعتی ارائه میدهد. این رویداد اثبات میکند که صنایع مادر برای حفظ آهنگ تولید خود، نباید صرفا چشمانتظار توسعه ظرفیتهای کلان شبکه بمانند. شناسایی گلوگاههای زیرساختی موجود، سرمایهگذاری هدفمند برای رفع آنها و هدایت خروجی حاصلشده به سمت خطوط اصلی تولید، استراتژی کارآمدی است که بهرهوری را در دل محدودیتها تضمین میکند. در نهایت، بازگشت ۳۰۰ مگاوات ظرفیت آزاد شده نیروگاه اصفهان به مدار، پیروزی منطق بهینهسازی و گامی بلند در جهت تثبیت ظرفیتهای تولیدی و تامین برق صنایع فولاد مبارکه، فولاد و نورد سبا و فولاد سفیددشت است.