به گزارش میمتالز، مهرداد اکبریان، رئیس انجمن سنگ آهن ایران، در گفتوگویی به بررسی آینده تأمین سنگ آهن برای صنعت فولاد و چالشهای پیشروی آن پرداخته است.
زیر پوسته فلات ایران، میلیاردها تن سنگ آهن نهفته است؛ ثروتی که با حفاریهای عمیقتر هر بار بعد تازهای از خود را آشکار میکند. اما میان داشتن ذخیره و دانستن چگونگی بهرهبرداری از آن، فاصلهای است که با برنامهریزی راهبردی، ارتقای فناوری و اراده سیاستگذار پر میشود. در این میان، یکی از مهمترین تحولاتی که معادله ذخایر را بازتعریف میکند، نه زیر خاک، بلکه در دل همان انبوه باطلههایی است که سالها کنار گذاشته شدهاند. فناوریهای نوین فرآوری، آنچه را زمانی زائد میپنداشتیم به منبعی قابل بهرهبرداری تبدیل میکنند. در گفتوگو با مهرداد اکبریان، رئیس انجمن سنگ آهن ایران، به واکاوی واقعیتهای ذخایر سنگ آهن کشور، از شکاف میان آمار رسمی و پتانسیل واقعی تا نقش فناوریهای نوین در بازتعریف مرز میان باطله و منبع پرداختهایم.
اکبریان: پاسخ به این سوال به سناریویی بستگی دارد که برای تولید فولاد کشور تصور میکنیم. در حال حاضر ظرفیت تولید شمش حدود ۵۵ میلیون تن است، اما تولید واقعی سالانه چیزی در حدود ۳۲ تا ۳۳ میلیون تن برآورد میشود. اگر هدف رساندن این ظرفیت به ۷۵ یا ۱۲۰ میلیون تن را دنبال کنیم، نخست باید به چند پرسش بنیادی پاسخ داده شود: آیا انرژی، آب، حملونقل و بازار داخلی و صادراتی این رشد را پشتیبانی میکنند؟ آیا فناوریهای روز، از جمله مسیر فولاد سبز، در برنامه گنجانده شدهاند؟ اگر پاسخ همه اینها مثبت باشد، میتوان گفت تولید ۱۰۰ میلیون تن فولاد به حدود ۳۰۰ میلیون تن سنگ آهن در سال نیاز دارد، در حالی که تولید فعلی حدود ۱۲۵ تا ۱۳۰ میلیون تن است. با این حال، نگاه به آن ارقام بزرگ بدون داشتن برنامهای جامع و بالادستی که همه ابعاد زنجیره ارزش را پوشش دهد، چندان موثر نخواهد بود.
اکبریان: اکتشاف همواره یکی از حلقههای ضعیف زنجیره معدنی ایران بوده است. در حال حاضر مطالعات زمینشناسی تنها حدود هشت درصد از مساحت کشور را پوشش داده، در حالی که در کشورهای پیشرو، صد درصد خاک ملی یعنی حتی محدودههای شهری و مسکونی با هدف شناخت پتانسیلهای آینده اسکن و بررسی میشود. هر بار که چند ده متر به عمق حفاری افزوده میشود، ذخیرهای به میزان یک میلیارد تن یا بیشتر ثبت میشود؛ روندی که نشان میدهد پتانسیل عمیق کشور بسیار فراتر از آن چیزی است که تاکنون بهطور رسمی اعلام شده.
اکبریان: نکتهای که اغلب نادیده گرفته میشود این است که ارتقای فناوری فرآوری میتواند بدون یک متر حفاری اضافه، ذخایر قابل بهرهبرداری کشور را افزایش دهد. تا چند دهه پیش، باطلههای معادن کشور حاوی ۳۷ درصد آهن بود که به دلیل محدودیتهای فناوری دستنخورده کنار گذاشته میشد. امروز با سپراتورهای پیشرفته و فلوتاسیون نوین میتوان تا ۲۴ درصد آهن را از همین باطلهها بازیابی کرد. در چین این آستانه به هشت درصد رسیده؛ یعنی سنگهایی با ۱۰ درصد آهن هم قابل پردازش اقتصادی هستند. ذخایر با عیار پایین در جنوب و مرکز ایران که همواره نادیده گرفته شدهاند، با ارتقای صنایع فرآوری میتوانند وارد چرخه بهرهبرداری شوند و سیمای واقعی ذخایر کشور را دگرگون سازند.
اکبریان: یکی از آسیبهای جدی این حوزه، نبود مرجعی رسمی برای اعلام ذخایر کشور است؛ تاکنون نهادی که عددی معتبر، قابل استناد و بهروز را به عنوان رقم نهایی منتشر کند، شکل نگرفته است. بر اساس آخرین برآوردهای موجود، ذخیره قطعی سنگ آهن کشور حدود ۴.۷ تا ۴.۸ میلیارد تن است و با احتساب ذخایر محتمل، این رقم به نزدیک ۷ میلیارد تن میرسد. تا چند سال پیش، ذخیره قطعی حدود ۳.۴ میلیارد تن و احتمالی آن پنج میلیارد تن بود. این ارتقا به طور عمده نتیجه اکتشافات جدید در مناطق دستنخورده نیست، بلکه دستاورد افزایش عمق حفاریها است. از منظر جایگاه جهانی، ایران با در اختیار داشتن حدود پنج درصد از ذخایر شناختهشده سنگ آهن دنیا، کشوری ثروتمند در این زمینه محسوب میشود؛ اما اعتمادپذیری این ارقام مشروط به ارتقای استانداردهای گزارشدهی و اتخاذ رویکردی مرجعمحور برای اعلام ذخایر است.