به گزارش میمتالز، با این حال، واکنش استراتژیک مدیریت این مجموعه و بازگشت۴۵ روزه کوره شماره ۸ ناحیه فولادسازی به مدار تولید، روایتی از مدیریت بحران پیشدستانه را رقم زد. این اتفاق نهتنها توهم توقف طولانیمدت تولید را درهم شکست، بلکه با تزریق به موقع محصولات به بورس کالا، امید دشمن برای ایجاد بحران تأمین در بازار را به خاکستر تبدیل کرد.
برای درک ابعاد آسیبی که قرار بود به اقتصاد ایران وارد شود، ابتدا باید وزن واقعی فولاد مبارکه را در ترازوی صنعت سنجید. این مجتمع صرفاً یک کارخانه نیست، بلکه شبکهای است که یکسوم ظرفیت تولید فولاد کشور را در اختیار دارد.
سعید زرندی، مدیرعامل گروه فولاد مبارکه، با یادآوری ریشههای تاریخی این مجموعه تصریح میکند که فولاد مبارکه در اوج شرایط جنگی و سالهای نخست انقلاب طراحی و پایهگذاری شد؛ دیانای مقاومی که خود را در آمارهای خیرهکننده سالهای اخیر نشان داده است. به گفته وی، این شرکت سال گذشته بالاترین میزان تولید خود در ۳۳ سال گذشته را به ثبت رساند؛ بهگونهای که تولید فولاد در مجتمع به ۷.۵ میلیون تن و در کل گروه به بیش از ۱۰.۸۹ میلیون تن رسید. رشد این غول صنعتی تنها به مرزهای داخلی محدود نمانده است.
زرندی با ارائه آمارهای صادراتی، بر جایگاه بینالمللی شرکت تأکید میکند: «سال گذشته بیش از ۱.۱ میلیارد دلار صادرات داشتیم که این رقم نیز بالاترین میزان صادرات در طول ۳۳ سال فعالیت شرکت بوده است. محصولات فولاد مبارکه در بازارهای شرق آسیا و برخی کشورهای آفریقایی حضور دارند و به کیفیت شناخته میشوند». ثبت این آمارها، جایگاه فولاد مبارکه را بهعنوان بزرگترین تولیدکننده ورقهای فولادی در منطقه منا (خاورمیانه و شمال آفریقا) تثبیت کرده و آن را در زمره شرکتهای بزرگ فولادی جهان قرار داده است.
با در نظر گرفتن چنین جایگاه عظیمی، آسیبهای وارده به فولاد مبارکه میتوانست یک بحران تمامعیار ایجاد کند. به روایت مدیرعامل گروه، این مجموعه حداقل ۱۳۰۰ مصرفکننده مستقیم دارد که هر کدام به صدها و هزاران واحد پاییندستی متصلاند. دشمنان با هدف قرار دادن این ساختار، به دنبال ضربه زدن به شریان اصلی صنعت کشور بودند.
اما آنچه مانع از تحقق این اثر دومینوی ویرانگر شد، پیشبینی و مدیریت استراتژیک بود. زرندی اظهار داشت: «با توجه به شرایط منطقه و پیشبینی سناریوهای مختلف، از اردیبهشتماه ۱۴۰۴ کمیته مدیریت بحران را در شرکت تشکیل داده بودیم و پس از جنگ ۱۲ روزه نیز جلسات منظم هفتگی و دو هفتهای برای بررسی سناریوهای احتمالی برگزار میشد.»
تدوین حدود ۱۰۰ سناریوی مختلف موجب شد تا در روز حادثه، در کمتر از ۱۴ دقیقه چند هزار نفر از کارکنان تخلیه شوند. تیمهای ارزیابی خسارت، برنامه بازیابی سریع را با اولویتدهی به «بازار، بازسازی و نوسازی» آغاز کردند.
در حالی که برآوردهای اولیه نشان میداد راهاندازی نخستین کوره حداقل چهار ماه زمان نیاز دارد، تیم مدیریتی در یک اقدام خیرهکننده، کوره شماره ۸ را تنها در مدت ۴۵ روز به بهرهبرداری رساند؛ رکوردی که به تعبیر زرندی، نماد توانایی ملی و افتخاری برای صنعت کشور است.
وی با اشاره به اعتماد وزیر صمت به توان کارشناسان مجتمع، عوامل این موفقیت تاریخی را دقیقاً در سه محور زیر خلاصه کرد:
عملیات آواربرداری و بازسازی بهصورت همزمان از نخستین روز آتشبس آغاز شد و با استفاده از قطعات بومیسازیشده، نخستین ذوب به سرعت انجام گرفت. نکته حائز اهمیت این بود که علیرغم پیشنهادهای مختلف پیمانکاران، تمامی پروژهها از مسیر شفاف مناقصات عمومی اجرا شد و هزینههای بازسازی با مدیریت دقیق به حدود یکدهم برآوردهای اولیه کاهش یافت.
در کشاکش بحران، فولاد مبارکه دو خط قرمز اساسی برای خود تعریف کرد: حفظ نیروی انسانی و مدیریت بازار.
به گفته زرندی، در این مدت از بیش از ۳۰ هزار نفر نیروی انسانی گروه حمایت شد و هیچگونه تعدیل نیرویی صورت نگرفت. از سوی دیگر، برای جلوگیری از التهاب قیمتی در بازار، بخشی از محمولههای صادراتی مستقر در بنادر به اصفهان بازگردانده شد و با استفاده از ظرفیت شرکتهای تابعه نظیر فولاد هرمزگان، فولاد جهانآرا و فولاد سفیددشت، نیاز بازار داخلی تأمین شد.
یکی از پیچیدهترین ابعاد این رویداد، مدیریت روانی و عملیاتی بازار بود. التهاب قیمتی در بورس کالا میتوانست فشار مضاعفی بر صنایع مصرفکننده وارد کند. در اینجا بود که نقش استراتژیک معاونت فروش و بازاریابی شرکت در بازگرداندن ثبات به بازار پررنگ شد. با وجود ابعاد گسترده حمله، در تاریخ ۰۷ اردیبهشتماه نخستین عرضه محصولات فولاد مبارکه در بورس کالا انجام شد؛ عرضهای که برای بسیاری غیرقابل باور مینمود.
رضا حیدری، معاون فروش و بازاریابی فولاد مبارکه، در تحلیل رفتار بازار در آن مقطع حساس، میگوید: «در چنین شرایطی بسیاری تصور میکردند این فروش مانوری برای کنترل قیمتها در بازار است؛ غافل از اینکه این عرضه و عرضههای بعدی به اتکا و پشتوانه توان فنی و اراده موجود در فولادمبارکه انجام شده است. ۲۲ عرضه پیاپی اردیبهشت و خردادماه در بورس کالا و فروش محصولات متنوع فولادمبارکه به مشتریان، برای آنها که فرهنگ کاری و تفکر سیستمی فولادمبارکه را میشناختند نویدبخش اتفاقات خوبی بود که در آن ایام امکان بیانش به دلیل شرایط جنگی فراهم نبود.»
برای درک بهتر حجم این عملیات مهار بازار، نگاهی به آمار معاملات بورس کالا در اردیبهشت و خرداد ۱۴۰۵ نشان میدهد که این شرکت با عرضه مداوم محصولاتی نظیر ورق گرم، ورق سرد، ورق گالوانیزه و ورق خودرو، نبض تأمین را حفظ کرده است. در مجموع عرضههای گروه فولاد مبارکه از ابتدای سال تا کنون ۸۰۵،۸۶۰ تن رسید که از این میزان تقاضا برای ۶۰۸،۴۰۰ تن از این محصولاتت بر تابلوی معاملات بورس کالا نقش بست که نشان میدهد راهبرد مبارکه در کنترل سفته بازی بازار موفقیت آمیز بوده و عرضه از تقاضا پیشی گرفته است.

از نگاه کارشناسی معاونت فروش، اهمیت این راهاندازی زودهنگام صرفاً در تناژ تولید خلاصه نمیشود، بلکه پایداری در زنجیره تأمین، هدف اصلی بوده است. حیدری با اشاره به اهمیت این موضوع برای صنایع پاییندستی تأکید میکند: «برای مشتریان، پایداری در تأمین، مؤلفهای حیاتی برای برنامهریزی و استمرار تولید است. راهاندازی مجدد کوره شماره ۸، گام مهمی در تأمین پایدار فولاد مورد نیاز صنایع پاییندستی، بهویژه صنعت خودروسازی کشور به شمار میرود که امکان تأمین بخش قابلتوجهی از نیاز زنجیره تولید خودرو از محل تولیدات داخلی را فراهم کرده و وابستگی به واردات را کاهش میدهد.»
حیدری ضمن قدردانی از تلاشهای شبانهروزی تیمهای بازسازی، این بازگشت مقتدرانه را حامل پیامی روشن برای بازار میداند. به اعتقاد وی، این اتفاق «فراتر از یک دستاورد عملیاتی، پیامی امیدوارکننده برای فعالان زنجیره فولاد کشور به همراه دارد.» تقویت ثبات در بخش عرضه، مسیر بازار را منطقیتر و قابلپیشبینیتر کرده و نشان میدهد که عملکرد فولاد مبارکه در ایام پس از جنگ، چیزی بیش از سودآوری را نشانه گرفته است که همانا عمل به مسوولیتهای اجتماعی و صیانت از اشتغال کشور بوده و هست.
آنچه در طول این ۴۵ روز در فولاد مبارکه گذشت، یک نمونه درخشان از «اقتصاد مقاومتی دانشبنیان» در عمل بود. کوره شماره ۸ امروز تنها یک تجهیز صنعتی نیست، بلکه نمادی از پیوند استراتژیک میان اراده مهندسی و انضباط بازار است.
زمانی که مجموعهای با بیش از ۱۳۰۰ مشتری مستقیم، بتواند در اوج بحران جنگی نهتنها ساختار فیزیکی خود را بازیابی کند، بلکه با ۲۲ عرضه پیاپی در بورس کالا، نبض بازار را به حالت عادی بازگرداند و حتی بخش مهمی از محمولههای صادراتی خود را برای تنظیم بازار داخل فرا بخواند، ثابت میکند که جایگاهش در زنجیره تأمین، جایگاهی بدون جایگزین است.
فولاد مبارکه با احیای سریع خطوط تولید و ثبت رکوردهای بینظیر، نشان داد شرکتی که با اتکا به تفکر سیستمی و دانش بومی مدیریت شود، حتی در زیر آتش نیز میتواند لنگرگاه ثبات اقتصاد صنعتی کشور باقی بماند.