به گزارش میمتالز، صنعت فولاد در ایران طی سالهای اخیر بیش از هر زمان دیگری با ضرورت عبور از تولید صرف و حرکت به سمت فناوریمحوری روبهرو شده است. اسناد بالادستی کشور در حوزه صنعت و معدن، از جمله سیاستهای توسعه صنعتی، برنامههای مرتبط با اقتصاد دانشبنیان و گزارشهای رسمی نهادهای تخصصی داخلی در حوزه فولاد، بر این نکته تأکید دارند که تداوم رقابتپذیری بنگاههای بزرگ صنعتی، تنها با افزایش ظرفیت تولید محقق نمیشود، بلکه نیازمند توسعه فناوری، بومیسازی دانش فنی، ارتقای بهرهوری، مدیریت مالکیت فکری و شکلدهی به اکوسیستم نوآوری است.
در همین چارچوب، شرکتهای بزرگ فولادی کشور به ویژه فولاد مبارکه، به عنوان یکی از پیشرانهای اصلی صنعت فولاد ایران، ناگزیرند نقش خود را از یک تولیدکننده صنعتی به یک بازیگر فناور ارتقا دهند. تجربه توسعه صنعتی در کشور نیز نشان داده است که وابستگی به فناوریهای وارداتی، در بلندمدت میتواند یکی از گلوگاههای اصلی رشد صنایع راهبردی باشد؛ ازاینرو حرکت به سمت استقلال فناورانه، انتقال هوشمند فناوری، فعالسازی ظرفیت دانشی کارکنان و بهرهگیری از ظرفیت شرکتهای دانشبنیان، به ضرورتی اجتنابناپذیر تبدیل شده است.
بر اساس تأکیدهای مطرحشده در اسناد و گزارشهای داخلی حوزه صنعت، معدن و فناوری، آینده بنگاههای بزرگ صنعتی در گرو توان آنها برای تولید دانش فنی، ثبت داراییهای فکری، تجاریسازی فناوری و ایجاد درآمدهای پایدار از محل نوآوری است. در چنین فضایی، فولاد مبارکه تلاش دارد با تدوین نقشه راه توسعه تکنولوژی، مسیر حرکت خود را از سطح بهرهبرداری صنعتی به سطح مالکیت و عرضه فناوری ارتقا دهد.

در همین زمینه، در گفتوگویی با مسعود هراتیان، مدیر پژوهش و نوآوری فولاد مبارکه، ابعاد نقشه راه توسعه تکنولوژی در این شرکت، چهار مسیر اصلی توسعه فناوری، نقش کارکنان در نوآوری درونسازمانی، اهمیت انتقال فناوری، سرمایهگذاری خطرپذیر و جایگاه کمیته راهبری نوآوری را بررسی کردهایم.
هراتیان: بر اساس مطالعات انجامشده، بررسی الگوهای جهانی و بهرهگیری از مشاوران متخصص، به چهار مسیر اصلی برای توسعه تکنولوژی در فولاد مبارکه رسیدیم. این چهار مسیر اکنون به عنوان الگوهای دقیق توسعه فناوری در شرکت تعریف شدهاند و حرکت بر مبنای آنها در حال انجام است.
این چهار مسیر عبارتاند از:
این چهار مسیر مکمل یکدیگر هستند و هرکدام برای سطحی مشخص از بلوغ فناوری، نوع خاصی از نیاز فناورانه و شکل متفاوتی از توسعه دانش و تکنولوژی طراحی شدهاند.
هراتیان: الگوی اول، تحقیق و توسعه یا همان نوآوری درونزاست. این مسیر بهطور کامل در حوزه مأموریت واحد پژوهش و نوآوری قرار دارد و سطوح آمادگی فناوری یا همان TRLهای یک تا پنج را شامل میشود. به بیان ساده، این مسیر از ایده تا پایلوت آزمایشگاهی را در بر میگیرد.
در این الگو، هدف ساخت دانش اصیل از درون سازمان است؛ به ویژه برای فناوریهایی که در بازار وجود ندارند یا فناوریهایی که نیازمند مالکیت کامل فکری هستند. در چنین مواردی، شرکت باید از نقطه صفر بر روی فناوری سرمایهگذاری کند و آن را بهتدریج توسعه دهد.
هراتیان: توسعه فناوری از مسیر تحقیق و توسعه معمولاً فرآیندی طولانی است و ممکن است برای رسیدن یک فناوری به بلوغ کامل و سطح TRL ۹، حتی ۱۰ تا ۱۵ سال زمان نیاز باشد. نمونه مشهور آن، فناوری فاینکس در کره جنوبی است که حدود ۱۵ سال طول کشید تا به یک فناوری بالغ و قابل فروش تبدیل شود.
هراتیان: خروجی مسیر تحقیق و توسعه میتواند شامل ثبت پتنت، انتشار مقالات علمی، توسعه دانش فنی و ایجاد پایلوتهای آزمایشگاهی باشد. این مسیر پایهایترین مسیر برای ایجاد فناوریهای راهبردی و اصیل در سازمان است.
هراتیان: مسیر دوم، یادگیری از طریق استفاده و انجام، توسعه و بومیسازی و شتابدهی داخلی است. در این مسیر، هدف استخراج، مشاهده، ثبت، بهبود و تبدیل دانش نهفته در ذهن کارکنان، تکنسینها، کارشناسان و اپراتورهای فولاد مبارکه به فناوری است.
در فولاد مبارکه، کارکنان با دانش و تجربه بسیار بالایی حضور دارند، اما در بسیاری از موارد بر روی ایدهها و دانش ضمنی آنها سرمایهگذاری ساختاریافته انجام نشده است. مسیر دوم دقیقاً برای این طراحی شده که بتوانیم این دانش ضمنی را شناسایی کنیم، آن را وارد فضای شتابدهی داخلی کنیم، با منتورینگ و پختگی ایدهها، نمونه اولیه بسازیم، آنها را آزمایش کنیم، بر روی آنها سرمایهگذاری انجام دهیم و در نهایت خروجیهای مورد انتظار را به دست آوریم.
هراتیان: این مسیر میتواند برای پرسنل فولاد مبارکه یک خبر بسیار خوب باشد؛ زیرا ایدههایی که در دل بهرهبرداری، تعمیرات، تولید و سایر حوزهها شکل گرفتهاند، میتوانند به فناوری قابل فروش یا حتی کسبوکار توسعه تکنولوژی تبدیل شوند.
هراتیان: در دنیا نمونههای موفق بسیاری در این زمینه وجود دارد. برای مثال، گوگل با مدل ۲۰ درصد زمان آزاد برای نوآوری، زمینه شکلگیری محصولاتی مانند Google News را فراهم کرد. آمازون نیز تجربههایی مانند Amazon Web Services و Amazon Prime را در مسیر توسعه نوآوریهای درونسازمانی داشته است.
هراتیان: نزدیکترین نمونه به صنعت فولاد، الگوی پوسکو است. برنامه شتابدهی داخلی پوسکو با عنوان Poventures یک شرکت بیرونی نیست، بلکه یک واحد و برنامه درون گروه پوسکو است که کارکنان میتوانند ایدههای خود را در آن ارائه کنند، فضای کاری بگیرند، بودجه دریافت کنند، منتورینگ شوند و پس از یک دوره مشخص، مثلاً یک سال، خروجی ملموس از ایدههای خود ارائه دهند.
برای این مسیر نیز برنامههای مفصلی در فولاد مبارکه در حال طراحی است و پس از تکمیل، اطلاعرسانی دقیقتری درباره آن انجام خواهد شد.

هراتیان: مسیر سوم، انتقال فناوری، اکتساب فناوری و مهندسی معکوس از بازار جهانی است. البته منظور ما از انتقال فناوری صرفاً خرید سختافزار نیست، بلکه انتقال کامل تکنولوژی است؛ یعنی سختافزار، نرمافزار، مغزافزار، دانش فنی و همه جنبههایی که یک فناوری را تشکیل میدهد.
هراتیان: هدف این است که فناوریهای آماده جهانی را به کشور و شرکت منتقل کنیم، اما در کنار آن یادگیری واقعی نیز اتفاق بیفتد؛ بهگونهای که در خریدها و تکرارهای بعدی، خودمان صاحب فناوری شویم و حتی بتوانیم بر اساس آن فناوریها، لایسنس ثبت کنیم و در آینده آن را به شرکتها یا کشورهای دیگر ارائه دهیم.
برنامهای که شرکت باید به آن بپردازد، مدنظر قراردادن پیوستهای فناوری قراردادهاست که با هوشمندی فناوری و مباحث حقوق فناورانه، امکان انتقال فناوری فراهم شود؛ لذا در برنامه این واحد در سال ۱۴۰۵، تهیه پیوست فناوریهای برنامههای نوسازی شرکت قرار دارد.
هراتیان: این مسیر را میتوان تا حدی مشابه مدل فناور شدن چین و برخی کشورهای شرقی دانست. در کشور خودمان نیز ابتدا مصرفکننده محصول بودیم و فولاد را وارد میکردیم. سپس کارخانه ایجاد شد و وابستگی به واردات فولاد کاهش یافت، اما وابستگی به دانش و تکنولوژی همچنان وجود داشت. پس از آن مرحله بهرهبرداری تخصصی شکل گرفت که فولاد مبارکه در این حوزه به سطح بسیار خوبی از تسلط رسیده است. گام بعدی این است که با اتکا به این تسلط بهرهبرداری و با انتقال هوشمندانه فناوری، به مالک و صاحب تکنولوژی تبدیل شویم.
هراتیان: در این مسیر، استفاده از فناوریهای آماده دنیا که بر روی آنها سرمایهگذاری، تست و آزمایش انجام شده، اهمیت دارد؛ اما باید بر اساس هوشمندی فناوری و رصد دقیق روندهای روز، فناوری مناسب را به موقع خریداری یا جذب کنیم، آن را یاد بگیریم، بر آن مسلط شویم و در نهایت از آن درآمد کسب کنیم.
هراتیان: مسیر چهارم، توسعه فناوری از بستر اکوسیستم بیرونی و سرمایهگذاری خطرپذیر است. در این الگو، شرکتهای بزرگ مانند فولاد مبارکه باید نقش یک شکارچی فناوری را ایفا کنند. به این معنا که فناوریهای نوظهوری را که توسط شرکتهای کوچک، استارتآپها و شرکتهای دانشبنیان بیرونی توسعه یافتهاند، شناسایی کنند و در زمان مناسب، پیش از رقبا با همکاریهای فناورانه و سرمایهگذاری خطرپذیر به آنها دسترسی پیدا کنند.
هراتیان: این مدل، یکی از الگوهای مهم جذب سریع فناوریهای نوظهور است؛ زیرا همه فناوریها لزوماً نباید از داخل سازمان یا صرفاً از مسیر تحقیق و توسعه بلندمدت ایجاد شوند. گاهی یک فناوری بیرونی در حال بلوغ است و شرکت بزرگ باید بتواند آن را در زمان مناسب شناسایی، جذب و مقیاسپذیر کند و از آن کسب درآمد کند.
هراتیان: این چهار مسیر با هماهنگکنندگی کامل کمیته راهبری نوآوری یا ISC در سطح گروه فولاد مبارکه پیش خواهد رفت. این کمیته مشخص میکند که در هر مسیر چه پروژههایی تعریف شود، تعامل بازیگران چگونه باشد، بودجهها به چه شکل تخصیص یابد و هر فناوری در کدام مسیر باید توسعه پیدا کند.
معاونت استراتژی و توسعه فناوری، محوریت این کمیته را به عهده خواهد داشت تا فناوریها در این چهار مسیر بهدرستی هدایت شوند و توسعه یابند.
هراتیان: پژوهش و نوآوری در مسیر اول و دوم نقش کاملاً پررنگی دارد. در مسیر اول، یعنی تحقیق و توسعه، این واحد مسوول حرکت از سطوح پایین آمادگی فناوری تا رسیدن به پایلوت و ایجاد دانش اصیل است. در مسیر دوم نیز پژوهش و نوآوری نقش هماهنگکننده شتابدهی داخلی را با مشارکت کامل کارکنان شرکت، به ویژه واحدهای بهرهبرداری، بر عهده خواهد داشت.
در مسیرهای سوم و چهارم نیز واحد پژوهش و نوآوری نقش تسهیلگر دارد، به ویژه در حوزه مدیریت مالکیت فکری، ثبت اختراعات، پتنتها، لایسنسها و حفاظت از دستاوردهای فناورانه. این موضوع به عنوان پشتوانهای جدی برای توسعه تکنولوژی و نوآوری در فولاد مبارکه تعریف شده است.
هراتیان: فناور شدن دو سطح مهم دارد؛ نخست اینکه بتوانیم فناوریها را برای نیازهای خودمان توسعه دهیم و از وابستگی به بیرون مستقل شویم. دوم اینکه بتوانیم سطح بلوغ فناوری را آنقدر افزایش دهیم که آن فناوری با پتنت یا لایسنس ثبتشده، قابل عرضه به دیگران باشد و برای شرکت درآمد مکرر ایجاد کند.
این مسیری است که میتواند جایگاه فولاد مبارکه را از یک بنگاه بزرگ تولیدی به یک بازیگر فناور در صنعت فولاد منطقه و جهان ارتقا دهد.