تاریخ: ۱۶ فروردين ۱۴۰۵ ، ساعت ۱۴:۲۸
بازدید: ۱۰۷
کد خبر: ۳۹۶۴۹۶
سرویس خبر : آهن و فولاد
پس‌لرزه‌های یک حمله به زیرساخت‌های استراتژیک

ایست قلبی در شریان صنعت

ایست قلبی در شریان صنعت
‌می‌متالز - حملات اخیر به زیرساخت‌های فولاد ایران، تنها یک تهاجم فیزیکی نیست؛ این یک “شوک عرضه” به قلبِ تپندهٔ اقتصاد صنعتی کشور است. با خروج فولاد مبارکه از مدار تولید که تأمین ۵۹ درصد ورق گرم کشور را بر عهده داشت، زنجیرهٔ تأمین صنایع استراتژیک از خودروسازی تا پروژه‌های عظیم نفت و گاز در آستانهٔ بحران قرار گرفته است؛ این رویداد پرده از یک «عدم تقارن خطرناک» در معماری صنعتی ایران برداشته و زنجیره‌ی تامین ملی را در آستانه یک تهدید دومینویی و تاریخی قرار داده است.

به گزارش می‌متالز به نقل از ایراسین، صنعت فولاد ایران با وجود افق تولید ۵۵ میلیون تنی، همواره با تمام توان برای تحقق این هدف استراتژیک جنگیده و به رغم وجود تمامی تنگنا‌های تحریمی و مالی توانسته به ظرفیت نصب شده تولید ۴۰ میلیون تن فولاد خام در سال برسد. با وجود این عزم صنعتی، موانع تحمیلی و چالش‌های فصلی نظیر ناترازی انرژی باعث شده بود تا سقف تولید و ظرفیت عملیاتی کشور، ناگزیر روی مدار ۳۰ تا ۳۳ میلیون تن درجا بزند. با این حال، چرخ‌های این ماشین عظیم علی‌رغم تمام موانع همواره در حال گردش بود، تا اینکه حملات فروردین ۱۴۰۵، این حرکت مستمر را با یک شوک و فلج ناگهانی مواجه کرد؛ رویدادی که پرده از یک آسیب‌پذیری استراتژیک و خطرناک در این زنجیره برداشت: عدم توازن در سبد تولید. در حالی که تولید شمش‌های طویل (بیلت و بلوم) با مازاد و ظرفیت خالی بیش از ۱۵ میلیون تنی مواجه است، تولید تختال (اسلب) به شدت متمرکز و فاقد انعطاف است.

شوک عرضه: وقتی دومینو فرو می‌ریزد

حملات هوایی به زیرساخت‌های فولاد خوزستان در هفتم فروردین و متعاقب آن، حمله به نیروگاه و ماشین‌های ریخته‌گری مجتمع مبارکه در روز‌های بعد، صرفاً به معنای تخریب چند سوله نبود. این یک «شوک عرضه» به تمامی شریان‌های اقتصاد صنعتی ایران است. مبارکه به تنهایی ۵۹ درصد از کل بازار ورق گرم کشور را در اختیار خود دارد. با خروج این غول بزرگ از مدار تولید، پس‌لرزه‌ها با سرعتی ویرانگر به صنایع زیرین سرایت می‌کند:

  • انسداد در خطوط خودروسازی: نزدیک به ۹۰ درصد ورق سرد مورد نیاز خودروسازان داخلی توسط فولاد مبارکه و شرکت‌های تابعه‌اش تامین می‌شود. قطع این شریان، مستقیماً به افت شدید تیراژ، افزایش هزینه‌های تمام‌شده و افزایش قیمت خودرو در بازار منجر خواهد شد.
  • کما در پروژه‌های عمرانی: صنعت لوله و پروفیل که هم‌ اکنون تنها با ۱۰ تا ۱۵ درصد از ظرفیت خود زنده مانده است، بدون دریافت سهمیه ورق‌های مبارکه مستقیماً به سمت تعطیلی کامل کشیده می‌شود.
  • گره‌خوردن توسعه‌ی استراتژیک نفت و گاز: تولید اسلب‌های خاص گرید محیط‌های ترش (مانند X۸۰) که برای خطوط لوله حیاتی کشور نیاز است، با ظرفیت ۳۰۰ هزار تن تنها در انحصار مبارکه قرار داشت. با توقف این خط، سرعت توسعه مگاپروژه‌های انرژی کشور کند خواهد شد.
  • پس‌لرزه‌های منطقه‌ای: ارزیابی‌ها نشان می‌دهد این رویداد نه‌ تنها تولید داخلی فولاد را بین ۵۰ تا ۶۰ درصد کاهش می‌دهد، بلکه قیمت جهانی و منطقه‌ای شمش و ورق در خاورمیانه را نیز بین ۵ تا ۱۰ درصد با جهش مواجه خواهد کرد.

در واقع، خروج فولاد مبارکه از مداربه عنوان قلبی که ۵۹ درصد از نیاز بازار به ورق گرم را پمپاژ می‌کرد ثابت کرد که در یک زنجیره تامین به‌هم‌پیوسته، توقف یک غول صنعتی مساوی است با بحران در کل اقتصاد کلان. امواج این شوک عرضه، نه‌ تنها خطوط تولید خودروسازان، بقای کارخانجات لوله و پروفیل و سرعت توسعه زیرساخت‌های نفت و گاز را هدف قرار داده است، بلکه با کاهش ۵۰ تا ۶۰ درصدی تولید ملی، جبهه جدیدی از تورم را در بازار‌های مصرفی و منطقه‌ای باز خواهد کرد.

در نهایت، این بحران یک زنگ خطر تاریخی است؛ بقای صنایع پایین‌دستی در ایران دیگر تنها به تأمین انرژی گره نخورده است، بلکه نیازمند مهندسی مجدد شریان‌های تامین، تمرکززدایی از تولید استراتژیک و یافتن راهکار‌های فوری برای مهار این چالش عظیم صنعتی است.

منبع: ایراسین

مطالب مرتبط
عناوین برگزیده