به گزارش میمتالز، از دهه ۱۹۸۰ با ظهور نظریه «رشد درونزا»، اقتصاددانانی، چون آگیون و شومپیتر نشان دادند که موتور واقعی رشد، «نوآوری» است؛ فرآیندی پویا که در آن ایدههای تازه جایگزین فناوریهای قدیمی میشوند. این چرخه، همان «تخریب خلاق» است که اقتصاد را بهجلو میراند.
در این چارچوب، سه اصل کلیدی مطرح میشود: نخست، نوآوری و انتقال دانشمحور رشد پایدار است؛ دوم، انگیزه نوآوری از دل نهادهایی میآید که از حقوق مالکیت و رقابت سالم حمایت میکنند؛ و سوم، تخریب خلاق، یعنی جایگزینی فناوریهای جدید با قدیمیها، نیروی محرک تحول اقتصادی است. این رویکرد توضیح میدهد چرا برخی کشورها از «تله درآمد متوسط» عبور کرده و نوآور شدهاند و برخی دیگر در رکود نهادی ماندهاند.
نقش دولت نیز حیاتی است: هم باید از رقابت و ورود نوآوران جدید حمایت کند، هم با سرمایهگذاری در آموزش، پژوهش، انرژیهای نو و سیاستهای حمایتی هوشمند، مسیر رشد فناورانه را هموار سازد. در واقع، رشد پایدار زمانی محقق میشود که دولت، نهادها و بنگاهها همزمان در خدمت نوآوری باشند.

