به گزارش میمتالز، این فکر که ایران در شرایط حال حاضر به دلیل وابستگی به بعضی کالاها و خدمات صنعتی، و شرایط تحریمی سخت که شاید برای هیچ کشور ثالثی مثل ایران قابل تحمل نباشد، نمیتواند توجیهکننده عقب افتادن از رویکردهای جدید به صنایع تولیدی و تولیدات همین صنایع باشد. حتی در حوزه زیستمحیطی نیز این شرایط نباید دستآویزی برای تخطی از معیارهای مهندسی شده و تدوین شده باشد.
مثلا میزان مصرف سوخت با توجه به ارزان بودن آن در ایران توجیه عقلی ندارد و یا میزان تولید گازهای گلخانهای یا پسابهای صنعتی و شیمیایی که به درستی امحاء نشوند. البته صنایع تولیدی را هم نمیتوان مثلا در بحث استفاده از انرژی ارزان متهم به رانت کرد چرا که اولا ارزشی که این صنایع برای اقتصاد ملی میآفرینند به مراتب بالاتر از میزان بهرمندی آنان از این حاملهای انرژی است و دوما در نگاه استراتژیک ما همه چیز را نباید با خطکش سودآوری بسنجیم. مثال ساده آن صنایع هستهای است که هم جزء صنایع مادر و زیربنایی است و هم در نگاه راهبردی توانمندیهای زیادی برای کشور به ارمغان میآورد و کشور را از جهات زیادی خود کفا میکند. اما صنایعی که هم قلب تپنده اقتصاد جهانی هستند و هم سودآوری کلانی برای کشور دارند باید همیشه نگاهی به بازارهای سبزی که مقصد هدف صادرات هستند داشته باشند. علیالخصوص اینکه بعضی از این اهداف صادراتی با وضع قوانین محدودکننده مانع از ورود تولیداتی میشوند که منجر به صدمه زدن به محیط زیست و طبیعت میشود. صنایع فولاد به عنوان یکی از بزرگترین منابع درآمدی برای اقتصادهای دنیا گامبهگام به سوی کاهش اثرات سوء خود بر طبیعت گام بر میدارند.
فولاد سبز در ذات خود فرقی با دیگر فولادها ندارد و فقط با منابع انرژی تجدیدپذیر تولید میشود. برای تولید ان از هیچ سوخت فسیلی استفاده نمیشود و در فرآیند تولید این فولاد گازهای گلخانهای به مراتب کمتر تولید میشوند.
در این روش، به جای زغال سنگ، از هیدروژن سبز استفاده میشود؛ یعنی هیدروژنی که از آب و با کمک برق تجدیدپذیر (مثل انرژی خورشیدی یا (بادی) تولید شده است. این هیدروژن، اکسیژن سنگ آهن را جدا میکند و به جای تولید دیاکسیدکربن، فقط بخار آب آزاد میشود.
یکی دیگر از روشها، استفاده از کورههای قوس الکتریکی است که ضایعات فولادی را ذوب میکنند. اگر برق این کورهها از منابع پاک تأمین شود، فرآیند کاملاً سبز خواهد بود.
برخی شرکتها نیز به دنبال استفاده از فناوریهای جذب و ذخیره کربن هستند تا گازهای گلخانهای را پیش از ورود به جو مهار کنند.
در مجموع، فولاد سبز ترکیبی از نوآوری، انرژی پاک و بازیافت است. هدف نهایی این است که صنعت فولاد که یکی از آلودهکنندهترین صنایع دنیاست به بخشی از راهحل مقابله با تغییرات اقلیمی تبدیل شود. این مسیر هنوز در آغاز راه است، اما آیندهای روشن در انتظارش است.
تولیدکنندگان فولاد در اروپا با استفاده از فولاد سبز توانستهاند جایگاه خود را در بازارهای پایدار تقویت کنند. این رویکرد موجب جذب سرمایهگذاریهای سبز و حمایتهای دولتی شده است. همچنین، برندهای اروپایی با کاهش ردپای کربن، اعتبار زیستمحیطی خود را افزایش دادهاند. صادرات به بازارهای حساس به محیط زیست مانند اسکاندیناوی و آلمان تسهیل شده است. در نتیجه، فولاد سبز به یک مزیت رقابتی در صنعت تبدیل شده است.
در کوتاهمدت، هزینههای سرمایهگذاری در فناوریهای نوین و انرژیهای تجدیدپذیر بالا هستند. اما در بلند مدت، کاهش هزینههای انرژی، مالیات کربن و جریمههای زیستمحیطی سودآوری را افزایش میدهد. تقاضای رو به رشد برای محصولات پایدار، قیمت فروش فولاد سبز را بالا نگه میدارد. همچنین، شرکتهایی که زودتر وارد این حوزه شدهاند، از مزایای پیشگامی بهرهمند شدهاند. دسترسی به وامهای سبز و مشوقهای دولتی نیز به بهبود جریان نقدی کمک کرده است. در مجموع، فولاد سبز نه تنها هزینه نیست، بلکه سرمایهگذاری آینده نگرانه است. سودآوری آن وابسته به مقیاس تولید و سیاستهای حمایتی است.
تولید فولاد سنتی هنوز نقش مهمی در تأمین نیازهای جهانی دارد، اما باید با کنترلهای زیستمحیطی همراه باشد. فولاد سبز، هرچند گرانتر، مسیر پایداری را هموار میکند. ترکیب این دو رویکرد، امکان انتقال تدریجی و منطقی را فراهم میسازد. سیاستگذاران باید با تنظیم مشوقها و محدودیتها، این تعادل را مدیریت کنند. در نهایت، هم صنعت و هم محیط زیست از این همزیستی هوشمندانه بهرهمند خواهند شد.
منبع: روزگار معدن