به گزارش میمتالز به نقل از روابط عمومی ایمپاسکو و ایرنا، ایران امروز با بحران آب و به تبع آن با فرونشست زمین روبهرو است. بحرانی که زندگی میلیونها نفر را تهدید میکند و پیامدهای گستردهای دارد. کاهش مستمر بارشها، افزایش مصرف بیرویه، برداشت غیرمجاز از سفرههای زیرزمینی و مدیریت ناکارآمد منابع آبی شرایط را به گونهای رقم زده که امنیت آبی میلیونها نفر به خطر افتاده است.
فرونشست زمین نیز تهدیدی جدی برای کشاورزی، سکونتگاهها و شبکههای ارتباطی است. اگر چه بیش از ۱۵۰ کشور جهان با فرونشست مواجه هستند و برخی مانند چین با راهکارهای مهندسی و مدیریت منابع آب توانستهاند تا حدی آن را کنترل کنند، ایران به دلیل برداشت نامتعادل و شرایط جغرافیایی ویژه نزدیک به نیمی از دشتهای خود را در معرض این خطر میبیند.
این بحران دوگانه نیازمند توجه فوری و اقدامات جدی است. پژوهش ایرنا در یک پروندهای با عنوان «بحران دوگانه کمآبی و فرونشست» با تمرکز بر «پژوهشهای تحلیلی» و «مصاحبه با صاحبنظران و اساتید» تلاش میکند ابعاد مختلف این مساله حیاتی را بررسی و راهکارهای ممکن را مطرح کند.
«زنگ خطر در ۲۵ استان، زمین سالانه تا ۴۳ سانتی متر فرو میرود»، «جوامع روستایی چگونه با کم آبی میجنگند؟»، «در کدام منطقه کرج فرونشست زمین رخ میدهد؟» و «کمآبی؛ بحران خاموشی که مناسبات اجتماعی را فرو میریزد» گزارشهای منتشر شده از این پرونده است. گزارش حاضر نتیجه گفتوگوی پژوهشگر ایرنا با «علیرضا شهیدی» رئیس سابق سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی ایران و رئیس هیات مدیره شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران (ایمپاسکو) است که مشروح آن را در ذیل میخوانید:
وقتی از فرونشست سخن گفته میشود، معمولاً تصوری در ذهن شکل میگیرد مبنی بر اینکه مساحتی از زمین به صورت عمودی و به سمت پایین حرکت میکند. در حالی که در واقع، فرونشست در مناطقی رخ میدهد که آبخوان وجود دارد و بیشترین نشست زمین معمولاً در محلهایی است که چاه آب حفر شده است. برای نمونه، وقتی گفته میشود شهر تهران سالانه به میزان X سانتیمتر فرونشست دارد، منظور این نیست که این میزان فرونشست در تمام دشت تهران یکسان مشاهده میشود.
نرخ فرونشست در تهران در مناطق مختلف متفاوت است. اصولاً فرونشست در خاکهایی با دانههای ریز رخ میدهد. برای مثال، در جنوب تهران، مانند مناطق ۱۸ و ۱۹، بیشترین نرخ فرونشست مشاهده میشود. تقریباً از خیابان انقلاب که یک خیابان شرقی-غربی است و از میدان آزادی به سمت تهرانپارس و مناطق بالاتر کشیده میشود، رسوبات بیشتر آبرفتی و دانهدرشت هستند که اصولاً در آنها فرونشست رخ نمیدهد؛ بنابراین وقتی گفته میشود در تهران فرونشست اتفاق میافتد، منظور آن است که این فرونشست عمدتاً در زمینهایی رخ میدهد که اندازه ذرات تشکیلدهنده آنها در حد سیلتاستون باشد. به عنوان مثال در حوالی برج میلاد و مناطق شمالی تهران فرونشست رخ نمیدهد.
فرونشست زمانی رخ میدهد که تعادل میان میزان ورود و خروج آب به آبخوان به هم بخورد. به عبارت دیگر، وقتی میزان ورودی آب کمتر از میزان آبی باشد که از زمین برداشت میکنیم. یعنی هرگاه برداشت آب از آبخوانها افزایش یابد، به ویژه در دورههای خشکسالی، نرخ فرونشست افزایش مییابد؛ بنابراین اگر این تعادل حفظ شود، فرونشست اتفاق نمیافتد. به همین دلیل، فرونشست ارتباط مستقیمی با چاههای آب و پمپاژ آب از آبخوانها دارد.
ما زمینشناسان، فرونشست را «زلزله خاموش» مینامیم؛ زیرا اثراتی که در نتیجه فرونشست بر زیرساختها وارد میشود، آنی و فوری نیست. برای مثال وقتی در منطقهای زلزله رخ میدهد، بلافاصله راهها تخریب میشوند، خانهها آسیب میبینند و زمین ترک میخورد، اما زمانی که فرونشست اتفاق میافتد، این آثار تخریبی تدریجی است. در فرآیند فرونشست، زمانی که آب از منافذ میان سنگها و خاکهای زیرسطحی استخراج میشود، پس از مدتی این منافذ به دلیل فشار لایههای بالایی بسته میشوند و لایهای غیرمتراکم شکل میگیرد. بسته شدن ذرات ریز، باعث ایجاد شیارها و ترکهایی روی سطح زمین میشود که طول آنها میتواند از چند سانتیمتر تا دهها متر متغیر باشد. این شکافها میتوانند باعث آسیب به لولههای آب، سیمهای برق و سایر زیرساختها شوند. بهعنوان نمونه اگر این شکافها زیر ریل راهآهن ایجاد شوند، فرورفتگیها حرکت قطارها را مختل میکنند.
بنابراین، آثار فرونشست به صورت آنی قابل مشاهده نیست، اما در بلندمدت نمود پیدا میکند. یکی دیگر از پیامدهای فرونشست این است که با ایجاد لایه متراکم در سطح زمین، حتی در دورههای ترسالی، آب نفوذ کمتری به زمین پیدا میکند و به صورت روانآب یا سیلاب در سطح جاری میشود. این روانآبها میتوانند خاکهای حاصلخیز را شسته و از بین ببرند و باعث شکلگیری بیابانهایی شوند که منبع گرد و غبار نیز هستند. به این ترتیب، فرونشست یک چرخه تخریب ایجاد میکند که اثرات آن در هر منطقهای به شکلهای مختلف روی سطح زمین قابل مشاهده است.
اگر کشاورزی به صورت هدفمند و هوشیارانه مدیریت شود، میتوان از وقوع فرونشست جلوگیری کرد. برای مثال گیاهانی که نیاز آبی بالایی دارند، نباید در مناطق کمآب کاشته شوند. برنج نمونهای از محصولاتی است که نیاز آب بسیار بالایی دارد. آمارها نشان میدهند که برنجکاری در ۱۵ استان انجام میشود که این امر بیانگر توجه ناکافی به وضعیت آبی مناطق مختلف است. به عنوان نمونه، در استان اصفهان که بیشترین میزان فرونشست را دارد، برنجکاری انجام میشود.
اغلب تصور میشود صنایعی مانند آب و برق عامل اصلی فرونشست هستند، در حالی که واقعیت متفاوت است. نیاز آبی کشور حدود ۱۰۰ میلیارد مترمکعب است که ۸۰ تا ۹۰ درصد آن به کشاورزی اختصاص دارد، حدود ۵ تا ۶ درصد برای شرب و ۳ درصد برای صنعت مصرف میشود. در صنعت نیز معمولاً از آبهای تصفیهشده فاضلاب استفاده میشود؛ بنابراین بیشترین بخش مصرف آب کشور در بخش کشاورزی است و با اصلاح الگوی کشت و جلوگیری از تولید محصولاتی که نیاز به آب فراوان دارند، میتوان مشکل کمآبی را مدیریت کرد.
یکی دیگر از چالشها در بخش چاهها است. در کشور حدود یک میلیون چاه آب وجود دارد که نزدیک به ۳۵ تا ۴۰ درصد آنها غیرقانونی است و حتی بر چاههای مجاز نیز نظارتی بر مصرف آب صورت نمیگیرد. بنابراین، اعمال مدیریت و نظارت هوشمندانه بر مصرف آب در مناطق مختلف میتواند تا حد زیادی فرونشست را کاهش دهد.
همه ما باید بیاموزیم که در کشوری زندگی میکنیم که در کمربند گرم و خشک قرار دارد و میزان بارندگی سالانه آن بسیار پایین است. برای نمونه در سالهای گذشته میانگین بارندگی سالانه حدود ۱۵۰ تا ۱۶۰ میلیمتر بوده است و در سالهای اخیر حتی ۱۰ تا ۲۰ میلیمتر کاهش یافته است. مردم باید بدانند که بدون آب، زندگی پایدار امکانپذیر نیست. آگاهی عمومی در این زمینه میتواند از طریق رسانههای عمومی، اخبار، تلویزیون و دولت افزایش یابد تا فرهنگ مصرف بهینه آب در جامعه تقویت شود. همچنین مستندسازی و اطلاعرسانی دقیق در این زمینه میتواند بسیار مؤثر باشد. برای نمونه در اصفهان موضوع فرونشست برای مردم این شهر ملموستر از تهران است؛ زیرا مردم تهران آن را تجربه نکردهاند، در حالی که مردم اصفهان شاهد تخریبها و ترکهایی روی دیوارها در بخشهایی از مناطق شمالی شهر بودهاند؛ بنابراین به نظر میرسد آموزش و اطلاعرسانی در این زمینه میتواند نتایج قابل توجه و مثبتی داشته باشد.
منبع: ایمپاسکو