به گزارش میمتالز، فاصله میان یک ذخیره معدنی و یک نیروگاه فعال، به استخراج اقتصادی، تامین مستمر سوخت، زیرساخت حملونقل، فناوری نیروگاه، سرمایهگذاری و الزامات زیستمحیطی وابسته است. به همین دلیل، بررسی زغال سنگ بهعنوان گزینه تولید برق، در واقع بررسی ظرفیت دیگری از بخش معدن برای ورود به زنجیره انرژی است؛ ظرفیتی که باید مشخص شود در چه نقاطی قابلیت استفاده دارد و هزینه تبدیل آن به برق چقدر خواهد بود. اهمیت موضوع نیز از همینجا ناشی میشود: اگر قرار باشد زغال سنگ از یک محصول معدنی با مصرف محدودتر به یک نهاده نیروگاهی تبدیل شود، باید دید این تغییر چه الزامات و هزینههایی برای اقتصاد کشور ایجاد میکند.
محمد نصیری، عضو هیات رئیسه کمیسیون ویژه حمایت از تولید مجلس شورای اسلامی با اشاره به ضرورت توسعه نیروگاههای زغالسنگسوز گفت: برای رفع دغدغه سرمایهگذاران، حمایتهای لازم در متن اصلاح قانون تامین مالی پیشبینی شده و این طرح پس از تصویب شور اول در صحن مجلس، در حال طی مراحل نهایی برای تصویب شور دوم است.
به گفته نصیری، در این اصلاحات، موضوع نیروگاههای زغالسنگسوز و همچنین صادرات مورد توجه قرار گرفته است تا پس از تبدیلشدن این موارد به قانون، دستگاههای اجرایی ملزم به اجرای آنها باشند و سرمایهگذار بتواند با اطمینان بیشتری وارد این حوزه شود.
نصیری با اشاره به بحث واردات برق، استفاده از ظرفیت منابع زغال سنگ داخلی برای تولید برق را ضروری دانست و گفت: با توجه به میزان منابع زغال سنگ کشور، نیروگاههایی با ظرفیت موردنظر میتوانند برای سالهای طولانی از این سوخت استفاده کنند. به گفته او، وابستگی نیروگاهها به گاز، که سالها با قیمت پایین در اختیار آنها قرار گرفته، موجب شده ظرفیت زغال سنگ در تولید برق مورد استفاده قرار نگیرد.
عضو هیات رئیسه کمیسیون ویژه حمایت از تولید با اشاره به تجربه کشورهای دیگر افزود: بیش از ۴۰درصد برق جهان از زغال سنگ تولید میشود و سهم زغال سنگ در تولید برق چین نیز حدود ۶۰ درصد است. او بوروکراسی را یکی از موانع توسعه این بخش دانست و گفت: مجلس برای رفع این موانع ورود کرده است تا با برنامهریزی مناسب، زمینه توسعه تولید و در نهایت صادرات انرژی فراهم شود.
در بحث توسعه نیروگاههای زغالسنگسوز، صرف وجود ذخایر زغال سنگ نمیتواند بهتنهایی توجیهکننده حرکت به این سمت باشد و مجموعهای از عوامل فنی، اقتصادی و زیستمحیطی باید همزمان مورد توجه قرار گیرد. امین گشتی، کارشناس حوزه انرژی، در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به طرح استفاده از زغال سنگ برای تولید برق، تاکید میکند که در شرایط فعلی کشور، تامین همزمان سوخت، فناوری و زیرساخت مورد نیاز چنین نیروگاههایی اهمیت زیادی دارد.
گشتی با اشاره به ضرورت بررسی گزینههای مختلف برای تامین برق در شرایط ناترازی، گفت: در انتخاب نوع نیروگاه نمیتوان برای کل کشور یک نسخه واحد ارائه کرد. او افزود: محل احداث نیروگاه باید با محل معادن زغال سنگ و امکان انتقال اقتصادی سوخت متناسب باشد؛ زیرا انتقال زغال سنگ در مسافتهای طولانی میتواند هزینه تولید برق را افزایش دهد. برای نمونه، اگر نیروگاهی در جنوب کشور احداث شود و زغال سنگ مورد نیاز آن از معادن مناطق مرکزی یا شمالی کشور تامین شود، هزینه حمل سوخت میتواند بخشی از مزیت اقتصادی استفاده از زغال سنگ را از بین ببرد.
او همچنین بر اهمیت دسترسی به فناوری تاکید کرد و گفت: در شرایط فعلی، برای حرکت به سمت هر نوع نیروگاه باید امکان تامین فناوری و تجهیزات مورد نیاز در داخل کشور نیز بررسی شود. به گفته این کارشناس، صرف داشتن سوخت اولیه به معنای امکان اجرای اقتصادی پروژه نیست و فناوری مورد استفاده، تجهیزات نیروگاه و زیرساختهای لازم برای انتقال و ذخیره سوخت نیز باید در دسترس باشد. گشتی یکی دیگر از ملاحظات مهم در استفاده از زغال سنگ برای تولید برق را مسائل زیستمحیطی دانست و افزود: زغال سنگ در مقایسه با سوختهای مایع و گاز طبیعی، مسائل و هزینههای بیشتری از نظر آلایندگی ایجاد میکند و بنابراین احداث نیروگاههای زغالسنگسوز بدون در نظر گرفتن الزامات زیستمحیطی نمیتواند راهکاری پایدار برای تامین برق باشد.
به گفته او، وضعیت معادن زغال سنگ و محل قرارگیری آنها نیز باید پیش از تصمیمگیری بررسی شود. اگر قرار باشد نیروگاه در نزدیکی معدن احداث شود، هزینه انتقال سوخت کاهش مییابد؛ اما انتقال زغال سنگ به فاصلههای طولانی، علاوه بر هزینه حمل، نیازمند زیرساخت مناسب و ایجاد زنجیره لجستیکی است؛ بنابراین در شرایط ناترازی برق، استفاده از زغال سنگ میتواند بهعنوان یکی از گزینهها بررسی شود، اما تصمیمگیری درباره آن نیازمند مقایسه دقیق هزینه سوخت، فناوری، حملونقل، راندمان و الزامات زیستمحیطی با سایر گزینههای تولید برق است.
سعید صمدی، کارشناس حوزه زغال سنگ با اشاره به طرح احداث نیروگاههای زغالسنگسوز در کشور، معتقد است بخشی از ذخایر زغال سنگ حرارتی ایران تاکنون استخراج نشده و در صورت فراهم شدن شرایط اقتصادی و زیرساختی، امکان استفاده از این سوخت در بخش انرژی وجود دارد. صمدی درباره این دیدگاه که زغال سنگ ایران از نظر کیفیت و میزان حرارت آزادشده با زغال سنگ مورد استفاده در کشورهای دیگر تفاوت دارد، گفت: چنین تفاوتی را نمیتوان به این شکل مطرح کرد و زغال سنگهای ایران نیز در دو گروه اصلی حرارتی و متالورژی قرار میگیرند. زغال سنگ متالورژی عمدتا در فرآیند تولید فولاد و زغال سنگ حرارتی برای تولید حرارت و انرژی مورد استفاده قرار میگیرد و هر دو نوع در کشور وجود دارد.
این کارشناس حوزه زغال سنگ با اشاره به اینکه ذخایر زغال سنگ حرارتی ایران تاکنون به میزان محدودی استخراج شده است، افزود: با توجه به تشدید کمبود گاز، استفاده از زغال سنگ بهعنوان یکی از گزینههای تامین انرژی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. به گفته صمدی، سال گذشته چند بخش خصوصی بزرگ که به دلیل محدودیت برق و عدمالنفع ناشی از توقف تولید با زیان مواجه شده بودند، به دنبال احداث نیروگاه رفتند، اما در برخی موارد به آنها اعلام شد گاز کافی برای تامین سوخت نیروگاه وجود ندارد؛ در نتیجه زغال سنگ نیز در میان گزینههای جایگزین قرار گرفت. او با اشاره به یک نمونه نیروگاه زغالسنگسوز گفت: این پروژه حدود ۶۰ درصد پیشرفت فیزیکی دارد و میتواند نمونهای از پروژههای در دست اجرا برای استفاده از زغال سنگ در تولید برق باشد.
صمدی میزان صادرات زغال سنگ حرارتی ایران را حدود ۵۰۰ هزار تن در سال برآورد کرد و گفت بخشی از این صادرات به کشورهای ترکیه و پاکستان انجام میشود. به گفته او، در صورت شکلگیری تقاضای داخلی و فراهم شدن زیرساختهای لازم، امکان افزایش استخراج زغال سنگ حرارتی وجود دارد؛ چراکه بخش قابلتوجهی از ذخایر این ماده معدنی تاکنون استخراج نشده است. این کارشناس همچنین از تمایل برخی صنایع سیمان به استفاده از زغال سنگ بهعنوان سوخت خبر داد و تاکید کرد تشدید محدودیت گاز میتواند توجه صنایع و نیروگاهها به این سوخت را افزایش دهد.
رقم ذخایر زغال سنگ زمانی برای صنعت برق اهمیت پیدا میکند که بخشی از آن قابلیت استخراج و تامین مستمر سوخت نیروگاه را داشته باشد. زغال سنگ موجود در دل زمین تا زمانی که استخراج نشود، فرآوری نشود و به محل مصرف نرسد، نمیتواند نقشی در تولید برق ایفا کند؛ بنابراین نقطه شروع این بحث، میزان ذخیره زمینشناسی نیست؛ بلکه میزان ذخیره قابل استخراج و اقتصادی است. ایران دارای زغال سنگ حرارتی و زغال سنگ متالورژی است، اما مصرف این دو در یک زنجیره نیست. زغال سنگ متالورژی بیشتر در صنعت فولاد به کار میرود و زغال سنگ حرارتی قابلیت استفاده بهعنوان سوخت را دارد. در نتیجه، برای توسعه نیروگاههای زغالسنگسوز باید روی معادنی تمرکز کرد که از نظر نوع زغال سنگ، کیفیت، میزان ذخیره و امکان استخراج، قابلیت تامین خوراک نیروگاه را داشته باشند.
این موضوع، محل احداث نیروگاه را هم به یک متغیر تعیینکننده تبدیل میکند. نیروگاه زغالسنگسوز را نمیتوان مستقل از معدن طراحی کرد. اگر فاصله معدن و نیروگاه زیاد باشد، هزینه حمل سوخت وارد محاسبات میشود و با افزایش فاصله، نیاز به زیرساخت ریلی یا جادهای و تجهیزات بارگیری، تخلیه و ذخیرهسازی نیز بیشتر خواهد شد. به همین دلیل، مدلی که نیروگاه را در نزدیکی معدن قرار میدهد، از نظر لجستیک با نیروگاهی که زغال سنگ را از فاصله چندصد کیلومتری دریافت میکند، قابل مقایسه نیست. توسعه معدن، احداث نیروگاه، تامین تجهیزات و اتصال ظرفیت تولیدشده به شبکه، هرکدام زمان و سرمایه خود را میطلبند؛ بنابراین اگر هدف، استفاده از ظرفیت زغال سنگ برای تولید برق باشد، باید از ابتدا کل زنجیره طراحی شود؛ در غیر این صورت، ممکن است کشور هم معدن داشته باشد و هم نیاز به برق، اما میان این دو ظرفیت اتصال اقتصادی ایجاد نشود.
جذابیت زغال سنگ برای تولید برق، در وهله نخست به وجود ذخایر داخلی این سوخت بازمیگردد؛ اما داخلیبودن سوخت لزوما به معنای ارزانبودن برق تولیدی نیست. ارزیابی اقتصادی این گزینه مستلزم محاسبه همزمان هزینه استخراج، فرآوری، انتقال و ذخیرهسازی زغال سنگ، در کنار هزینه ساخت و بهرهبرداری نیروگاه است. سرمایهگذاری اولیه نیز یکی از تفاوتهای نیروگاههای زغالسنگسوز با نیروگاههای متعارف کشور است. این نیروگاهها به تجهیزات ویژه احتراق و کنترل آلایندگی نیاز دارند که میتواند هزینه ساخت پروژه را افزایش دهد. در صورت واردات بخشی از تجهیزات، هزینه ارزی و ریسک تامین نیز به این هزینهها اضافه میشود. در مقابل، اگر امکان تامین فناوری و تجهیزات از داخل وجود داشته باشد، ظرفیت تولید و هزینه آنها باید بهطور دقیق بررسی شود.
هزینه حمل سوخت نیز قابل چشمپوشی نیست. زغال سنگ برخلاف گاز از طریق شبکهای گسترده و پیوسته به نیروگاه منتقل نمیشود و جابهجایی آن به زیرساخت حملونقل نیاز دارد. بنابراین، در کشوری که بخش قابلتوجهی از معادن زغال سنگ در مناطق مشخصی متمرکز است، احداث نیروگاه در فاصله زیاد از معدن میتواند هزینهای به قیمت تمامشده برق اضافه کند که در ارزیابی اولیه ذخایر معدنی دیده نمیشود.
محیطزیست نیز بخش دیگری از این محاسبه است. نیروگاههای زغالسنگسوز به تجهیزات کنترل انتشار آلایندهها نیاز دارند و این تجهیزات باید از ابتدا در طراحی پروژه لحاظ شوند. بنابراین، مقایسه زغال سنگ با گاز یا سایر گزینههای تولید برق، بدون در نظر گرفتن هزینه کنترل آلایندگی، ارزیابی کاملی نخواهد بود. از سوی دیگر، توسعه مصرف داخلی زغال سنگ میتواند بازار جدیدی برای معادن حرارتی ایجاد کند. اگر نیروگاهها به مصرفکنندهای پایدار برای این ماده معدنی تبدیل شوند، انگیزه سرمایهگذاری در استخراج نیز افزایش مییابد.
با این حال، شکلگیری چنین بازاری به عواملی مانند تضمین خرید، قیمتگذاری سوخت و امکان تامین مستمر آن وابسته است. بدون این عوامل، نه معدندار انگیزه کافی برای توسعه تولید خواهد داشت و نه سرمایهگذار نیروگاهی میتواند از تامین بلندمدت سوخت اطمینان حاصل کند. بنابراین، مساله اصلی در استفاده از زغال سنگ برای تولید برق، صرفا یافتن یک سوخت جایگزین نیست؛ بلکه ایجاد یک زنجیره اقتصادی جدید از معدن تا نیروگاه و شبکه برق است. این زنجیره در تمام مراحل با هزینه و ریسک همراه است. زغال سنگ در این معادله نه پاسخی قطعی و نه ظرفیتی قابل چشمپوشی است. ارزش اقتصادی آن زمانی مشخص میشود که هزینه تبدیل ذخایر موجود به برق، با سایر گزینههای تامین انرژی مقایسه شود؛ مقایسهای که باید هم زمان هزینههای معدن، نیروگاه، حملونقل و الزامات زیستمحیطی را در بر گیرد.
منبع: دنیای اقتصاد