به گزارش میمتالز، چندی پیش محمدمهدی حسینی، مدیر مدیریت شهری شرکت فولاد هرمزگان، با اشاره به اقدامات این شرکت در حوزه اقتصاد چرخشی، بر افزایش استفاده مجدد از مواد، کاهش مصرف منابع و کاهش حجم پسماندهای دفنی تأکید کرده است. این رویکرد در راستای سیاستهای کلان محیط زیستی کشور و الزامات قانونی، تلاش دارد الگوی سنتی «تولید، مصرف و دفع» را به چرخهای متکی بر «کاهش مصرف، استفاده مجدد، بازیافت و بازتولید» تبدیل کند.
اهمیت این تغییر رویکرد در صنعت فولاد از آنجا ناشی میشود که بخشی از موادی که در فرآیند تولید به عنوان پسماند شناخته میشوند، در صورت مدیریت و فرآوری مناسب، میتوانند دوباره وارد چرخه تولید یا سایر فعالیتهای صنعتی شوند. بنابراین، اقتصاد چرخشی به جای آنکه پسماند را تنها هزینهای برای دفع بداند، آن را بالقوه به یک منبع اقتصادی تبدیل میکند.
برای فولاد هرمزگان، این موضوع از دو منظر اهمیت دارد. نخست، کاهش فشار زیستمحیطی ناشی از دفن پسماندها و کاهش مصرف منابع جدید و دوم، افزایش بهره وری اقتصادی از طریق استفاده حداکثری از مواد قابل بازیافت و بازگشت آنها به چرخه مصرف. در شرایطی که صنایع فولادی با فشارهای فزاینده برای کاهش ردپای زیستمحیطی خود مواجهاند، چنین سیاستی میتواند به تقویت جایگاه شرکت در مسیر توسعه پایدار کمک کند.
اقتصاد چرخشی همچنین میتواند بخشی از پاسخ صنعت فولاد به مساله محدودیت منابع باشد. در مدل خطی، افزایش تولید به طور معمول به معنای برداشت بیشتر از منابع و در نهایت تولید پسماند بیشتر است، اما مدل چرخشی تلاش میکند با افزایش طول عمر مواد، بازیافت و استفاده مجدد، رابطه میان رشد تولید و مصرف منابع را تغییر دهد. این مساله برای یک صنعت بزرگ مقیاس مانند فولاد، که بخش مهمی از هزینههای آن به تأمین مواد، انرژی و مدیریت پسماند مربوط است، اهمیت مضاعف دارد.
از سوی دیگر، نباید اقتصاد چرخشی را تنها به موضوع بازیافت تقلیل داد. آنچه این مفهوم را برای فولاد هرمزگان مهم میکند، ایجاد یک نگاه سیستمی به منابع است، یعنی شناسایی جریانهای مواد در فرآیند تولید، تعیین موادی که قابلیت استفاده مجدد دارند، کاهش اتلاف و طراحی فرآیندهایی که کمترین میزان پسماند دفنی را ایجاد کنند. به همین دلیل، تأکید این شرکت بر اقدامات عملیاتی، فرهنگی و پژوهشی اهمیت دارد، زیرا تحقق اقتصاد چرخشی تنها با یک فناوری یا یک پروژه امکان پذیر نیست و نیازمند تغییر در شیوه مدیریت منابع و فرهنگ سازمانی است.
در چنین مسیری، اقدامات پژوهشی میتواند نقش تعیین کنندهای داشته باشد. شناسایی کاربردهای جدید برای پسماندها، بررسی امکان بازگشت مواد به چرخه تولید و ارزیابی اقتصادی و زیستمحیطی روشهای مختلف، زمینه را برای تبدیل پسماند از یک هزینه به یک دارایی فراهم میکند. همزمان، آموزش و فرهنگ سازی در داخل سازمان نیز ضروری است تا کاهش مصرف و استفاده مجدد از مواد به بخشی از فرآیند تصمیم گیری روزمره تبدیل شود.
اهمیت این رویکرد در سالهای آینده بیشتر نیز خواهد شد. صنایع فولادی در جهان تحت فشار فزاینده برای کاهش اثرات زیستمحیطی و حرکت به سمت تولید پایدار قرار دارند. در چنین فضایی، شرکتهایی که از هم اکنون مدیریت منابع و پسماند را در چارچوب اقتصاد چرخشی بازطراحی کنند، تنها از منظر محیط زیست عملکرد بهتری نخواهند داشت، بلکه میتوانند در زمینه بهره وری منابع، کاهش هزینههای دفع و ایجاد ارزش افزوده از مواد نیز مزیت بیشتری به دست آورند.
در نهایت، تجربه فولاد هرمزگان نشان میدهد که اقتصاد چرخشی را باید بخشی از راهبرد آینده صنعت فولاد دانست، نه یک پروژه جانبی زیستمحیطی. کاهش مصرف منابع، افزایش استفاده مجدد، بازیافت و کاهش پسماندهای دفنی، همزمان سه هدف را دنبال میکند، حفاظت از محیط زیست، افزایش بهره وری اقتصادی و حرکت به سمت توسعه پایدار. اگر این رویکرد با سنجش دقیق نتایج، توسعه فناوری و تعریف شاخصهای مشخص ادامه یابد، فولاد هرمزگان میتواند از مدیریت پسماند عبور کرده و به سمت ایجاد یک زنجیره واقعی و اقتصادی از مصرف مجدد منابع حرکت کند، مسیری که برای آینده صنعت فولاد ایران نیز اهمیت راهبردی دارد.
منبع: تیتر ۲۰