به گزارش میمتالز، در ادبیات نوین ژئواکونومیک، قدرت صنعتی یک کشور دیگر با حجم خامفروشی یا تناژ تولید محصولات پایه سنجیده نمیشود؛ بلکه عیار توسعهیافتگی را «عمق زنجیره ارزش» و «میزان تابآوری زیرساختها در برابر شوکهای بیرونی» تعیین میکند. برای سالیان متمادی، صنعت فولاد ایران به عنوان ستون فقرات توسعه، بار سنگینی را به دوش کشیده است، اما تمرکز سنتی بر مقاطع تجاری و معمولی نظیر اسلبهای پایه، همواره پاشنه آشیل این صنعت در مواجهه با نوسانات بازار جهانی و تحریمهای بینالمللی بود. در این میان، گروه فولاد مبارکه با درک این ریسک سیستماتیک، یک دگرگونی استراتژیک را آغاز کرد: گذار از فولادهای ساختمانی و تجاری به سمت تولید «ورقهای فولادی گرید خاص». این چرخش هوشمندانه نوعی پدافند غیرعامل صنعتی برای نجات صنایع پاییندست از تلاطم ارز و تحریم به شمار میرفت.
صنایع استراتژیک هر کشوری شامل نفت و گاز، خودروسازی، برق و بستهبندی، شریانهای حیاتی اقتصاد هستند. تحریمهای اقتصادی در گام نخست، با قطع دسترسی به مواد اولیه مهندسی و گریدهای خاص فولادی، این شریانها را هدف قرار دادند. در سالهای گذشته، واردات ورقهای عریض آلیاژی تحت استانداردهای بینالمللی نظیر API یا ورقهای فوقکششی خودرو، با موانع جدی بانکی و لجستیکی روبهرو شد. این انسداد تجاری، صنایع پاییندستی را با دو چالش بزرگ مواجه کرد: اول، افزایش سرسامآور هزینههای ارزی برای دور زدن تحریمها و دوم، تهدید جدی توقف خطوط تولید ملی. در چنین شرایطی، نیاز به یک لنگرگاه داخلی که توانایی بومیسازی فرمولهای پیچیده متالورژیکی را داشته باشد، بیش از هر زمان دیگری احساس میشد؛ مأموریتی که فولاد مبارکه با تکیه بر تحقیق و توسعه و تجهیز خطوط نورد خود آن را بر عهده گرفت.
یکی از درخشانترین جلوههای این پاسخ صنعتی به تحریمها، در بخش انرژی و انتقال نفت و گاز رقم خورد. خطوط لوله انتقال نفت و گاز، بهویژه در محیطهای خورنده اسیدی (ترش)، نیازمند فولادی با خواص مکانیکی خارقالعاده هستند که توان تحمل فشارهای عظیم هیدرواستاتیک را داشته باشد. پیش از این، تأمین این فولادها (سری API) کاملاً وابسته به واردات بود. فولاد مبارکه با دستیابی به فرآیندهای ترمومکانیکال پیچیده و عملیات حرارتی کنترلشده، موفق شد این گرید استراتژیک را بومیسازی کند. این دستاورد نهتنها از خروج صدها میلیون دلار ارز جلوگیری کرد، بلکه پروژههای ملی انتقال انرژی را از بنبست تحریمهای خارجی نجات داد و ثابت کرد که امنیت انرژی ایران، پیوند مستقیمی با خطوط تولید فولاد مبارکه دارد.
موفقیت در بومیسازی، به صنایع نفت و گاز محدود نماند. در صنایع سنگین، ماشینسازی و صنایع دفاعی، قطعات متحرکی مانند شاسیها، اکسلها و سیستمهای تعلیق نیازمند مقاومت سایشی فوقالعاده بالایی هستند. بومیسازی فولادهای عملیات حرارتیپذیر غیرآلیاژی با کربن متوسط (نظیر گرید CK۶۷) توسط فولاد مبارکه، پاسخ قاطعی به تحریمهای بخش قطعهسازی بود. از سوی دیگر، تولید فولاد الکتریکی غیرجهتدار (NGO) در مجتمع سبا، گام بلند دیگری در جهت خودکفایی بود. این ورقهای پیچیده سیلیسیومدار که هسته ترانسفورماتورهای قدرت و موتورهای الکتریکی را تشکیل میدهند، پیشتر بهعنوان کالایی با فناوری بالا وارد میشدند. بومیسازی این گرید، شبکه توزیع برق کشور را در برابر تحریمهای این بخش کاملاً مصون ساخت.
یکی از بخشهایی که همواره تحت فشار شدید نوسانات نرخ ارز و محدودیتهای وارداتی قرار داشته، صنعت خودرو است. استانداردهای نوین ایمنی و مصرف سوخت، خودروسازان را به سمت استفاده از ورقهای سبکتر، اما مستحکمتر سوق داده است. فولاد مبارکه از طریق بازوی تخصصی خود یعنی شرکت ورق خودرو چهارمحال و بختیاری، گریدهای پیشرفتهای همچون ورقهای دوفازی (DP۶۰۰) و TRIP را روانه بازار کرد. این محصولات با قابلیت جذب فوقالعاده ضربه در تصادفات، استاندارد ایمنی خودروهای داخلی را ارتقا دادند. بدین ترتیب، خودروساز بزرگ داخلی با اتکا به تأمینکننده بومی، دیگر نیازی به مواجهه با نوسانات نرخ ارز و چالش ثبت سفارش خارجی برای ورقهای بدنه ندارد.
تحلیل روندهای اقتصادی و صنعتی کشور نشان میدهد که دوام تولید در شرایط بیثبات منطقهای، فشار تحریمها و نوسانات شدید بازارهای جهانی، دیگر با اتکا به تولید انبوه محصولات پایه ممکن نیست. امروز مزیت رقابتی واقعی در اختیار مجموعههایی است که بتوانند دانش فنی، فناوری متالورژیک و زنجیره یکپارچه ارزش را در کنار هم توسعه دهند. در چنین شرایطی، حرکت فولاد مبارکه به سمت تولید گریدهای خاص را باید فراتر از یک تصمیم اقتصادی با هدف افزایش تنوع در سبد محصول دانست؛ این مسیر در واقع نوعی سرمایهگذاری بلندمدت برای افزایش تابآوری صنعتی کشور بوده است.
بومیسازی دهها گرید استراتژیک در حوزه انرژی، برق، خودروسازی، صنایع دفاعی و بستهبندی، نهتنها وابستگی صنایع داخلی به واردات را کاهش داده، بلکه به شکل محسوسی امنیت زنجیره تأمین کشور را تقویت کرده است. اکنون بسیاری از صنایع پاییندستی که در گذشته با کوچکترین اختلال در واردات یا جهش نرخ ارز دچار بحران میشدند، میتوانند بر توان تولید داخلی تکیه کنند. اهمیت این تحول زمانی آشکارتر میشود که بدانیم بخش مهمی از این گریدها، محصول فناوریهای پیچیده و انحصاری در جهان هستند و دستیابی به آنها بدون سرمایهگذاری مستمر در تحقیق و توسعه امکانپذیر نیست.
از سوی دیگر، شکلگیری اکوسیستم تخصصی در مجموعه فولاد مبارکه، از تولید تختال و کلاف گرم تا ورقهای پیشرفته خودرویی، الکتریکی و پوششدار، نشان میدهد که آینده صنعت فولاد تنها در افزایش ظرفیت تولید تعریف نمیشود، بلکه در «عمقبخشی به فناوری» و «خلق ارزش افزوده» معنا پیدا میکند. این همان نقطهای است که فولاد مبارکه را از یک تولیدکننده بزرگ فولاد، به بازیگری راهبردی در امنیت صنعتی و اقتصادی ایران تبدیل کرده است.