به گزارش میمتالز، در نگاه نخست، خرید قسطی رمزارز شاید صرفاً یک قابلیت جدید برای کاربران به نظر برسد؛ اما اگر کمی عمیقتر شویم، این مدل کسبوکار پرسشهای جدی حقوقی، اقتصادی و نظارتی را پیش روی صنعت اعتبار قرار میدهد. آیا یک شرکت BNPL (خرید اکنون، پرداخت بعداً) همچنان در حال تأمین مالی خرید کالا و خدمات است یا عملاً وارد بازار اعطای اعتبار برای خرید داراییهای مالی شده است؟
فلسفه شکلگیری سرویسهای BNPL در جهان، تسهیل خرید کالاها و خدمات مصرفی بوده است. در این مدل، شرکت اعتباردهنده هزینه خرید یک کالا را پرداخت میکند و کاربر آن را در چند قسط بازمیگرداند. اما رمزارز، برخلاف یک یخچال، تلفن همراه یا حتی بلیت سفر، کالایی مصرفی نیست؛ داراییای سرمایهگذاری است که ارزش آن میتواند ظرف چند ساعت بهطور قابلتوجهی افزایش یا کاهش یابد. به همین دلیل، تأمین مالی خرید رمزارز، ماهیت ریسک را نیز تغییر میدهد.
در چنین مدلی، شرکت اعتباردهنده دیگر صرفاً ریسک بازپرداخت اقساط را مدیریت نمیکند، بلکه به شکلی غیرمستقیم در معرض نوسانات شدید بازار داراییهای دیجیتال نیز قرار میگیرد. اگر ارزش دارایی خریداریشده سقوط کند، احتمال نکول مشتری نیز افزایش مییابد؛ زیرا کاربری که سرمایه خود را از دست رفته میبیند، انگیزه کمتری برای ادامه پرداخت اقساط خواهد داشت. این همان ریسکی است که در ادبیات مالی از آن با عنوان افزایش ریسک ناشی از تأمین مالی داراییهای پرنوسان یاد میشود.
مدافعان این مدل ممکن است استدلال کنند که کاربران تا پایان پرداخت اقساط اجازه فروش رمزارز خریداریشده را ندارند و بنابراین امکان تبدیل فوری اعتبار به پول نقد از بین میرود. این محدودیت بیتردید بخشی از ریسک را کاهش میدهد، اما مسئله اصلی را حل نمیکند. در این حالت، شرکت اعتباردهنده عملاً به نگهدارنده دارایی دیجیتال مشتری تبدیل میشود؛ نقشی که مسئولیتهایی مانند حفظ امنیت دارایی، مقابله با حملات سایبری و پاسخگویی در برابر از دست رفتن احتمالی آن را نیز به همراه دارد. این مسئولیتها اساساً با مأموریت سنتی یک شرکت BNPL تفاوت دارند.
در ایران، موضوع از زاویه دیگری نیز قابل بررسی است. وضعیت حقوقی رمزارزها همچنان در بسیاری از حوزهها شفاف نیست و چارچوب مقرراتی آنها طی سالهای اخیر بارها دستخوش تغییر شده است. ورود شرکتهای اعتباری به این بازار میتواند پرسشهای تازهای را برای نهادهای ناظر ایجاد کند؛ از جمله اینکه آیا تأمین مالی خرید رمزارز در حدود فعالیت یک شرکت اعتباری قرار میگیرد یا این شرکت عملاً وارد حوزهای شده که به نظارت و الزامات متفاوتی نیاز دارد.
ابهام زمانی جدیتر میشود که پای استیبلکوینهایی مانند تتر به میان میآید. تتر اگرچه از نظر فنی یک رمزارز است، اما از نظر اقتصادی برای ایفای نقش معادل دلار طراحی شده است. در چنین شرایطی این پرسش مطرح میشود که آیا فروش اقساطی تتر، فروش یک «کالا» محسوب میشود یا در عمل نوعی فروش پول و اعطای اعتبار برای خرید ارز است؟ اگر پاسخ به گزینه دوم نزدیکتر باشد، مرز میان اعتبار خرید کالا و اعتبار نقدی تا حد زیادی از بین میرود.
از منظر سیاستگذاری نیز این تحول اهمیت دارد. شرکتهای BNPL تاکنون عمدتاً در خدمت توسعه مصرف خانوار و رونق تجارت الکترونیک بودهاند، اما تأمین مالی خرید داراییهای مالی میتواند آنها را وارد حوزهای کاملاً متفاوت کند؛ حوزهای که با سفتهبازی، نوسان قیمت و ریسکهای مالی گره خورده است. شاید به همین دلیل است که در بسیاری از بازارهای توسعهیافته، خرید کالا با اعتبار از تأمین مالی مستقیم داراییهایی مانند سهام، ارز و رمزارز تفکیک شده و برای هر یک الزامات نظارتی متفاوتی در نظر گرفته شده است.
در نهایت، پرسش اصلی نه این است که آیا فناوری چنین امکانی را فراهم کرده است یا نه، بلکه این است که آیا نظام حقوقی و چارچوب مدیریت ریسک نیز آماده پذیرش چنین تغییری هستند. تا زمانی که پاسخ روشنی برای این پرسش وجود نداشته باشد، خرید قسطی رمزارز بیش از آنکه یک نوآوری ساده در خدمات اعتباری باشد، آزمونی برای مرزهای صنعت BNPL و نظام تنظیمگری مالی خواهد بود.
منبع: خبرگزاری تسنیم