به گزارش میمتالز، طی سالهای اخیر مفهوم مسوولیت اجتماعی شرکتها در جهان دستخوش تغییرات جدی شده است. در گذشته بسیاری از بنگاههای اقتصادی مسوولیت اجتماعی را در قالب فعالیتهای خیریه، کمکهای مقطعی یا اجرای پروژههای محدود محلی تعریف میکردند، اما امروز نگاه جدیدی در حال شکلگیری است که بر اساس آن شرکتهای بزرگ باید بخشی از راهحل چالشهای توسعهای، زیستمحیطی و اجتماعی باشند. در این میان، آنچه در عملکرد فولاد مبارکه مشاهده میشود، نشان دهنده حرکت به سمت همین الگوی نوین است.
زهرا کلا، کارشناس محیط زیست اظهار کرد: این مجموعه در حال فاصله گرفتن از الگوهای سنتی بنگاه داری و حرکت به سمت مدلی است که در آن توسعه صنعتی با حفاظت از منابع طبیعی و بازسازی سرزمین پیوند خورده است.
به گفته وی، یکی از مهمترین چالشهای صنایع بزرگ در دهههای آینده موضوع پایداری منابع طبیعی خواهد بود. دیگر نمیتوان توسعه صنعتی را بدون توجه به ظرفیتهای اکولوژیک سرزمین دنبال کرد، زیرا هرگونه فشار بیش از حد بر منابع آب، خاک و پوشش گیاهی در نهایت به کاهش کیفیت زندگی، افزایش هزینههای تولید و بروز بحرانهای اجتماعی و زیستمحیطی منجر خواهد شد.
این کارشناس محیط زیست با اشاره به تجربه کشورهای توسعه یافته توضیح میدهد که بسیاری از شرکتهای بزرگ جهان امروز سرمایهگذاری در حوزه محیط زیست را نه یک هزینه اضافی بلکه بخشی از راهبرد توسعه خود میدانند. از نگاه او، بنگاههای اقتصادی موفق در آینده شرکتهایی خواهند بود که بتوانند میان تولید ثروت، حفاظت از منابع طبیعی و ارتقای کیفیت زندگی جوامع محلی تعادل ایجاد کنند.
کلا همچنین در ادامه بیان کرد: فولاد مبارکه طی سالهای اخیر تلاش کرده است چنین رویکردی را در برنامههای خود نهادینه کند. پروژههای مرتبط با مدیریت مصرف آب، توسعه فضای سبز، مشارکت در طرحهای احیای اکوسیستمهای طبیعی و حمایت از برنامههای زیستمحیطی منطقهای، همگی نشان میدهد که این شرکت به تدریج در حال ورود به مرحلهای فراتر از مسوولیت اجتماعی متعارف است.
وی تأکید میکند که یکی از نکات مهم در این مسیر، توجه به مفهوم «بازسازی سرزمین» است. این مفهوم تنها به کاشت درخت یا اجرای چند پروژه محیطزیستی محدود نمیشود، بلکه شامل مجموعهای از اقدامات برای احیای ظرفیتهای طبیعی، افزایش تابآوری اکولوژیک و کاهش آثار ناشی از فعالیتهای صنعتی است. به باور او، هر زمان که یک بنگاه اقتصادی بتواند بخشی از منابع و توان مدیریتی خود را در جهت احیای زیستبومهای آسیب دیده به کار گیرد، در واقع وارد عرصه بازسازی سرزمین شده است.
این کارشناس محیط زیست همچنین به اهمیت مشارکت صنایع بزرگ در مقابله با تغییرات اقلیمی اشاره کرد وگفت: در شرایطی که جهان با بحران گرمایش زمین، کاهش منابع آبی و گسترش بیابانزایی مواجه است، صنایع بزرگ نمیتوانند تنها به دنبال افزایش تولید باشند. آنها باید بخشی از مسوولیت مدیریت این چالشها را نیز بر عهده بگیرند. از این منظر، سرمایهگذاری در فناوریهای کم مصرف، بهینهسازی مصرف انرژی، استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر و اجرای طرحهای احیای محیط زیست میتواند نقش مهمی در کاهش فشار بر منابع طبیعی داشته باشد.
به اعتقاد کلا، آنچه فولاد مبارکه را از بسیاری از الگوهای سنتی بنگاه داری متمایز میکند، تلاش برای ایجاد پیوند میان توسعه صنعتی و توسعه سرزمینی است. در این رویکرد، موفقیت یک بنگاه تنها با شاخصهای مالی و تولیدی سنجیده نمیشود، بلکه تأثیر آن بر کیفیت محیط زیست، رفاه اجتماعی و پایداری منطقه نیز مورد ارزیابی قرار میگیرد.
وی اضافه کرد: در سالهای آینده انتظار جامعه از صنایع بزرگ بیش از گذشته خواهد بود. افکار عمومی، نهادهای نظارتی و حتی سرمایهگذاران به دنبال شرکتهایی هستند که عملکرد آنها در حوزه محیط زیست و توسعه پایدار شفاف و قابل ارزیابی باشد. از همین رو، شرکتهایی که از امروز در مسیر سرمایهگذاریهای سبز و احیای سرزمین حرکت میکنند، در آینده از مزیت رقابتی قابل توجهی برخوردار خواهند شد.
این کارشناس محیط زیست در پایان تأکید کرد: توسعه پایدار تنها یک شعار یا برنامه تبلیغاتی نیست، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای ادامه حیات اقتصادی و اجتماعی جوامع است. به همین دلیل، حرکت شرکتهایی مانند فولاد مبارکه به سمت ایفای نقش فعال در بازسازی سرزمین و حفاظت از منابع طبیعی میتواند الگویی برای سایر صنایع کشور باشد، الگویی که نشان میدهد رشد اقتصادی و حفظ محیط زیست نه تنها در تقابل با یکدیگر نیستند، بلکه میتوانند دو ضلع مکمل یک مسیر توسعه پایدار باشند.
منبع: تیتر ۲۰