تاریخ: ۲۲ آذر ۱۴۰۴ ، ساعت ۱۲:۵۵
بازدید: ۳۰۵
کد خبر: ۳۹۲۱۹۲
سرویس خبر : آهن و فولاد
ورق گرم؛ از بورس تا مرز

اولویت امروز چیست؛ رفع نیاز کارخانه‌ها یا سود صادراتی سودجویان؟

اولویت امروز چیست؛ رفع نیاز کارخانه‌ها یا سود صادراتی سودجویان؟
‌می‌متالز - روایت صنعت فولاد ایران را که ورق بزنیم، ورق گرم یکی از نخستین سطر‌های آن است؛ سطری که بدون آن، بسیاری از خطوط تولید ناتمام می‌ماند. محصولی که قرار است از مسیر رسمی بورس کالا، با سهمیه‌هایی که سامانه بهین‌یاب تعریف می‌کند، درست و منصفانه به دست مصرف‌کنندگان واقعی برسد؛ به دست آنانی که آن را در خطوط تولیدشان می‌ریزند تا چرخ اقتصاد بچرخد و چرخه ارزش‌افزوده کامل شود.

‌می‌متالز - مارال کاظمی: اما روایت بازار همیشه مطابق متن قانون پیش نمی‌رود. در سایه همین سازوکار رسمی، داستانی دیگر جریان دارد؛ روایتی که از شکاف میان قانون و عمل متولد می‌شود. گزارش‌های تأییدشده نشان می‌دهد شماری از شرکت‌هایی که ورق گرم را از بورس کالا خریداری می‌کنند، آن را نه در خط تولید، بلکه در مسیر خروج از کشور قرار می‌دهند. گویی ورق گرم، بی‌آنکه فرصتی برای تبدیل به محصول داخلی بیابد، راهی مرز‌ها می‌شود. انگیزه این رفتار نیز پنهان نیست؛ تفاوت قابل‌توجه میان نرخ ارز مرکز مبادله و نرخ بازار آزاد، سودی شیرین و وسوسه‌انگیز پیش روی برخی گذاشته است؛ سودی که تولید را به حاشیه و صادرات غیررسمی را به متن می‌نشاند.

اما این خروج خام، هزینه‌ای است که از جیب کُلِ صنعت پرداخت می‌شود. هر ورقی که از مسیر غیررسمی کشور را ترک می‌کند، در حقیقت یک خط تولید را از نَفَس می‌اندازد. صنایع پایین‌دستی که چشم به راه این ماده اولیه‌اند، با کمبود روبه‌رو می‌شوند. عرضه کاهش می‌یابد، فشار بر بازار داخلی بیشتر می‌شود و قیمت‌ها آرام‌آرام سربه‌فلک می‌کشند. در نهایت، این زنجیره فشار به جامعه می‌رسد؛ به مصرف‌کننده‌ای که باید بهای این بی‌نظمی را بپردازد.

آمار‌ها نیز این داستان را با زبانی روشن‌تر بازگو می‌کنند. در نیمه نخست سال گذشته، بیش از ۹۵ درصد صادرات ورق گرم در اختیار تولیدکنندگان اصلی بود؛ یعنی همان‌هایی که تولید می‌کنند، می‌فروشند و در حلقه رسمی زنجیره قرار دارند. اما امسال این عدد به ۵۴ درصد سقوط کرده است. هم‌زمان تعداد مبادی گمرکی صادرات از ۱۲ پایانه به ۲۷ پایانه رسیده؛ افزایشی که تنها یک معنا دارد؛ گسترش مسیر‌های خروج و شکل‌گیری شبکه‌ای پراکنده از صادرات غیررسمی.

این تصویر، تنها یک روایت اقتصادی نیست؛ هشداری است آرام، اما جدی. اگر نظارت بر زنجیره تولید و توزیع محصولات فولادی دقیق‌تر نشود، اگر فاصله‌های قانونی پُر نشود و اگر سازوکار‌های کنترل، شفاف و یکپارچه نباشد، بازار داخلی به‌ زودی با بحران عرضه مواجه خواهد شد. ورق گرم، که باید خون تازه در رگ‌های صنعت باشد، تبدیل می‌شود به کالایی کمیاب و کمیابی همیشه در بازار ایران آغاز جهش قیمت است.

در چنین شرایطی، راهکار پیچیده نیست؛ صادرات باید تنها در اختیار تولیدکنندگان اصلی باقی بماند؛ آنهایی که می‌توان عملکردشان را رصد کرد و مسوولیت‌پذیری‌شان را سنجید. هر گونه خروج غیررسمی باید با نظارت سخت‌گیرانه متوقف شود و حلقه‌های شفافیت، از کارخانه تا گمرک، دوباره بازتعریف گردد.

این روایت، نه دعوت به مانع‌تراشی در برابر صادرات قانونی، بلکه تأکیدی است بر حفاظت از زنجیره تولید ملی. زیرا فولاد، بیش از یک محصول، سرمایه‌ای ملی است و پاسداری از آن یعنی پاسداری از فردایی که صنعت و اقتصاد و اشتغال کشور بر شانه‌های آن استوار خواهد بود.

مطالب مرتبط
عناوین برگزیده