به گزارش میمتالز، این صنعت، با تمام شکوهش، زخمی پنهان دارد؛ زخمی به نام انرژی. هر روز، هزاران متر مکعب گاز طبیعی، هزاران لیتر نفت کوره، و صدها مگاوات برق صرف تولید فولاد میشود؛ و در ازای آن، دودهای سیاه، دیاکسیدکربن، و ردپای سنگین زیستمحیطی بر جای میماند. اینجاست که داستان ما آغاز میشود؛ داستانی درباره پیوند فولاد و انرژی هستهای، درباره امیدی نو برای صنعتی که در آستانه تحول ایستاده است.
در سالهای اخیر، صنعت فولاد ایران با چالشهای جدی در تأمین انرژی مواجه شده است. ناترازی گاز طبیعی، قطعی برق در تابستان، و محدودیتهای زیستمحیطی، تولید را با اختلال مواجه کردهاند. کارخانهها گاه مجبورند با ظرفیت نصف کار کنند، یا از سوختهای آلایندهتر استفاده کنند. این وضعیت نه تنها هزینهها را بالا برده، بلکه رقابتپذیری ایران در بازار جهانی فولاد را نیز کاهش داده است.
در همین حال، جهان به سوی فولاد سبز حرکت میکند؛ فولادی که با کمترین ردپای کربنی تولید شود. اروپا، چین و آمریکا در حال سرمایهگذاری روی فناوریهایی هستند که تولید فولاد را با انرژیهای پاک ممکن میسازند. ایران، اگر بخواهد در این رقابت باقی بماند، باید راهی نو بیابد.
در همین کارخانهای که داستان ما آغاز شد، مدیران به دنبال راهحلی بودند. یکی از مهندسان جوان، در جلسهای پیشنهاد داد: «چرا از انرژی هستهای استفاده نکنیم؟» ابتدا سکوتی سنگین حاکم شد. انرژی هستهای؟ مگر فقط برای تولید برق نیست؟ اما او ادامه داد: راکتورهای نسل چهارم میتوانند گرمای بسیار بالا تولید کنند؛ گرمایی که برای ذوب سنگ آهن و فرآیندهای متالورژیکی لازم است. حتی میتوان با آن هیدروژن تولید کرد؛ هیدروژنی که جایگزین زغال سنگ شود.
این ایده، جرقهای بود در تاریکی. بررسیها آغاز شد. مشخص شد که نیروگاههای هستهای، برخلاف انرژی خورشیدی یا بادی، میتوانند به صورت پایدار و شبانهروزی برق و گرما تولید کنند. ضریب ظرفیت آنها بالای ۹۰ درصد است؛ یعنی تقریباً همیشه روشن هستند.
یکی از مهمترین کاربردهای انرژی هستهای در صنعت فولاد، تولید هیدروژن سبز است. در فرآیند احیای مستقیم آهن (DRI)، معمولاً از گاز طبیعی یا زغال سنگ به عنوان عامل کاهنده استفاده میشود. اما اگر بتوان هیدروژن را جایگزین کرد، خروجی فرآیند به جای دیاکسیدکربن، بخار آب خواهد بود. این یعنی فولاد بدون کربن؛ انقلابی در صنعت.
تولید هیدروژن با برق یا گرمای هستهای، نه تنها پاک است، بلکه پایدار و اقتصادی نیز میتواند باشد. تصور کنید کارخانههایی که به جای دودهای سیاه، تنها بخار آب از دودکشهایشان خارج شود. این تصویر، شاید روزی به واقعیت بدل شود.
البته مسیر استفاده از انرژی هستهای در صنعت فولاد، بدون مانع نیست. ساخت نیروگاههای هستهای نیازمند سرمایهگذاری عظیم، زیرساختهای فنی، و مجوزهای ایمنی است. همچنین، باید اطمینان حاصل شود که این فناوریها با نیازهای صنعتی هماهنگ هستند.
اما ایران، با داشتن دانش بومی در حوزه هستهای، میتواند این مسیر را با سرعت بیشتری طی کند. تفاهم نامههایی که اخیراً میان شرکتهای معدنی و سازمان انرژی اتمی امضا شدهاند، نشان از آغاز این حرکت دارند. اگر این همکاریها به مرحله اجرا برسند، میتوان انتظار داشت که در سالهای آینده، نخستین واحدهای فولادسازی با انرژی هستهای راهاندازی شوند.
در چشمانداز آینده، میتوان صنعتی را تصور کرد که در آن:
برق کارخانهها از نیروگاههای هستهای تأمین شود و گرمای لازم برای ذوب فلزات از راکتورهای دما بالا حاصل شود.
هیدروژن سبز جایگزین زغال سنگ شود و ردپای کربنی تولید فولاد به حداقل برسد وشاید به واسطه برخورداری از منایع تجدیدپذیر انرژی ایران در تولید فولاد سبز، پیشتاز منطقه شود.
این آینده، نه تنها از نظر زیستمحیطی مطلوب است، بلکه از نظر اقتصادی نیز مزیتآفرین خواهد بود. کاهش وابستگی به گاز طبیعی، افزایش پایداری تولید، و ارتقای جایگاه صادراتی، همگی از پیامدهای مثبت این تحول خواهند بود.
در پایان داستان، همان مهندس جوان که پیشنهاد اولیه را داده بود، حالا در رأس تیمی قرار دارد که طراحی نخستین واحد فولادسازی با انرژی هستهای را بر عهده دارد. او میگوید: وقتی همه به دنبال راهحلهای قدیمی بودند، ما به آینده نگاه کردیم. فولاد و اتم، شاید در ظاهر بیربط باشند، اما در عمل میتوانند متحدانی قدرتمند باشند؛ و کارخانهای که روزی با دودهای سیاه شناخته میشد، حالا نماد پاکی و پیشرفت شده است. کارگران با افتخار میگویند: ما فولاد سبز تولید میکنیم؛ فولادی که نه تنها محکم است، بلکه با طبیعت همساز است.
این مقاله، تلاشی است برای ترسیم چشماندازی نو در صنعت فولاد ایران؛ چشماندازی که در آن انرژی هستهای نه تنها یک منبع برق، بلکه یک ابزار تحول صنعتی است.
منبع: روزگار معدن