به گزارش میمتالز، در دنیای امروز فولاد، بازی از کارخانهها آغاز نمیشود، بلکه از عمق زمین کلید میخورد. اگر تا ۲ دهه پیش فولادسازان بزرگ صرفاً خریداران رسمی مواد اولیه بودند و بخش معدن را به شرکتهای تخصصی واگذار میکردند امروز بیشتر این شرکتها خود را صاحبخانه معادن میدانند.
این تغییر رویکرد ساده نیست، پشت آن سالها تجربه در مواجهه با نوسانات جهانی قیمت سنگ آهن، بحرانهای حملونقل دریایی و محدودیتهای صادراتی کشورهای معدنی نهفته است.
در یک بازار جهانی که رقابت بر سر هر تن سنگ آهن و زغال سنگ بالا گرفته، امنیت زنجیره تأمین بدون مالکیت یا سهامداری مستقیم در معادن تقریباً غیرممکن شده است.
بنچمارک جهانی فولادسازان در حوزه معدن نشان میدهد که آنها صرفاً دنبال حاشیه امنیت نیستند بلکه مدل کسبوکارشان را طوری بازطراحی کردهاند که معدن و فولاد به یک زنجیره یکپارچه بدل شده است.
China Baowu، بزرگترین فولادساز جهان با تولید سالانه بیش از ۱۳۰ میلیون تن فولاد، مالک و شریک استراتژیک در بیش از ۲۰ پروژه بزرگ سنگ آهن است. از استرالیا و آفریقا تا مغولستان، این شرکت میلیاردها دلار سرمایهگذاری کرده تا مسیر تأمین مواد اولیه خود را قفل کند. سرمایهگذاری در معادن سنگ آهن گینه و پروژههای مشترک در برزیل، نمونههایی از این سیاست است. نکته کلیدی اینکه Baowu نهتنها معدن را میخرد، بلکه برای حمل مواد اولیه خطوط ریلی و پایانههای صادراتی اختصاصی میسازد تا حتی در بحران جهانی حملونقل، وابسته به بازار آزاد نباشد.
ArcelorMittal، غول اروپایی با حضور در بیش از ۶۰ کشور، مدل «زنجیره کامل» را اجرا کرده است. از کنترل معادن سنگ آهن کانادا و اوکراین گرفته تا مالکیت معادن زغال سنگ ککشو در قزاقستان، همه در خدمت یک هدف است: کاهش وابستگی به بازار و مدیریت هزینه تولید. حتی در بحران سال ۲۰۲۱ که قیمت جهانی زغال سنگ ککشو به بالای ۶۰۰ دلار در هر تن رسید، ArcelorMittal با منابع داخلی خود، افزایش قیمت را تا حد زیادی مهار کرد.
ژاپنیها و کرهایها نیز با همان جدیت وارد این بازی شدهاند، هرچند مدلشان متفاوت است. Nippon Steel و POSCO بهجای مالکیت مطلق، ترجیح میدهند در قالب «سرمایهگذاری مشترک» (Joint Venture) با شرکتهای معدنی همکاری کنند. این مدل معمولاً با امضای قراردادهای خرید بلندمدت (Offtake Agreements) همراه است که تضمین میکند فولادساز تا ۲۰ سال آینده مواد اولیه را با فرمول قیمتگذاری توافقشده دریافت کند. سرمایهگذاری در معادن استرالیا، هند و اندونزی بخشی از همین استراتژی است.
Tata Steel و JSW Steel، دو غول فولادی هند، علاوه بر توسعه منابع داخلی، در معادن آفریقا و کانادا نیز سهم خریدهاند. Tata Steel با مالکیت بخشی از معادن زغال سنگ موزامبیک و سنگ آهن کانادا، هم تأمین انرژی و هم مواد اولیه خود را ایمن کرده است. هدف آنها فقط تأمین خط تولید داخلی نیست، بلکه توسعه صادرات به بازارهای آفریقایی و آسیای جنوبشرقی هم در دستور کار است.
این نمونهها نشان میدهد که فولادسازان برتر، معادن را فقط منبع مواد اولیه نمیبینند، بلکه آنها را سکوی پرش برای نفوذ به بازارهای جدید، ایجاد ارزش افزوده محلی و مهار هزینههای لجستیک میدانند. نتیجه طبیعی این سیاست، کاهش ریسک و افزایش ثبات تولید است.
ایران نیز در چند سال اخیر به ضرورت حضور مستقیم در معادن، آن هم خارج از مرزها، پی برده است. گروه فولاد مبارکه، به عنوان بزرگترین تولیدکننده ورق فولادی خاورمیانه، تا امروز ظرفیت کامل خود را در حوزههای پاییندستی به کار گرفته، اما رشد آینده بدون منابع اولیه مطمئن دشوار خواهد بود.
سعید زرندی، مدیرعامل گروه فولاد مبارکه، در نشست اقتصادی ایران و افغانستان بهصراحت اعلام کرد که فولاد مبارکه آماده است در خاک افغانستان سرمایهگذاری عملی انجام دهد. این سرمایهگذاری شامل ایجاد کارخانههای دانهبندی و کنسانترهسازی سنگ آهن و حتی منطقه ویژه صنعتی مشترک در نقطه صفر مرزی است.
اعداد فعلی فولاد مبارکه به شرح زیر است:
این ارقام نشان میدهد که حلقههای میانی و پایانی زنجیره تولید کاملاً فعال است، اما گلوگاه تأمین مواد اولیه به یک نقطه حساس در توسعه این مجموعه بدل شده است.
افغانستان نهتنها از ذخایر عظیم سنگ آهن بهرهمند است بلکه موقعیت جغرافیایی آن میتواند به کریدوری صادراتی برای فولاد ایران تبدیل شود. حضور در معادن افغانستان و فرآوری در خاک این کشور امکان دسترسی به بازارهای آسیای میانه، چین و حتی هند را فراهم میکند.
زرندی همچنین تأکید کرده که فولاد مبارکه آماده انتقال دانش فنی و آموزش نیروهای افغان است تا همکاریها به توسعه صنعتی ۲ کشور بیانجامد.
ورود به بازار معدنی افغانستان همانقدر که فرصت است چالش هم دارد، حضور بازیگران قدیمی چینی، هندی و حتی اروپایی در معادن افغانستان به معنای رقابت فشرده برای گرفتن امتیازها خواهد بود. ایران باید زیرساختهای لجستیکی خود را ارتقا دهد و در مدلهای مالی و حقوقی سرمایهگذاری خلاقانهتر عمل کند. در غیر این صورت، ممکن است حضورش محدود و کوتاهمدت باشد.
آنچه روشن است اینکه فولاد مبارکه با این رویکرد جدید، عملاً گام اول را برای پیوستن به باشگاه جهانی فولادسازان معدندار برداشته است. اما برای رقابت مؤثر، نیاز به سرمایهگذاری چند میلیارد دلاری، شراکتهای بینالمللی و برنامهریزی دقیق برای زنجیره حملونقل خواهد بود. در غیر این صورت، تهدید کمبود مواد اولیه در سالهای آینده همچنان پابرجا میماند.
منبع: دنیای معدن